با سلام خدمت شما عزیزان
چند وقتیست موضوعی ذهن من را به خودذمشغول کرده و موضوع این است که دانشگاه ما جداسازی دختران از پسران را از سال جاری شروع کرده است و این مطلب مورد انتقاد بعضی قرار گرفته. آن ها می گویند:
1- هر چه را که جلوی آن را به اجبار بگیرند، حساسیت دختران وپسران را بیشتر کرده و آن ها را حریص تر می کند. (البته این مورد را خود من نیز تجربه کردم، سال 1387 که وارد دانشگاه شدم همه چیز در کلاس برایم تازگی داشت ولی اکنون با گذشت 4 سال دیگر برایم طبیعی شده و دیگر تحریک نمی شوم ، وجود جنس مخالف در کلاس حواسم را پرت نمی کند وبیشتر روی درسم متمرکز هستم)
2- باعث می شود که روابط عمومی ضعیفی پیدا کنند. (به عنوان مثال برادر خود من که 20 سال سن دارد و در دانشگاه فنی پسران تحصیل می کند، وقتی یک خانم به او زنگ می زند نمی تواند درست صحبت کند و هول می شود. خودش عنوان می کند از زمانی که در محیط کار با بعضی دختران به صورت کاملا رسمی و مشروع ارتباط داشته، راحت تر می تواند در جمع سخن بگوید!!!!!)
3-منابع وامکانات دو برابر در پی اتخاذ تصمیم مذکور صرف خواهد شد.

حالا سوال من این است که اسلام نیز با اختلاط پسر و دختر در محیط دانشگاه مخالف است؟
اگر مخالف است چگونه به سوالات ومباحث فوق پاسخ می دهد؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در مجموع در اين خصوص ، دو ديدگاه عمده وجود دارد:
برخي تصور مي كنند تفكيك جنسيت سبب اهانت به قشر دانشجو است، زيرا معناي تفكيك آن است كه دانشجويان مسايل اخلاقي را رعايت نمي كنند و به جاي درس خواندن به مسايل جنسي مي پردازند، اين امر نوعي اهانت به اين قشر مي باشد، افزون بر آن نبايد فراموش كردكه بسياري روابط خارج از چار چوب اخلاق، در دانشگاه ها رخ نمي دهد چرا كه بافت فضاي دانشگاه ها با اين موضوعات منافات دارد و در بسياري از موارد فضاي فكري دانشگاه مانع از رخ دادن مسائلي مي شود كه در سطح جامعه به وفور روي مي دهد. (1)
در برابر اين ديدگاه برخي باور دارند كه تفكيك جنسي دانشگاه داراي آثار متعدد مي باشد، از جمله اينكه تفكيك موجب آرامش خاطر بيشتر افراد مي شود باعث مي گردد كه روحيه تنوع طلبي جنسي و مصرف زدگي جنسي در دختر و پسر به وجود نيايد، همچنين اين امر تاثير زياد در كاهش فساد و بي بند و باري در جامعه خواهد داشت. چون امروز دانشگاههاي ما تنها مكان دانش نيستند بلكه گاهي مكان بي بند و باري و فساد نيز هستند، افزون بر آن تفكيك جنسي -علاوه بر سلامت اخلاقي، سلامت روحي و رواني جامعه را ارتقا داده و موجب پايين آمدن سن ازدواج و تحكيم بنيان خانواده مي شود، از سوي ديگر تفكيك جنسي موجب مي شود كه زنها و مردها به هم شبيه نشوند زيرا به قول معروف المجالسه موثره؛ در واقع مجالست دو جنس مخالف موجب شباهت يافتن آنها به يكديگر مي شود و همين مساله در غرب موجب شده كه تمايل به همجنس بازي روز به روز زيادتر شود زيرا ديگر نه زنان زن واقعي اند و نه مردان مرد واقعي و همه آنها به نوعي دچار اختلال جنسي و نفاق جنسيتي شده اند.(2)
در اسلام مساله ي تفكيك جنسي-به معناي امروزي آن– مطرح نشده است. در اسلام به مطالبي توجه شده است كه طي دو نكته بيان مي گردد:
الف) اسلام توصيه مى‏كند كه روابط اجتماعى زنان و مردان نامحرم همواره در حداقل مقدار ممكن باشد و به موارد ضرورت محدود گردد. اسلام جامعه دينى را جامعه غير مختلط معرفى مى‏كند؛ چرا كه عدم اختلاط زن و مرد زمينه‏هاى انحرافات اخلاقى جامعه را كاهش مى‏دهد و كام‏جويى‏هاى جنسى را به خانواده محدود مى‏كند و موجب استحكام و پايدارى خانواده مى‏گردد. مسئله عدم ارتباط زنان و مردان در دوران جوانى و اوج كشش‏هاى جنسى، از حساسيت و اهميت بيشترى برخوردار است و طبيعى است هنگامى‏ كه دختران و پسران جوان در مدت طولانى در كنار يكديگر در يك محيط آموزشى قرار داشته باشند، زمينه‏هاى تحريك جنسى و آلودگى‏هاى اخلاقى فراهم مى‏گردد و اين مسائل، طبعا، توجه جوانان را از جديت كافى در تحصيل و تحقيق بازمى‏دارد و موجب استهلاك قواى آنان مى‏گردد و راندمان علمى آنان را كاهش خواهد داد. تجربه برخى از كشورهاى غربى در جداسازى دانش‏آموزان و دانشجويان دختر و پسر در برخى مراكز آموزشى نشان داده است كه راندمان آموزشى در مراكز غيرمختلط بيش از مراكز مختلط است.
