با سلام. در ماسوای الله حیثیت استعداد و تغیر وجود دارد واین مساله ذاتی این موجودات است که اگر غیر این باشد خدا محل حوادث است . حال سوال این است که با توجه به سنخیت میان علت و معلول چگونه خدا میتواند ثابت و بدون تغییر باشد?

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
سنخيّت بين علّت هستى بخش و معلول آن، به اين معنى است كه هر معلولي از هر علتي به وجود نمي آيد و هر علتي ايجاد كننده هر معلولي نيست. بلكه هر معلولي علت خاص خود را دارد و بالعكس. لازمه اين قاعده اين مطلب است كه علت كمال معلول را به صورت كاملترى دارد. و اگر علّتى در ذات خويش واجد نوعى از كمال وجودى نباشد هرگز نمى تواند آن را به معلولش اعطاء كند. و به ديگر سخن: هر معلولى از علّتى صادر مى شود كه كمال آن را بصورت كاملترى داشته باشد.
شبهه اى كه در اين رابطه مطرح مى شود اين است كه لازمه اين قاعده، آن است كه فاعلهاى هستى بخش، داراى وجودهاى مادّى و كمالات آنها باشند در صورتى كه فاعل هستى بخش، منحصر در موجودات مجرّد است و هيچ كدام از آنها مادّه و صفات خاصّ آن را ندارند، پس چگونه چيزى را كه ندارد افاضه مى كنند؟ و از طرف ديگر آيا هر آنچه كه معلول متصف به آن است بايد علت نيز متصف به آن شود ؟
پاسخ اين شبهه آن است كه منظور از واجد بودن كمال معلول اين است كه مرتبه كاملتر و عالي ترى از وجود معلول را داشته باشد به گونه اى كه وجود معلول، پرتوى از آن، محسوب شود نه اينكه حدود وجود معلول عيناً در علّت، محفوظ باشد و علّت، داراى ماهيّت معلول هم باشد.
به ديگر سخن: آنچه در مورد علّت هستى بخش، لازم است دارا بودن كمالات وجودى معلول بصورت كاملتر و عاليتر است نه واجد بودن نقصها و محدوديتهاى آن. و اگر مفهوم جسم و لوازم آن از قبيل مكانى و زمانى بودن و حركت و تغييرپذيرى، بر خداى متعال و مجرّدات تامّ، صدق نمى كند بخاطر اين است كه مفاهيم مزبور، لازمه نقصها و محدوديتهاى موجودات مادّى است نه لازمه كمالات آنها.
موفق باشید.