شخص مذبور دچار مقداری شک در حقانیت مذهبش شده است

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در اين خصوص مي توان گفت : مذهب تشيع كامل تر از مذهب اهل سنت، بلكه تنها مذهب حق در اين زمان محسوب مي شود، البته بديهي است كه هر يك از مذاهب همين اعتقاد را در مورد عقيده خود داشته باشند، در نتيجه معيار و ميزان دلايلي است كه براي اين ادعا اقامه مي شود.
در حقيقت يكي از عوامل مهم برتري شيعه نسبت به اهل سنت، به ديدگاه شيعه به مساله ي امامت بر مي گردد، يعني اينكه كه پس از رحلت پيامبر (ص)، چه كسي بايد عهده دار مقام خلافت شود؟ آيا همان گونه كه خداوند اين منصب را به پيامبر (ص)عطا فرموده، به ديگران به عنوان امام يا خليفه عطا كرده است؟ شيعيان بر اين عقيده اند كه امامت منصبي است الهي كه بايد از طرف خدا به كساني كه صلاحيت آن را دارند، داده شود. خداوند به وسيله پيامبر اين كار را انجام داده، امام علي(ع) و يازده نفر از فرزندان وي را براي مقام امامت تعيين كرده است. بر اين امر دلايل مختلفي ارائه مي كنند؛ اما اهل سنت بر اين باورند كه امامت همانند نبوت و رسالت با رحلت پيامبر پايان يافت. از آن پس، تعيين امام به مردم واگذاشته شد. حتي برخي از بزرگان اهل سنت تصريح كرده اند كه اگر كسي به اجبار بر مردم مسلط شود، بعد از تسلط، اطاعت وي بر ديگران لازم است. (1)
اما دلايل دو طرف:
دلايل شيعيان بر حقانيت مذهبشان و اينكه علي و يازده امام معصوم (ع) امامان بر حق اند و اعتقاد بر امامت آن ها واجب است، غير از آيات قرآن، روايات فراواني است كه از رسول خدا نقل شده، حتي در منابع متعدد اهل سنت آمده است؛ مثلاً ابن عباس از رسول خدا پرسيد: امامان پس از شما چند نفرند؟ فرمود: به عدد حواريان عيسي و اسباط موسي و برگزيدگان بني اسرائيل، امامان پس از من دوازده نفرند. نخستين آنان علي ابن ابي طالب است. پس از او دو سبط من حسن و حسين. پس از وفات حسين فرزندش علي. پس از وفات علي، فرزندش محمد، پس از او فرزندش محمد، سپس جعفر، بعد موسي و پس از او فرزندش علي، پس از او فرزند محمد، سپس علي و پس از او فرزندش حسن و پس از او حجت. (2)
اگر اين روايت مذكور در منابع شيعه را هم نپذيريم، روايات عديده اي در منابع دست اول اهل سنت ذكر شده كه رسول خدا عدد جانشينان خود را دوازده نفر ذكر فرموده، در حالي كه هيچ يك از فرقه هاي اهل سنت تاكنون دوازده امام نداشته و نتوانسته اند منظور از اين دوازده امام را توضيح بدهند. در نهايت گفته اند اين از آن رواياتي است كه منظور آن را نمي فهميم! همچنين اهل سنت از قرآن و روايات، دليل بر صحت باورهاي شان ندارند. تنها به اين مسئله تمسك مي كنند كه بر خلافت خلفا اجماع امت صورت گرفته است. مردم آن ها را به رهبري برگزيده اند. اين مهمترين دليل آن هاست كه يقينا قانع كننده براي افراد حقيقت جو نيست، زيرا از كجا معلوم امامت مثل نبوت و رسالت مقامي نباشد كه بايد از طرف خداوند تعيين گردد؟ افزون برآن اگر خلافت به انتخاب مردم است، پس چرا عمر از جانب ابوبكر و عثمان با انتخاب شوراي شش نفره به خلافت رسيد؟ اين در حالي است كه براي اثبات ادعاي شيعه برخي آيات نيز دلالت دارند. از نظر قرآن رهبري و امامت امت، حتما بايد به ‏دست انساني معصوم باشد كه از هر گونه كژي دور باشد. اين نكته‏ به تعابير مختلفي در كتاب ‏الهي بيان شده‏ است. از جمله هنگامي كه ابراهيم(ع) به‏ امامت رسيد و منصب الهي را براي فرزندانش درخواست نمود پاسخ آمد: عهد من به ستمكاران نمي‏رسد: "قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ"؛(بقره، آيه 124)، خداوند به او فرمود: من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم! ابراهيم عرض كرد: از دودمان من (نيز امامانى قرار بده!) خداوند فرمود: "پيمان من، به ستمكاران نمى ‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شايسته اين مقامند)". آيه مذكور نشان مي‏دهد كه امامت منصبي الهي است؛ نه به انتخاب افراد و به كساني اعطا مي شود كه از هر ظلمي با مفهوم آن پاك و مبرا باشند.
آيه ابلاغ: "يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ»(مائده"، آيه 67) و به دنبال آن آيه اكمال دين كه درخصوص ولايت اميرالمؤمنين(ع) است و جزئيات آن در روايات متواتره بيان گرديده است. همچنين ده ها دليل ديگر از منابع اهل سنت داريم كه به طور صريح يا غير صريح بر، برتري امام علي (ع) نسبت به ديگران گواهي مي دهند. در نتيجه وقتي مذهب اهل سنت از ابتدا از مسير صحيح مورد نظر خدا و رسول خارج شده، معارف و مفاهيم ديني آن هم از مجرايي غير صحيح تدوين شده، مي توان به روشني نتيجه گرفت كه كاستي هاي بسيار عقيدتي و عملي در اين تفكر وجود دارد، و حال اينكه اين كاستي ها در مذهب شيعه وجود ندارد. بر اين اساس تفكر شيعي تفكر بر حق است.
دراين زمينه مي توانيد به كتاب هاي زير مراجعه فرماييد :
- رهبري امام علي ( ع ) در قرآن ( ترجمه المراجعات سيد شرف الدين، ترجمه محمود سياهپوس
- آن گاه هدايت شدم، تيجاني سماوي، ترجمه سيد جواد مهري
- بررسي مسايل كلي امامت، ابراهيم اميني
- امامت و رهبري، شهيد مطهري
- اجتهاد در مقابل نص، علامه سيد شرف الدين
پي نوشت ها:
1. ابويعلي ماوردي، الاحكام السلطانيه، ترجمه ابوالقاسم سمرقندي، ص 40 ـ 42، بي نام.
2. محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، نشر دار الاحياء لتراث العربي، ج 36، ص 286، حديث 107.
موفق باشید.