باعرض سلام خدمت شما میخواستم بدانم میگساری،برده داری و عشق در دین زردشت چگونه است و دلیل حرام بودن آن چیست؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در مورد ميگساري در دين زردتشتي بايد گفت كه براساس آنچه در متون مقدس آنها آمده است شراب امري پليد ذكر شده است: «كي مزدا مردم به دين شناسا مي شوند؟ كي اين مي (شراب) پليد مستي بخش را بر خواهي انداخت؟ كه به موجب آن كرپن ها و فرمانروايان بي دادگر كشورها در بدي جسورترند.»(1) در دين زرتشتي كنوني نيز با آنكه هر چه باعث زيان به فرد باشد، ناشايست تلقي شده است:
«خوردن، نوشيدن، پوشيدن و راه هاي ديگر را در زندگي برگزيدن همه بستگي به خرد افراد دارد كه باتوجه به چگونگي زندگي آنان و اينكه در چه آب و هوايي زندگي مي كنند، در چه سن و سالي به سر مي برند، توانايي جسمي هر يك تا چه اندازه است. تندرستي فرد چگونه است و ... تغيير مي كند. بنابراين هرچيزي كه به سلامتي و رفتار شخصي زيان وارد سازد ناشايست است و اين حكم ندارد. بلكه پيشنهاد خردمندانه و هماهنگ با دانش زمان و مكان است.»(2)
در اينجا با آنكه به نظر مي رسد بايد حكم به حرمت داده مي شد. اما چنين حكمي صادر نشده و حرمت و يا عدم آن را بر عهده خرد فرد قرار گرفته است.
اما در مورد برده داري بايد گفت كه در متون ديني زرتشتي، مطلب مشخصي كه دلالت بر جواز يا عدم جواز برده داري باشد نيافتيم. در عين حال با كنكاش در حكومتها و جامعه ايران باستان كه زرتشتي بودند، در مي يابيم كه برده داري در ميان آنها رواج داشته است و اين مي تواند شاهدي بر مجاز بودن اين عمل در دين زرتشتي باشد. به عنوان مثال به اين موارد توجه كنيد:
الف) در زمان هخامنشيان در بابل و ديگر كشورهاي گشوده شده نجباي پارسي به برده داران بزرگ تبديل شدند. طبق برخي اسناد ايرانيان برده هاي خود را در بابل مي فروخته اند.(3)
ب) [در زمان ساسانيان] انواع مختلف مالكيت برده امكان داشت: ممكن بود كه برده كاملا از آن يك ارباب يا دارايي مشترك دو يا چند نفر باشد و هر كدام از آنها به عنوان صاحب مشترك اجازه داشت او را براساس سهم قراردادي در اختيار داشته باشد. برده را مي شد به مدت معيني به تمليك شخص ديگري درآورد. برده ها همچنين به عنوان كساني ذكر شده اند كه وضع «برده هاي وابسته به زمين » را داشتند و با زميني كه روي آن كار مي كردند فروخته مي شدند. (4)
ج) در كتاب قانون ساسانيان برده هايي كه وقف آتشكدة زردشتي مي شدند دو گروه بودند: 1) «انشهريگ آتخش » كه بنابر اطلاعات بسيار پراكنده دربارة بردگي آتشكده برده به معناي واقعي كلمه بوده است. يعني شخصي بدون هرگونه حق قانوني (يا فقط با حقوق بسيار محدود) كه احتمالا بيشتر در املاك آتشكده خدمت مي كرده است 2) «آتخش بندگ » يا «آدوران بندگ » كه شخصي آزاد حتي از اصلي اشرافي بوده و صرفا در معناي مجازي كلمه «برده » به شمار مي آمده و از لحاظ مذهبي «مقيد» به آتش بوده است.(5)
اما در مورد عشق و حرام بودن آن منظور شما را متوجه نشديم. لطفا در ارتباط بعدي به شكل كاملي اين سوال را توضيح دهيد.
پي نوشت ها:
1. پورداوود، ابراهيم، يسنا بخشي از كتاب اوستا، نشر اساطير، تهران، 1387ش، هات48 بند10.
2. كوروش نيكنام پژوهشگر فرهنگ ايران باستان، قسمت پرسش و پاسخ http://www.kniknam.com
3. داندامايف، محمد، ايران در دوران نخستين پادشاهان هخامنشي (قرن ششم قبل از ميلاد)، ترجمه روحي ارباب، نشر علمي و فرهنگي، تهران، 1386ش، ص111.
4. شهرزادي، مهرانگيز و رستم، قانون مدني زرتشتيان در زمان ساسانيان (هزار قانون)، نشر فروهر، تهران، 1387ش، قسمت 1 18.9ـ10 قسمت 2 16036ـ1037.
5. همان، قسمت 2 40.3ـ6.
موفق باشید.