سلام در خصوص وضو آیا آیاتی در قرآن آمده و بطور کلی طریقه وضو گرفتن از کجا آمده است؟
نزول قرآن در 8395 شبانه روز صحیح است ؟
فضیلت نماز صبح چیست و چه فرقی با نماز های دیگر دارد؟
پرسش: احكام
سلام در خصوص وضو آيا آياتي در قرآن آمده و بطور كلي طريقه وضو گرفتن از كجا آمده است؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر محترم قرآن در آيه 6 سوره مائده طريقه وضو گرفتن را توضيح داده ولي چون اين آيه مانند ديگر آيات قرآن ممكن است متفاوت تفسير شود، بايد براي درك تفسير صحيح آن به پيامبر رجوع كنيم.
به بيان خود قرآن هيچ كس جز نبي اكرم (ص ) حق تشريع و تبيين احكام الهي و تفسير قرآن را ندارد. پيامبر اكرم (ص ) از طريق اتصال به منبع غيب مفسر قرآن بود و از ريز و شرح احكام الهي مطلع مي شد و مأمور به تبليغ آن بود.
با رحلت نبي مكرم متاسفانه اهل بيت از مسند تفسير كنار زده شدند و كساني ديگر كه شايستگي و جواز نداشتند، بر اين مسند تكيه زدند.
با گذشت زمان و دور شدن از عصر نبي اكرم مسائل و سؤالات جديدي در زمينه هاي مختلف (از جمله در زمينه نماز و وضو) پيش آمد. مسلمانان كه اهل بيت را كنار زده بودند، براي يافتن پاسخ سؤالات خود چاره اي جز رجوع به عالمان غير اهل بيت نديدند. آنان هم كه از سنت نبوي اطلاع كامل و كافي نداشتند، ناچار شدند با مراجعه به زبان و ادبيات عرب، به تفسير آيات اقدام كرده و اجتهاد خود را به عنوان حكم دين، تحويل مردم دهند و ملاك عمل سازند. اين سخن عمر بن خطاب از امامان اصلي اهل سنت است :
عليكم بديوان العرب لا تضلوا فيه تفسير كتابكم و معاني كلامكم(1).
بر شما باد به ديوان عرب( مراجعه كنيد) تا گمراه نگرديد زيرا در آن هم تفسير كتابتان است و هم معناي كلامتان.
در حالي كه در ديوان عرب براي بعضي كلمات و واژه ها معاني متعدد وجود دارد و براي هر معنايي مي توان چندين شاهد آورد.
اما شيعه، به استناد كلام پيامبر كه در حديث متواتر ثقلين فرمود :
«اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي ما ان تمسكتم بها لن تضلوا ابدا؛
دو شيء گرانبها ميان شما باقي مي گذارم: كتاب خدا و اهل بيتم , مادامي كه به اين دو چنگ بزنيد گمراه نخواهيد شد».
ائمه معصوم، را مفسر و بيانگر حكم الهي بعد از نبي اكرم مي دانست و به آنان رجوع كرد. ائمه (ع ), آنچه را كه حكم الهي بود، تبيين مي كردند; مثلا" در مسائلي چون : آيا مي توان با كفش نماز خواند؟ آيا اگر بر روي زمين و محل سجده نمازگزار، چيزي غير از اجزاي زمين (مثل فرش ) فاصله شود, مي توان بر آن سجده كرد يا نه؟ آيا خواندن سوره هايي كه سجده واجب دارد در قرائت نماز جايز است؟ و...؛ امامان حكم و بيان رسول خدا را براي شيعيان مطرح مي كردند، در حالي كه اهل سنت در اين امور به فهم و رأي عالمان غير اهل بيت استناد مي نمودند كه فهمشان غالبا به ديوان عرب مستند بود، نه به سنت رسول خدا.
