با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اسلام برده داري را ايجاد نكرد. بلكه آن را مجاز شمرد. اما راهكارهاي گوناگوني را در مسير از بين بردن اساس برده داري به كار بست. در اين ميان مهم ترين راهكار تلاش فرهنگي و تغيير رويكرد رفتار و نگرش مردم نسبت به بردگان بود كه اين امر بدون وجود الگوهاي عملي امكان پذير نبود.
به همين خاطر پيامبر و ائمه عليهم السلام، خود برده و كنيزاني را مي خريدند. به واسطه رفتار انساني خود و كرامتي كه در حق آنان روا مي داشتند، به صورت عملي نحوه نگرش و برخورد جامعه با بردگان را تصحيح كرده و تغيير مي دادند. دستورات اسلام در خصوص بردگان را خود به بهترين شكل محقق مي نمودند و زمينه تشويق ديگران به اين امر مي شدند.
به عنوان مثال كنيز در جامعه آن روز از ارزش و حرمتي برخوردار نبود، اما پيامبر كه داراي كنيزاني به نام هاي جويريه و صفيه بود، هر دو را آزاد كرده و سپس با آن دو ازدواج نمود.(1) اين رفتار تاثير شگرفي در نوع رفتار و برخورد مردم با كنيزان داشت، چون مردم مي ديدند زني كه تا ديروز همچون حيوانات خريد و فروش مي شد، به ناگاه همسر پيامبر و ام المومنين گشته، از بالاترين مقام و منزلت اجتماعي برخوردار شد.
اصولا رفتار و سيره اهل بيت در باره بردگان، از درخشان ترين فضايل اسلام در برخود با زيردستان مي باشد. همين رفتار شايسته، سبب شده بود غلامان و كنيزانِ ائمه، از آزادي خود خوشحال نشوند و تقاضا كنند براي هميشه غلام آن بزرگواران باقي بمانند. اكثر بردگان در خانه اهل بيت با معارف ديني و احكام الهي آشنا مي شدند و از محضر آنان استفاده هاي علمي و عملي بسياري مي نمودند.
در نتيجه اين افراد پس از آزادي، انسان هايي نمونه، مؤمن و حقيقت جو بودند و در مسير ترويج حقيقت و اسلام ناب مي كوشيدند.
مرحوم شيخ عباس قمي آورده است:
«امام زين العابدين در هر ماه كنيزان خود را مي خواند و مي فرمودند: من پير شده ام و قدرتِ بر آوردن حاجات زنان را ندارم. هر يك از شما مي خواهد، او را شوهر دهم. اگر بخواهد، بفروشم. اگر بخواهد، آزادش كنم. چون يكي از آنان عرض مي كرد: نمي خواهم، حضرت سه مرتبه مي گفت: خدا! گواه باش. اگر يكي سكوت مي كرد، به زنان ديگر مي فرمود: از وي بپرسيد چه مي خواهد؟ پس به هر چه مراد او بود، رفتارمي كرد ». (2)
به علاوه بهترين راه براي ريشه كن ساختن برده داري، آزاد ساختن آنان بود. اسلام آزاد ساختن بردگان را بسيار ستود. آن را كفاره بعضي گناهان قرار داد. رسول خدا و اهل بيت، به اين سنت حسنه بسيار مقيد بودند. مجلسي در بحار از سيد بن طاووس و او از امام صادق(ع) روايت مي كند كه امام زين العابدين (ع) در آخرين شب ماه رمضان، غلامان و كنيزان خود را گِرد مي آورد و مي فرمود: من از بدي هاي شما در گذشتم، آيا شما از رفتار بدي كه با شما كردم، در مي گذريد؟
مي گفتند: آقاي ما! تو به ما بدي نكرده اي و ما از تو گذشتيم!
حضرت مي فرمود:بگوييد: خدايا! علي بن حسين از ما گذشت، از او درگذر و چنان كه ما را آزاد كرد، از آتش دوزخ آزادش كن !
مي گفتند: آمين!
آن گاه حضرت مي فرمود: برويد! از شما گذشتم و به اميد بخشش و آزادي، شما را در راه خدا آزاد كردم !
چون عيد مي شد، بدان ها پاداش گران مي بخشيد. حضرت در پايان هر رمضان، دست كم بيست تن برده و كنيز را كه خريده بود، در راه خدا آزاد مي كرد، چنان كه غلامي را بيش از يك سال نزد خود نگاه نمي داشت و گاه در نيمه سال او را آزاد مي ساخت. (3)
داشتن غلام و كنيز براي رسول خدا و ائمه را، نمي توان در تضاد با ناپسندي برده داري در اسلام دانست، زيرا اين نوع برده داري به رابطه پدر و فرزندي بيش تر شباهت دارد تا به رابطه مولا و برده! در نتيجه غلام و كنيز داشتن اين بزرگواران بالاترين تبليغ در مسير آزادي بردگان يا لااقل آموزش رفتار صحيح و درست با ايشان و فرهنگ سازي درست در اين زمينه بود.
دراين باره به منابع زير مراجعه فرماييد:
- از برد گي روم قديم تا ماركسيسم، حجتي كرماني
- برده داري در روم باستان، بيدار فكر
- نگاهي به بردگي، محمد علي گرامي
- بردگي در اسلام، صادق ايرجي
پي نوشت ها:
1. ‏امالي شيخ مفيد، ترجمه حسين ولي، انتشارات آستان قدس‏، مشهد، 1364 ش، ص 305.
2. شيخ عباس قمي، منتهي الآمال،( با كمي تغيير)، قم ، موسسه انتشارات هجرت، 1378ه ش، ج2، ص35.
3. علامه مجلسى، بحار الأنوار،، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق . ج 46، ص 103ـ 105.
موفق باشید.