سلام
انسان وقتی در ماه محرم قرار می گیرد بسیار شوق رسیدن به خد پیدا می کند ، حال و هوای معنوی می گیرد و از گناه بیزار می شود و با اتمام محرم و با دور شدن از آن دوباره این حس از بین می رود . حال سوال من این است که چگونه تمام سال حال و هوای محرم را در خود نگه داریم . فکرش را بکنید اگر این حس تمام عمر با آدم باشد ، چه پیشرفت ها که نمی کند.
با تشکر از همکاری شما
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
مشابه سؤال شما را شخصي به نام حمران بن اعين از امام محمد باقر (ع) پرسيد. او عرض كرد: يا بن رسول الله موقعي كه خدمت شما مي رسيم، تا زماني كه نزد شما هستيم، دل هاى ما نرم، خدايي و پُر از معنويت است، به گونه اي كه آن چه از اموال و دارائى كه در دست مردم است، پيش ما هيچ ارزشي ندارد، بلكه خوار و پست مي شود، و جان هاي ما به خاطر حرف هاي شما از نداشتن دنيا و مال و مقام آن تسلى مي يابد. اما همين كه از نزد شما مي رويم، و در كوچه و بازار پيش مردم و تجار حاضر مي شويم،دوباره محبت دنيا در دل ما قرار مي گيرد. و آن حال خوش معنويت كه نزد شما داريم از بين مي رود، چرا اين گونه است؟
حضرت در پاسخ فرمود: « إِنَّمَا هِيَ الْقُلُوبُ، مَرَّةً تَصْعُبُ، وَ مَرَّةً تَسْهُل » همانا اين ها مربوط به حالات مختلف دل هاست ، كه گاهى سخت مي شود، و گاهى هموار و آسان.
سپس فرمود: روزي بعضي از اصحاب پيامبر اكرم (ص) عرض كردند: اى رسول خدا ما از نفاق خودمان ترسناكيم. مي ترسيم جزو منافقين باشيم.
حضرت پرسيد: چرا از آن مىترسيد؟ چرا خيال مي كنيد منافق شديد؟ عرض كردند: إِذَا كُنَّا عِنْدَكَ فَذَكَّرْتَنَا وَ رَغَّبْتَنَا وَجِلْنَا وَ نَسِينَا الدُّنْيَا وَ زَهِدْنَا حَتَّى كَأَنَّا نُعَايِنُ الْآخِرَةَ وَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ وَ نَحْنُ عِنْدَكَ چون هنگامى كه نزد شما هستيم، و شما ما را موعظه و نصيحت مي كنيد، و به آخرت تشويق مي كنيد، از خدا مىترسيم، و دنيا را يكسره فراموش مي كنيم، و هيچ رغبتي به آن نداريم. تا آنجا كه گويا بهشت و دوزخ را با چشم خود مي بينيم. اما اين حالت تا زماني است كه پيش شما هستيم. ولي همين كه از خدمت شما بيرون مي رويم، و داخل خانههاي خود مي گرديم، و بوى فرزندان به مشام ما مي رسد، و زنان و خانواده خود را مي بينيم، از آن حالى كه نزد شما داشتيم بر مي گرديم. به قدري دگرگون مي شويم، كه گويا ما آن آدمي كه نزد شما بوديم، نيستيم، و انگار اصلا شما را نديده، و هيچ وقت خدمت شما نرسيده ايم. به خاطر همين دو رويي مي گوييم: نكند ما منافق باشيم، خودمان خبر نداريم؟ حضرت فرمود: نه اين طور نيست. إِنَّ هَذِهِ خُطُوَاتُ الشَّيْطَانِ ، فَيُرَغِّبُكُمْ فِي الدُّنْيَا، وَ اللَّهِ لَوْ تَدُومُونَ عَلَى الْحَالَةِ الَّتِي وَصَفْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِهَا ، لَصَافَحَتْكُمُ الْمَلَائِكَةُ وَ مَشَيْتُمْ عَلَى الْمَاء (1) اين ها وسوسههاى شيطان است كه شما را به دنيا تشويق مي كند. بعد حضرت سوگند ياد كرد و فرمود: به خدا قسم اگر شما به همان حالى كه خودتان توصيف كرديد مي مانديد،( آن قدر به خدا نزديك مي شديد كه ) هر آينه فرشتگان با شما مصافحه مي كردند، و دست در دست شما مي گذاردند.(و بدون وسيله) روى آب راه مي رفتيد.
آن چيزي كه حال خوش معنويت زمان هاي خاص مانند ماه مبارك رمضان ، محرم و صفر، دهه اول ذي الحجه و يا مكان هاي مقدسي مانند مسجدالحرام، در حرم و يا در محضر پيامبر اكرم (ص) و ائمه عليهم السلام بودن را از انسان مي گيرد، غفلت و بي توجهي به خدا و احكام و قوانينش در هنگام سخن گفتن يا سخن شنيدن، خريد و فروش، و يا هر كار علمي، توليدي، خدماتي، سياسي و اجتماعي و در اخلاق و طرز برخورد و معاشرت ما با ديگران به ويژه پدر و مادر و خانواده و اقوام است. غفلت ها و گناهان ما است كه نمي گذارند ما راهي به عالم ملكوت و باطن داشته باشيم. پس در گام اول بايد كاري كرد كه غفلت هاي ما كم شود. گناه نكنيم. و بعد، تسليم امر خدا باشيم. آن چه را كه بر ما واجب و تكليف كرده ، بدون چون و چرا اطاعت كنيم. همان گونه كه وقتي خداوند به حضرت ابراهيم فرمان داد سر جوان رشيد خود يعني اسماعيل را با دست خودت ببُر، گفت: به چشم. تا انسان صاحب « قلب سليم » نشود ، اين چنين نمي تواند، تسليم امر و نهي خدا گردد. زيرا « الْقَلْبُ السَّلِيمُ الَّذِي يَلْقَى رَبَّهُ وَ لَيْسَ فِيهِ أَحَدٌ سِوَاه » (2) قلب سليم تنها كسى دارد كه پروردگارش را ملاقات كند، در حالى كه جز خدا احدى در دلش نباشد. به همين خاطر خداوند در تعريف و توصيف حضرت ابراهيم مي فرمايد: إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيم(3) به ياد آور هنگامي را كه ( ابراهيم ) با قلب سليم به پيشگاه پروردگارش آمد. جهت آگاهي از ويژگي هاي قلب سليم و راه دارامند شدن آن به كتاب ارزشمند « قلب سليم » مرحوم آيت الله شهيد دستغيب رجوع شود.
پي نوشت ها :
1. الكافي، شيخ كليني، ج2، ص 423، دار الكتب الاسلاميه، تهران، ش 1365.
2. همان، ج 2، ص 16.
3. صافات ( 27)، آيه 84.
موفق باشید.