اما مساله وضو و شستن دست ها تا آرنج يا به سوي آرنج:
در آيه تشريع وضو آمده "فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الي المرافق". اهل سنت بدون استناد به پيامبر و عترت ايشان، "الي" را به معناي آخر شستن در مقابل "من" به معناي ابتدا ي شستن گرفته و گفته اند: شستن بايد از نوك انگشتان شروع شود و به مرفق و آرنج ختم گردد. البته "الي" به معناي نهايت و انتها و "به سوي" مي آيد، ولي اين يك معناي آن است، همچنان كه تعين حد و غايت نيز يكي ديگر از معاني معروف آن مي باشد، يعني گاهي در "الي" جهت هم لحاظ مي شود و" به سوي" معنا مي دهد و گاهي جهت در آن نيست و فقط غايت و آخرين حد را بيان مي كند اما اين كه" الي" در اين جا به كدام معنا است؟ علاوه بر قرائن بايد از سنت و سيره رسول خدا كه مفسر و مبين قرآن است، كمك بگيريم.
در اين جا قرينه قوي وجود دارد كه "الي" به معناي غايت و تعيين آخرين حد شستن و مسح كردن است، نه تعيين كننده جهت شستن، زيرا "يد" هم به دست تا مچ گفته مي شود و هم به دست تا آرنج و هم به دست تا كتف. در اين جا خداوند حد دست را معين كرده و فرموده دست ها تا آرنج شسته شوند. منظور تعيين جهت شستن نبوده است. مانند اينكه كسي بگويد اين خانه را از ديوارها تا سقف رنگ كنيد. منظور اين نيست كه بايد از پايين حتماً شروع شد، بلكه منظور تعيين كردن مقدار لازم براي رنگ كردن است. به همين خاطر اگر كسي از بالا (سقف) شروع كند، بر خلاف دستور عمل نكرده است.
همچنان كه در حكم مسح پا نيز، "الي "تعيين حد پا است، نه تعيين جهت مسح؛ زيرا در پا هم اين ابهام هست و "رجل" تا مچ پا، تا زانو و تا آخر ران ها را شامل مي شود و خداوند هنگام اعلام وجوب مسح پا، با آوردن "الي الكعبين"حد مسح را بيان فرموده است كه تا زانو يا تا آخر ران منظور نيست، بلكه تا كعب و بلندي روي قدم منظور است.
اين از لحاظ قرينه، اما از لحاظ تفسير اهل بيت ؛بنا بر روايت راوي گويد كه از امام باقر پرسيدم :
از كجا دانستيد و گفتيد كه مسح فقط به بعض سر است (بر عكس اهل سنت كه مسح همه سر را لازم مي دانند)؟
امام خنديد و فرمود: رسول خدا فرمود و كتاب از جانب خدا به او نازل شده است (و او مفسر كتاب است)؛ زيرا خدا فرموده : "فاغسلوا وجوهكم"و ما مي فهميم كه همه صورت بايد شسته شود، بعد خدا فرمود: "و ايديكم الي المرافق" و دست ها تا مرفق ها را به وجه و صورت، عطف كرد، پس متوجه مي شويم بايد دست ها تا مرفق ها شسته شود، بعد بين شستن و مسح جدايي انداخت و فرمود :"و امسحوا برؤسكم " و از اين كه فرمود "برؤسكم"مي فهميم كه مسح بايد به بعض سر باشد، زيرا باء آمده و به معناي بعض است، بعد پاها را تا كعبين به سر در مسح عطف كرد، همچنان كه دست ها را به وجه و صورت عطف كرده بود. از اين مي فهميم كه مسح به
بعض پاها تا كعبين كافي است. رسول خدا آيه را اين گونه تفسير كرد، ولي مردم تفسير پيامبر را ضايع كردند.(2)
بنا بر روايت ديگر زراره و ابن بكير خدمت امام باقر رسيدند و پرسيدند :وضوي رسول خدا چگونه بود؟ حضرت ظرف آبي طلب كرد و دست راستش را در آب فرو برد و كفي آب برداشت و بر صورت ريخت و آن را شست، بعد كف دست چپش را پر از آب كرد و بر دست راستش ريخت و آن را از آرنج تا نوك انگشتان از بالا به پايين شست، به طوري كه هنگام شستن، دستش به سوي مرفق باز نمي گشت. بعد با كف راستش بر دست چپش آب ريخت و آن را مانند دست راستش شست. سپس سر و دو قدمش را با خيسي وضو مسح كرد بدون اينكه از آب ديگري استفاده كند و فرمود :خداي بزرگ مي فرمايد :
"يا ايها الذين آمنوا اذا قمتم الي الصلوة اغسلوا وجوهكم و ايديكم "پس او نبايد جايي از صورت را نشسته بگذارد. بعد امر كرده به شستن دست ها تا آرنج ها. پس نبايد جايي از دست ها تا آرنج ها را نشسته بگذارد، پس بايد صورت و دست ها را تا آرنج بشويد(نه اين كه به سوي آرنج بشويد ) زيرا خدا فرموده "فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الي المرافق" بعد خداوند مي فرمايد : "وامسحوا برؤسكم و ارجلكم الي الكعبين" بنا بر اين مسح به بعض سر و بعض پاها از نوك انگشتان تا بلندي كعب و روي پا ها كافي است. (3)
اين تفسير پيامبر از آيه است و ما بايد به تفسير پيامبر پايبند باشيم.
