سلام من فردی هستم تقریبا پایبند به دینم و سعی کردم با هر اتفاقی این پایبندی را محکمتر کنم ولی چند روزی است در فضای اینترنت با تصویری از شان نزول یک ایه برخورد کرده ام که درست یا غلط بودنش را دقیق نمیدانم ولی با بررسی هایی که انجام داده ام فکر کنم درست باشد در این تصویر شان نزول ایه(والمحصنات من النسا الا ما ملکت ایمانکم )را نوشته که (در جنگ اوطاس عدهای از زنان شوهر دار به اسارت ما در امدند و چون شوهر داشتند از همبستر شدن با آنها خودداری کردیم ان گاه این ایه نازل شد که گویای این نکته است که امیزش با زنان شوهر دار حرام است مگر انهایی که به غنیمت مسلمانان در امده اند )
من به قران و اسلام شکی ندارم ولی این شبهه ایست که در ذهن من ایجاد کرده اند خیلی ممنون میشم جواب کاملی رو به من بدید تا از شر این شک راحت شوم و در ضمن میخواهم بدانم این کنجکاویها و بحث کردن با افراد بی اعتقاد و یا حتی دشمن اسلام خوب هست یا بد خدا نگهدارتون
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر محترم اين حكم مربوط به كافران حربي است. وقتي قبيله و عشيره اي همگي اعم از زن و مرد و بزرگ و كوچك به جنگ با اسلام قيام كردند، مسلمانان بايد از كيان خود دفاع كنند و با آنان بجنگند و تا زماني كه شكست آنان قطعي نشده، دشمن را بكشند و وقتي شكست آنان قطعي شد، دشمن را به اسارت بگيرند.
دشمناني كه در جنگ شكست مي خورند و در ميدان جنگ اسير مي شوند، به حكم قرآن بايد به منت يا در قبال فديه آزاد شوند.(1)
در زمان صدر اسلام به بردگي گرفتن اسيران جنگي اعم از زن و مرد حكم جاري در همه جامعه ها بود از اين رو پيامبر به امام مسلمانان اجازه داد با رعايت مصلحت جامعه اسلامي در مورد آنان اعم از مرد و زن و كوچك و بزرگ تصميم بگيرد.
بنا بر اين كافراني كه براي نابودي كشور اسلامي اقدام كرده بودند بعد از شكست قطعي به اسارت درآمده و به صلاحديد امام به منت يا در قبال فديه آزاد مي گشتنند يا به بردگي گرفته مي شدندو زنان كه همراه آنان در ميدان جنگ بودند نيز، به عنوان كنيز به ملكيت مجاهدان در مي آمدند و همچنان كه رزمنده مسلمان مالك برده مرد مي شد و مي توانست او را بفروشد يا به كار بگيرد، مالك زن هم مي شد و اگر مي خواست، مي توانست ازاو بهره جنسي ببرد، چون ملك خودش بود، ديگر احتياج به عقد نداشت.
اين حكم فقط مربوط به جنگ با كافراني است كه عليه اسلام و جامعه اسلامي شمشير كشيده و براي به نابودي كشاندن اسلام هجوم آورده باشند و در ميدان جنگ به اسارت درآيند و به حكم حاكم عادل اسلامي برده شوند.
مسلمانان حق ندارند ابتدا و بدون تبليغ و دعوت و بدون اين كه مورد هجوم واقع شوند و براي تحميل اسلام يا كشورگشايي به سرزميني حمله كرده و مردان جنگي آنان را بكشند و بقيه را اعم از زن يا مرد به بردگي بگيرند.
اجازه به بردگي گرفتن فقط در مورد مردان و زناني است كه به كشور اسلامي هجوم آورده و در صدد نابودي اسلام و مسلمين هستند و اين اجازه هم فقط مربوط به كساني است كه در ميدان نبرد حضور دارند و آن هم در صورتي است كه امام مسلمانان به بردگي گرفتن اسيران را جايز بداند و اجازه دهد.
البته برده گرفتن شركت كنندگان در جنگ را اسلام باب نكرد بلكه قانون عمومي آن زمان بود و اسلام هم مخالفت فوري و دفعي با آن را مناسب نديد. بلكه به مبارزه تدريجي با آن پرداخت و ضمن پذيرفتن اصل آن، زمينه هاي ورود بندگان به جامعه اسلامي و آزاد شدن و ايمان آوردن آنان را ايجاد كرد.
خلاصه كسي كه براي هدم و نابودي گروهي اقدام كرد، با اين اقدام خود به آن گروه اجازه داده اگر بتوانند او را هدم و نابود كنند و اگر آنان بر وي غلبه كردند و به جاي كشتن او ، وي را به بردگي گرفتند و مالك همه منافع او شدند، اين نه تنها ظلم نيست بلكه مقابله به مثل با او و عكس العمل رفتار ظالمانه خودش است و اين رفتار با ستمگر متجاوز، نزد هيچ كس ناپسند نبوده و نكشتن و به بردگي گرفتنش، خدمتي به اوست. زيرا برده بودن بخصوص اگر مالك، مسلمان معتقد و پاي بند باشد، در معرض نجات دنيا و آخرت قرار دادن فرد است.
البته اين حكم اسلام به تبع شرايط حاكم در آن زمان و به صلاحديد حاكم اسلامي در آن عصرها بود. اما حالا كه برده داري و به بردگي گرفتن انسان ها در جهان ممنوع شده، معلوم است كه اسلام به اين قانون متمايل تر است و رهبر جامعه اسلامي هم مصلحتي براي به بردگي گرفتن اسيران نمي بيند بخصوص كه چهره اسلام را زشت جلوه مي دهد و اسلام و رهبر جامعه اسلامي براي پيمان ها و مواثيق معقول و ارزشمند جهاني ارزش قائل است و داعيه دار چنين پيمان ها و ميثاق هايي است.
پي نوشت ها:
1. محمد(47) آيه4.
موفق باشید.






