سلام علیکم.
از شرایط رهبر مسلمین در عقیده شیعیان این است که باید عالم به احکام دین باشد.
آیا می توان اینگونه گفت که همینکه شخصی بتواند از نظر سیاسی و تدابیر حکومتی و اجرای عدالت توانا و قادر باشد، کافی است و برای احکام دین نیز عالمانی که عالم هستند و درس دین خوانده اند را در کنار خود داشته باشد؟ یعنی علم به احکام دین و سایر خصوصیات به جای اینکه در یک نفر جمع شود، اولویت بندی کرده و بگوییم رهبر باید حتما از نظر سیاسی توانا باشد و اگر عالم به احکام دین و مجتهد بود که چه بهتر، اما اگر نبود می توان افراد دیگری را در کنار او گذاشت که این کمبود را جبران کنند. اشکال این نظریه در چیست؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از ديدگاه شيعه رهبر بايد داراي شرايطي، مانند فقاهت، عدالت و مديريت باشد، درصورت تحقق اين شرايط، مي تواند حكومت كند، در غير اين صورت حق حاكميت ندارد ،يعني اين طور نيست كه اكر رهبر، يكي از اين شرايط را داشته باشد، براي حق حاكميت كافي است، بر اين اساس ولي فقيه بايد واجد همه شرايط مورد نظر باشد تا حق حاكميت داشته باشد. اگر فقيه تنها مديريت سياسي داشته باشد، اما فقاهت وعدالت نداشته باشد، نمي تواند رهبري جامعه را عهده دار گردد، زيرا يكي ازشرايط رهبري اسلام شناسي است، البته ولي فقيه مي تواند در مسايل ديني و حكومت داري از مجتهدين ديكر كمك بگيرد.
درروايات متعدد به شرايط، رهبري اشاره شده است، مثلا دربرخي روايات كلمه (فقها) ذكر شده است، يعني رهبربايددين شناس و قانون دان باشد، همچنين در برخي روايات ديگر از مديريت و دين شناسي رهبري سخن به ميان آمده است، چنانكه علي (ع) فرمود:" ايهاالناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم عليه و اعلمهم با مر الله فيه " (1) ؛اي مردم ! سزاوارترين مردم به امر خلافت توانا ترين آنان به آن و دانا ترين آنها نسبت به دستورات خداوند در امور مربوط به حكومت است.
در اين جا بايسته است به برخي روايات اشاره شود كه هم بر اصل ولايت فقيه دلالت دارند و هم برشرايط آن. رسول خدا (ص) مى فرمايد: اللهم ارحم خلفايى! قيل يا رسول الله: و من خلفائك؟ قال: الذين يأتون من بعدى، يروون حديثى و سنتى; خدايا، جانشينان مرا رحمت فرست! پرسيدند: يا رسول الله ! خلفا و جانشينان تو كيانند؟ فرمود:آن ها كه بعد از من مى آيند و حديث و سنت مرا نقل مى كنند. (2)، همچنين رسول خدا (ص) فرمود: الفُقَهاءُ اُمناءُ الرُّسُلِ مالَم يَدْخُلُوا فى الدُّنْيا" ؛(3) فقيهان تا زمانى كه دنيا زده نشده اند، امين و مورد اعتماد پيامبران هستند. امام زمان (ع) نيز از فقها به عنوان حجت ونايب خود يادكرد و فرمود:"و اَمّا الحَوادِثُ الواقِعَهُ فَارُجِعُوا فيها اِلى رُواهِ اَحاديثِنا فَأِنَّهُمْ حُجَّتى عَلَيْكُمْ وَاَنَا حُجَّهُ اللّهِ عَلَيْهِم..."(4)؛ امّا حوادث جديدى كه اتفاق مى افتد، درباره آن ها به راويان حديث ما(دين شناسان ) رجوع كنيد زيرا آن ها حجّت من بر شمايند و من حجت خدا بر آن ها هستيم.از امام حسين (ع) نقل است: «مجارى الامور و الاحكام على ايدى العلماء باللّه و الامناء على حلاله و حرامه ؛ (5) مجارى امور و دستورهاى الهى به عهده علماى ربّانى و امينان بر حلال و حرام الهي مى باشد». همچنين روايات دلالت دارند كه فقها بايدبا تقوا باشد، از جمله در تفسير امام عسكرى (ع) آمده است: فقيهانى كه خود را از گناه نگه دارند، حافظ دين خدا و مخالف با هواى نفسانى باشند، بر توده مردم است كه از آنان تبعيت كنند. (6)
درباره ولايت فقيه به كتاب هاي زير مراجعه فرماييد:
-پرسش و پاسخ هاي درباره ولايت فقيه، مصباح يزدي
-ولايت فقيه، محمد هادي معرفت
-ولايت فقيه، آيت الله جوادي آملي
-ولايت فقيه، امام خميني
پي نوشت ها :
1. نهج البلاغه فيض الاسلام تهران، چاپ آفتاب، خطبه ۱۷۲، ص۵۵۸
2. حر عاملي، وسائل الشيعه، تحقيق شيخ محمد رازي، بيروت، دار احياءالتراث العربي، ج 18، ص 65.
3 . شيخ كليني، كافي، تحقيق: علي أكبر غفاري، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ چهارم، 1365 ش، ج 1، ص 147
4. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعم، قم، مؤسسة نشر إسلامي وابسته به جماعة مدرسين، ص 485.
5. تحف العقول، ابن شعبة الحراني، تحقيق: تصحيح و تعليق: علي أكبر الغفاري، قم، مؤسسة نشر إسلامي وابسته به جامعة مدرسين، سال چاپ : 1363، ص 238.
6. بحارالانوار، ج 2، ص 88؛ وسائل الشيعه، ج 18، ص 95 - 94.
موفق باشید.