ما شيعيان با استناد به بيانات رسول خدا و اهل بيت، آيات را تفسير و بدان عمل مي كنيم. اهل سنت با استناد به تفسير غير اهل بيت كه با توجه به ادبيات عرب است، قرآن را تفسير وعمل مي نمايند.
پي نوشت ها:
1. التحرير و التنوير، ج5، ص20.
2. مستند العروة الوثقي , آيت الله خويي , ج 4, ص 445 - جواهرالكلام , ج 11, ص 19.
3. البرهان، ج2، ص257.
پرسش:
نزول قرآن در 8395 شبانه روز صحيح است ؟
نزول قرآن در 8395 شبانه روز صحيح است ؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
مدت نزول قرآن به اجمال 23 سال بوده است. اما اين عدد اجمالي است و دقيق نيست. زيرا پيامبر با نزول آيات ابتدايي سوره علق در 27 رجب 13 سال قبل از هجرت مبعوث به رسالت شد و آخرين آيات هم در سال دهم يا در اوايل سال يازدهم هجري (زيرا آخرين آيه نازل شده و روز نزولش دقيقا معلوم نيست و پيامبر در 28 صفر سال يازدهم از دنيا رفته است و نزول تا كمي قبل از رحلت ادامه داشته است) نازل شد. پس مدت اين نزول 23 سال تمام نيست تا شما آن را در 365 ضرب كنيد و عدد بالا را به دست بياوريد.
بله اجمالا و به صورت تقريبي نزول قرآن در مدت 23 سال بوده است حالا يا چند روز و ماه كم يا زياد. اين مطلب اهميتي ندارد و جزو اصول و فروع دين نيست تا براي رسيدن به واقع و دقيق آن تلاش كني و اگر دقيق نباشد ، به جايي ضربه نمي خورد.
پرسش:
فضيلت نماز صبح چيست و چه فرقي با نماز هاي ديگر دارد؟
فضيلت نماز صبح چيست و چه فرقي با نماز هاي ديگر دارد؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ به چند نكته توجه كنيد.
نكته اول: اساسا عبادت و پرستش، يكي از نيازهاي روح انسان است. بلكه مي توان گفت كه سرشت همه موجودات به گونه اي آفريده شده كه احساس فقر و نياز به معبود، و احساس نا آرامي و اضطراب، از ذات و درون وجودشان مي جوشد. اين فقر و بيچارگي، و اين اضطراب و بيقراري، تنها در سايه عبادت و نيايش، و ارتباط و اتصال به مركز قدرت هستي، و تمسك جستن به جلال و جمال او، تامين و تسكين مي يابد. اين حقيقت را قرآن كريم اين گونه بيان مي كند: «كلّ قد علم صلوته و تسبيحه؛ (1) تمامي موجودات نماز و تسبيح خدا را دانستند».
در جاي ديگر ميفرمايد: «إنْ مِن شيء إلاّ يسبّح بحمده و لكن لا تفقهون تسبيحهم؛ (2) هر موجودي مشغول ستايش و حمدخداست و او را تسبيح ميگويد، ليكن شما تسبيح آنان را نميفهميد».
جمله ذرات عالم در نهان با تو ميگويند روزان و شبان
ما سميعيم و بصيريم و هُشيم با شما نامحرمان ما خاموشيم
گر شما سوي جمادي ميرويد محرم جان جمادان كي شويد.
نكته دوم: راز نماز در عبوديت انسان است. عبوديت، مقصود اصلي از خلقت و بالاترين مقامي است كه انسان مي تواند به آن دست يابد. با عبوديت، تمام فضائل و كمالات حاصل مي شود. همه بدي ها و رذايل از بين مي رود و جامعه به كمال مي رسد.
