آیا میتوان کفت امامان (ع) بوسیله ی بینشی که از گناه دارند دیگر دچار گناه نمی شوند
یعنی امام میدونه که اگه گناه بکنه چطور میشه یا می دونه جهنم چیه اما ما که نمی نیم شاید اگه این بینشرا بع ما هم می دادند دیگه گناه نمی کردیم

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پيامبران و امامان(عليهم السلام) داراى اراده بشرى‏اند؛ مانند ديگر مردم زندگى مى‏كنند؛ براى تحصيل هر چه بيشتر مقامات معنوى مى‏كوشند و اهل صبر، جهاد، زهد و تقوا هستند. به عبارتى اين بزرگان «انسان برتر»اند؛ نه «برتر از انسان» و پيامبران پيوسته بر اين نكته تأكيد مى‏ورزيدند كه «ما هم بشرى همچون شماييم»"إِنْ نَحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ"(1) ما جز مردمانى همانند شما نيستيم...
اما منشا عصمت يعني علم به تبعات گناه و...نتيجه اعمال و رفتار خود آنهاست نه آنكه خداوند بدون هيچ مقدمه اي علم مورد نظر را به آنها عنايت كرده و آنها نيز از گناه خود داري مي كنند در واقع اينگونه نيست كه خداوند بر اساس برخي مصالح به افرادي خاص عطاء كند، بلكه مقامي كه افراد با توجه به شايستگي و تلاش به درجه اي رسيده كه خداوند چنين مقامي را به آنها عنايت مي كند، اما نكته مهم آن است كه از آنجا كه خداوند به حقائق تمام امور عالم علم و آگاهي داشته، مي داند چه كسي قابليت و شايستگي مقام عصمت را دارد در واقع خداوند مي داند چه افرادي بعدها مسير تعالي را بهتر از ديگران طي مي كنند و تلاش بيشتري براي رسيدن به اين مقصود مي كنند، آن مقام علم يقيني به تبعات گناه و ...را از همان ابتداء در اختيار آنها گذاشته است. لذا قابليت مبتني بر اختيار موجب گزينش آنها مي شود.
امام صادق(ع) در همين زمينه مي‏فرمايند:
به درستي كه خداوند متعال، انسان‏هايي را از فرزندان آدم انتخاب كرد. تولد آن ها را پاك و بدن‏هاي آنان را پاكيزه گردانيد. آن‏ها را در پشت مردان و رحم زنان در حفظ خويش قرار داد، نه به جهت طلبي كه از خداوند داشته باشند؛ بلكه از آن جا كه خداوند، در هنگام خلقت مي‏دانست كه از او فرمانبرداري مي‏كنند و او را عبادت مي‏نمايند و هيچ گونه شركي نسبت به او روا نمي‏دارند، پس اينان به واسطه فرمانبرداري از خداوند به كرامت و منزلت والا نزد خداوند، نايل شده‏اند.(2)
البته اين امر در امور عادي خود ما نيز محقق مي شود مثلاً پدري با علم به شايستگي دروني و اينكه اين فرزند در پيگيري امور جديت و تلاش لازم را داشته، رهبري جمع يا امر مهم ديگري را به او مي سپارد. لذا از همان ابتداء مورد محبت و احترام ويژه قرار مي گيرد گرچه ديگران از اين مسئله آگاه نبوده و اين امر را خلاف تلقي كنند.
به علاوه آنكه در برخي از روايات اشاره شده است كه برخي از آنها قبل از خلقت امتحان شده و با عصمت و علم الهي، نتيجه موفقيت در آن امتحان است آن چنانكه"يا ممتحنه امتحنك الله قبل ان يخلقك فوجدك لما امتحنك صابره(3) ؛اي آزموده اي كه تو را خداوند پيش از آفريدنت آزمود، پس تو را در برابر آزمايش شكيبا دريافت.
حال گرچه فهم اينكه امتحان قبل از خلقت چگونه و به چه شكل بوده است، از دائره فهم ما خارج است اما در عين حال مسلم آن است كه اين لياقت و قابليت دريافت موهبت، به اختيار و زحمت و تلاش خود آنها بوده است كه ديگران نيز مي توانند با تلاش و كوشش به مقام عصمت نزديك شوند چنان كه حضرت زينب‏عليها السلام تا مرز عصمت پيش رفت و حضرت ابوالفضل العباس‏(ع) به مقامات عالى معنوى دست يافت. بسيارى از علما و اوليا، «تالى تلو معصوم» (نزديكان به مرز عصمت) خوانده مى‏شوند.
اينكه مسئله عصمت، عمدتاً در مورد پيامبران و امامان مطرح مى‏شود، به لحاظ لزوم عصمت در آنان است. به عبارت ديگر شرط امامت و نبوت، «عصمت» است و خداوند فاقدان اين ويژگى را براى اين دو منصب برنمى‏گزيند. بنابراين هيچ غير معصومى، به نبوت و امامت نمى‏رسد؛ ولى اين به معناى آن نيست كه هركس امام يا نبى نباشد، از هيچ درجه‏اى از عصمت بهره‏مند نخواهد بود.
پي نوشت ها:
1. ابراهيم (14)، آيه 11.
2. مجلسي، بحارالانوار، چ بيروت، موسسه الوفاء، 1404 هـ.ق، ج 10، ص 170.
3. مكارم شيرازي، مفاتيح نوين، چ مدرسه امير المومنين، قم، 1384ش، ص231.
موفق باشید.