ب) كشش و جاذبه جنسى ميان زن و مرد، جذابيت‏هاى زنان براى مردان و ميل زنان به خودآرايى در برابر مردان، امورى نيستند كه با افزايش تحصيلات و رشد فرهنگى افراد كاهش يابند. به عبارت ديگر، تحصيلات و ارتقاى فرهنگى افراد نمى‏تواند مانع تمايلات و تحريكات جنسى ميان دو جنس گردد. آنچه مى‏تواند مانعى مستحكم در برابر هجوم كشش‏هاى جنسى زنان و مردان نامحرم باشد، تقواى الاهى و تأمين غريزه جنسى از مجراى ازدواج صحيح و قانونى است. بنابراين نمى‏توان گفت چون دانشجويان عاقل و بالغ هستند، مى‏توان عوارض جنسى اختلاط را با آموزش‏هاى لازم كنترل نمود.
بنابر آنچه گفته شد، وضعيت مطلوب در دانشگاه‏هاى كشور اسلامى آن است كه سياست‏هاى نظام اسلامى در جهتى حركت كند كه دانشجويان دختر و پسر در دراز مدت بتوانند به آسانى و با آرامش خاطر در دانشگاه‏ها و فضاهاى مجزا به تحصيل بپردازند. البته تا تحقق اين آرمان و تا آنجا كه ظرفيت اجتماعى در دانشگاه‏ها اجازه دهد، مى‏توان براى جلوگيرى از اختلاط دختران و پسران تلاش نمود. اما هرگونه برنامه در اين زمينه بايد حساسيت‏برانگيز نباشد و بازتاب منفى در دانشگاه نداشته باشد. به همين جهت است كه امام خمينى قدس‏سره در سال 61 با مجزا كردن كلاس‏هاى درس كه هم در سطح داخلى و هم بين‏المللى بازتاب نامطلوبى داشت مخالفت كردند. اما اين موضع‏گيرى به اين معنا نيست كه ايشان اساسا با تفكيك جنسيتى مخالف باشند. بررسى ديدگاه‏هاى فقهى و اجتماعى ايشان به خوبى نشان مى‏دهد كه ايشان نيز به اصل عام و كلى كاهش اختلاط ميان زن و مرد اعتقاد دارند. هنگامى‏كه اصلِ كلى لزوم كاهش ارتباط زنان و مردان نامحرم در آموزه‏هاى اسلامى مطرح باشد، ديگر جاى آن نيست كه به نظرسنجى‏هاى اجتماعى رجوع كنيم كه آيا ارتباط دختر و پسر مناسب است يا نامناسب. از اين‏رو راحت‏تر شدن و عادى شدن روابط دختران و پسران در سال‏هاى پايان دانشگاه، دليلى بر صحيح و مطلوب بودن اين ارتباط نيست.(3)
پي نوشت ها :
1 http://www.mardomsalari.com/template1/News.aspx?NID=114.
2. w.entekhab.ir/fa/news/73878
3. بازتاب انديشه، سال 1383 ،شماره 54.
موفق باشید.