انسان در زندگى اين جهان با توجه به «عوامل غافل كننده» به تذكر و يادآورى نياز دارد. بايد وسيلهاى او را در فاصلههاى مختلف زمانى به مبدأ هستى توجه دهد، هدف آفرينش را به يادش آورد. از غرق شدن در گرداب غفلت و بىخبرى باز دارد. اين وظيفه مهم به عهده نماز است. (3)اما نكته مهم اينجاست كه اين عبادت هر چه با معرفت بيشتر، اخلاص زيادتر، و خشوع و حضور قلب فزون تر اقامه شود، قطعا تأثير گذاري آن افزون تر مي گردد، و زودتر انسان را به كمال مطلق و قرب الهي، كه هدف آفرينش است، مي رساند. طبيعي است كه براي نماز شب و به دنبال آن نماز صبح، زمينه ي مساعدتري جهت تمركز حواس و اخلاص ورزيدن وجود دارد. زيرا اولا- شيريني خواب سحر و صبحگاه ازيك سو، و وسوسه شيطان و خواسته دل و نفس اماره براي خوابيدن از سويي ديگر باعث مي شود كه هر كسي اين توفيق را نداشته باشد كه از خواب شيرين خود بزند، و شيطان و نفس اماره را از خود دور كند و بيدارشود. ثانيا- نماز شب و صبح، به دور از چشم انسان ها، در هنگامي اقامه مي شود كه همه قيل و قال ها و هياهوهاي غفلت زاي روزانه، و مظاهر خود خواهي و ريا و خود نمايي، بي رونق گشته، و نمازگزار با خلوص نيت و اراده اي قوي، از رختخواب جدا مي شود، و دست نياز به سوي حضرت بي نياز دراز مي كند، و با تمركز حواس، و معرفت و حضور قلب بيشتر، خالصانه به عبادت مي پردازد.
با اين نگاه و با توجه به تأثير اقامه اين نماز در فضاي ساكت و خالص است كه در روايت آمده است: ملعون است ملعون است هر كه نماز صبح خود را تا برطرف شدن ستارگان به تأخير اندازد! (4)
اما در فضيلت نماز صبح: اين حقيقت را هميشه در نظر داشته باشيم كه ارزش و فضيلت هر چيزي به ميزان تأثير گذاري آن چيز در نيل به هدف و مقصد، و تأمين نيازهاي مادي و معنوي انسان بستگي دارد. هر چيزي انسان را در رسيدن به هدف بيشتر پشتيباني بكند، و خواسته هاي او را بيشتر و زودتر تأمين نمايد، آن چيز از ارزش و فضيلت بيشتري برخوردار است. چون نماز شب و نماز صبح، با توجه به ويژگي هاي ياد شده، زودتر انسان را به هدف نزديك مي كند، از ارزش و فضيلت بيشتري برخوردار است. از اين رو هنگامي كه از امام صادق عليه السّلام از فضيلت اوقات نماز صبح، سؤال شد، فرمود: هنگام طلوع سپيده دم وقت فضيلت آن است، سپس آيه شريفه « وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ، إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كانَ مَشْهُوداً » را تلاوت فرمود. كه بيانگر اين حقيقت است كه منظور از قرآن الفجر، نماز صبح است. و منظور از « كانَ مَشْهُوداً » يعنى نماز صبح به اين دليل از فضيلت بيشتري برخوردار است كه هم فرشتگان شب در هنگام مراجعت و بازگشت، و هم ملائكه روز هنگام آمدن به زمين آن را مشاهده مي نمايند. (5) در نتيجه نمازگزار مورد استغفار ملائكه شب و روز قرار مي گيرد، و دعايش با آمين فرشتگان همراه مي گردد.
پىنوشت ها:
1. النور (24) آيه41.
2. الاسراء (17) آيه 44.
3. تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي، ج 13، ص 174، ناشر دارالكتب الاسلاميه، تهران 1371.
4. بحار الانوار، علامه مجلسي، ج 80، ص 60، مؤسسه الوفاء بيروت – لبنان، سال انتشار 1404 ق.
موفق باشید.






