آیا درست است که در اسلام نفاق بهتر از کفر است.
چرا که زن مرتد را تازیانه میزنند تا اقرار کند که مسلمان است ولو به دروغ اقرار کند.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در فقه اسلامي براي مرتد، تعريف و شرائط خاصي بيان شده است كه مطابق آن مرتد مسلماني است كه منكر خدا و يا پيغمبر شود يا منكر حكم ضروري دين يعني حكمي كه مسلمانان جزء دين اسلام مي دانند مثل واجب بودن نماز و... در صورتي كه به انكار خدا يا پيغمبر برگردد، باشد.(1) حال چنين انكاري منجر به ارتداد مي شود چه شخص منكر، مرد باشد و چه زن باشد و در اين زمينه تفاوتي وجود ندارد و آنچه براي زن و مرد متفاوت است حكم ارتداد است كه توبه زن قابل قبول است برخلاف توبه مرد.
در واقع تفاوت هاي ساختاري زن و مرد از جمله غلبه قوه احساس بر قوه تعقل در بين زنان و برعكس در مردان، نه تنها مورد تاكيد اسلام بوده، بلكه بر اساس يافته هاي علمي روز قابل اثبات است آن چنانكه خداوند در قرآن مي فرمايد"أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ " (2) آيا كسى را كه در لابلاى زينتها پرورش مىيابد و به هنگام جدال قادر به تبيين مقصود خود نيست (فرزند خدا مىخوانيد)؟" تعبير پرورش در بين زينتها براي زن، حاكي از فزوني عواطف و احساسات در بين زنان مي باشد. آنچناكه تعبير"وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبينٍ" نيز بر عدم توانايي آنها بر بيان مقصود و مراد خويش در استدلال و برهان دلالت دارد چرا كه استدلال و برهان نيازمند نيروي عقلاني زياد است كه زنان - در يك نگاه كلان - در مقايسه با اكثريت مردان، در اين امر ضعيف ترند.
بر اين اساس زن گر چه يك انسان كامل است، اما به دليل برخورداري از عواطف سرشار، زودتر از مرد، تحت تاثير قرار مي گيرد. به همين جهت در حكم ارتداد زنان تخفيف صورت گرفته است تا به مجرد ارتداد محكوم به اعدام نشود و با تغيير محيط و فشارهاي جسمي و روحي اگر تصميم بر تغيير دينش متاثر از احساسات و عواطف مقطعي بود، از آن صرف نظر كند و در نهايت بعد از پذيرش اسلام ظاهري ، آرام آرام و در شرائط عادي، خود به حقانيت اسلام پي ببرد.
در واقع در تنگا قرار دادن زن براي اقرار، به جهت آن است وي از تصميمي كه احياناً با فشار همسر و شرائط محيط و ...و در شرائط احساسي گرفته است، برگردد و در نهايت راه صحيح را انتخاب كند نه آنكه خداوند در مجموع نفاق را بهتر از كفر مي داند كه در اين صورت براي مرد نيز مي بايست چنين حكمي مقرر كند يعني به جاي اعدام حكم زنداني ، توبه و ... را مقرر مي داشت.
به علاوه آنكه توجه داشته باشيد آنچه در اسلام به عنوان نفاق مذموم محسوب مي شود آن است كه شخص با تظاهر به اسلام قصد سوء استفاده در بين مسلمين را داشته باشد برخلاف آنجا كه خود مسلمين به دليل حفظ عموم جامعه از ارتداد، از اظهار علني شخصي جلوگيري كرده و وي را حداقل در ظاهر از اظهار و در نتيجه تبليغ عقائد كفر در جامعه منع كنند و چنين امري نه تنها عقلاً و شرعاً منع ندارد، بلكه واجب است.
بنابراين نفاق داراي دو معناي لغوي و اصطلاحي است و مطابق معناي اصطلاحي مانند كفر و شايد بدتر از كفر باشد. اما به معناي لغوي يعني اظهار كردن خلاف عقائد دروني (3)، نه تنها در همه موارد مذموم نيست. بلكه در برخي موارد نيز واجب است آن چنانكه تقيه نيز از همين امور است يعني به نوعي اظهار خلاف آنچه در درون است محسوب مي گردد، اما در عين حال واجب است و نفاق مذموم اصطلاحي حرام، شامل وي نيست.
بر اين اساس گرچه نفاق اصطلاحي در همه موارد منع شده و مانع كفر حرام است. اما نفاق به معناي لغوي نه تنها در همه موارد منع نشده، بلكه در برخي موارد مانند مورد بيان شده، تقيه و... واجب است.
پي نوشت ها:
1. امام خميني، تحرير الوسيله، قم، مؤسسه النشر الاسلامي، بيتا، م 2447.
2. زخرف (43) آيه 18.
3. ابن فارس، احمد، معجم مقاييس اللغة، بي چا، بي تا، ج 5، ص 454- 455.
موفق باشید.






