سلام
آیا افسانه های شاهنامه همانند رستم و ضحاک وسیاوش و... ریشه در حقیقت دارند"؟؟
و آیا در اسلام و روایات اسلامی و تواریخ شیعه و سنی در مورد این اشخاص سخن گفته اند؟؟
یا همانند اسرائیلیات در جامعه نفوذ کرده اند؟؟
و آیا از نظر دین اسلام تاییدی بر آنها است؟؟
متشکرم
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
شايد بتوان براي برخي از اين داستان ها و افسانه ها واقعيتي پيدا كرد. اما بيشتر آنچه موجود است افسانه سرايي است و واقعيت ندارد.
در كلمات اهل بيت از اين گونه مطالب ديده نمي شود. اما گاهي نويسندگان اسلامي تحت تاثير اين گونه مطالب قرار گرفته وازآنان بهره برده اند. در متون روايي از افسانه هاي ايران باستان خبري نيست. اما در تاريخ به برخي از آنها اشاره شده است.
افسانه واساطير در اسلام:
از افسانه در ادبيات قرآني و اسلامي تعبير به اساطير شده است.
دانشمندان واژهشناس اساطير را به سخنانى كه هيچ ربطى به چيزىندارند تعريف كردهاند و افزودهاند: اساطير الاولين، يعنى آن سخنان شگفتى كه ازپيشينيان نوشته باشند و آن درباره سخنى به كار مىرود كه از هم گسيخته باشد.(1) اساطيرالاولين در ترجمه فارسى به افسانههاى نبشته پيشينيان ترجمه شده است.(2)
اسطوره قصهگونهاى است كه طى توالى نسلها بر سر زبانها نقل مىشود. كه پديدههاى طبيعت و همچنين آيينها و عقايد موروثى را به نحوى غالبا ساده تبيينمىكند. در اسطوره مرز دنياى عينى و ذهنى به هم مىريزد. زمان واقعى عينيت خود را از دست مي دهد و به زمانى ذهنى تبديل مىشود. اسطوره را بايد داستانهاى نيمه واقعىدانست.... آنچه مهم است صحت تاريخى داستان نيست; بلكه مفهومى است كه براى معتقدان آن در بردارد.(3)
بر گرفته از صحيفه مبين، تابستان 1378 - شماره 19
پي نوشت ها:
1. خليل بن احمد فراهيدي، العين، واژه اسطوره، ص 373، دايره المعارف قرن عشرين، فريد وجدى، بيروت، ج 5، ص 128.
2. لسان التنزيل، مهدي محقق تهران، ناشر: بنگاه ترجمه و نشر كتاب،1344، ص 26.
3. اساطير و فرهنگ ايراني در نوشتههاي پهلوي نويسنده رحيم عفيفي ناشر توس سال نشر 1383، ص 13.
موفق باشید.






