سلام من اصلادر مرورد این جبر و اختیار به جایی نمیرسم از یک طرف خدا در قران میگه شماها اختیار دارید از طرف دیگه گفته شده هر کسی را بهر کاری ساختند از یک طرف میگه همه شماها مساوی هستید از طرف دیگه میبینیم واقعا مساوی نیستیم مثلا یک نفر بدون هیچ مشکلی در فهمیدن و ادراک کردن درس میخونه یک نفر باید تا نصفه شب درس بخونه تا اخرش بگیره مثلا 18 که خوب همین در مقاطع بالاتر تو کیفیت زندگی طرف تو پیدا کردن شغل و درامد خیلی تاثیر میذاره بعضی وقتها وقتی تو خیلبون راه میرم میبینم پسر یا دختر کوچک برای 200 تومن باید غرورشو بزاره زیر پا و ... خدا میگه من مال فقیر رو تو مال ثروتمند گذاشتم خوب چرا این کارو باید بکنه مگه خدا نمیدونه که ثروتمند جماعت مال فقر بیچاره رو نمیده از طرف دیگه خدا این فقرای بدبخت رو تهدید کرده که فقر دیوار به دیوار کفره و اگر فقیر از سر فلاکت حرفی رو بر زبون بیاره میشه مستحق اتیش من اصلا درک نمیکنم این همه فقیری که خدا فقط به اونا براحتی گفته فقط صبر کنید بهمین راحتی گفتن به خدا اعتراض نکنید اخه چرا این ماییم که داریم تو این دنیا زندگی میکنیم این ما هستیم ناقصیم نه خدا نمیدونم مغزم داره از داخل منفجر میشه خیلی سوال دارم

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به چند نكته توجه فرمائيد:
1.بحث جبر و اختيار يكي از گسترده ترين مباحث اعتقادي است كه به خاطر تنوع مصاديق آن براي فهم عميق و دقيق آن بيش از ساير مسائل اعتقادي نياز مند تامل و مطالعه مي باشد. لذا طبيعي است كه براي شما اندكي دشوارتر از ساير مباحث اعتقادي جلوه نموده باشد. به هر حال مي توانيد جهت مطالعه عميق تر به كتابهاي مرتبط در اين زمينه مراجعه نمائيد، مثل كتاب «انسان و سرنوشت» استاد مطهري و ...
2. اگر در قرآن خداوند خطاب به انسان او را داراي اختيار معرفي مي نمايد (1) به معناي اين است كه هر كس در انتخاب مسير كلي زندگي و جهت گيري در رشد و رسيدن به كمالات و سعادت حقيقي در دايره رفتار هاي آگاهانه خودش داراي قدرت انتخاب مي باشد ،ولي اين به معناي واگذار شدن همه امور عالم خلقت به انسان نيست. چون بسياري از حوادث عالم اساسا در حوزه رفتار انسان و انتخاب انسان نمي باشد كه بحث داشتن و نداشتن اختيار در آن امور مطرح گردد.
3.وجود بسياري از تفاوتها در خلقت انسانها اقتضاء عالم طبيعت و خلقت مي باشد كه به دلائل مختلف در زندگي انسان و در برخي از مسائل مربوط به انسان ايجاد مي گردد و به وجود مي آيد كه البته بخشي از آنها نيز غير مستقيم به انتخاب ديگر انسانها برمي گردد. ولي به هر حال وجود چنين تفاوتهائي لازمه عالم دنيا و تزاحمات موجود در آن مي باشد كه مي توانيد جهت آشنائي بيشتر مراجعه فرمائيد.(2)
ولي با پذيرش اين مطلب كه استعداد و توانائي افراد و ظرفيت آنها در پذيرش و انجام كار ها متفات مي باشد، و اگر گفته مي شود هر كس را بهر كاري ساخته اند به همين معني مي باشد، يعني هر كسي با توجه به توانائي و استعدادي كه دارد مي تواند در برخي زمينه ها موفق تر از ديگر زمينه ها باشد. و يا حتي در برخي زمينه ها از كمبود هائي بر خوردار باشد. اما در زماني كه گفته مي شود همه مردم مساوي و برابر هستند، مراد وضعيت ظاهري و يا استعداد و توانمندي آنها نيست. بلكه منظور يكساني ارزش ذاتي افراد (بدون در نظر گرفتن مقام معنوي و تقوائي آنها )در پيشگاه الهي مي باشد يعني در منظر الهي همه انسانها بدون تبعيض جهت رسيدن به كمال و خوشبختي و سعادت خلق شده اند و براي همه اين امكان فراهم گشته است كه با استفاده از همان توانمندي هاي متفاوت بتوانند به كمال مطلوب و قرب الهي برسند.
4. از آنجائي كه علت اصلي فقر غالب افراد فقير بي توجهي ثروتمندان و پايمال نمودن حقوق زير دستان و عدم پرداخت حقوق واجب آنها مي باشد منطقي است كه جهت رفع اين مشكل خداوند متعال اغنياء هر جامعه را مكلف نمايد تا با اختيار و انتخاب خودشان حقوق ديگران را پرداخت نمايند و يا حقوقي نظير زكات را كه خداوند در اموال آنها قرار مي دهد به فقره برسانند تا هم مشكل فقر حل شود و هم اين امتحان الهي و عمل به تكاليف اختياري سبب رشد معنوي و ديني اغنياء نيز گردد.
5. اگر چه گفته مي شود فقر ريشه بسياري از مفاسد مي باشد، ولي اين به معناي اين نيست كه هر فقيري به فساد مبتلا مي شود، بلكه عده زيادي از فقرا هم با صبر و تحمل و عدم آلوده نمودن خود به فساد خود را مستحق پاداشي مضاعف مي نمايند و از طرف ديگر هم رواياتي كه فقر باعث فساد مي دانند با توجه به روال عادي كه براي عده زيادي اتفاقي مي افتد سخن گفته اند، ولي در همين موارد هم كه افراد گنه كار در اثر فشار فقر دچار لغزش مي شوند خداوند نيز آنها را صرفا به همان ميزان كه انتخاب خود افراد در فسادشان نقش داشته مؤاخذه مي كند نه بيش از آن و همواره هم راه را براي بازگشت آنها باز مي گذارد.(3)
پي نوشت ها:
1. انسان(76)آيه 3.
2. استاد مطهري، انسان و سرنوشت، انتشارات صدرا، 1375 ش، تهران.
3. بقره(2)آيه 286.
موفق باشید.