سلام.
1.چرا خدا باید در برابر مخلوقات خودش سوگند یاد کند؟
2.وقتی خدا به ماه و خورشید سوگند یاد می کند، آیا خبر ندارد که ستاره ها و سیارات و کهکشانهایی بسیار بزرگتر از اینها نیز وجود دارند که به اینها سوگند یاد می کند؟
با تشکّر
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر محترم خداوند خالق انسان است و هدفش از اين خلقت به كمال رساندن اوست از اين رو به مقتضاي فضل و رحمتش به هدايت او به سوي كمال اقدام مي كند و كتاب هاي آسماني را مي فرستد و پيامبران را برمي انگيزاند تا انسانها به غايتي كه براي آن آفريده شده اند، هدايت شوند.
در كتاب آسماني هم بينش حق و اخلاق ملكوتي و اعمال صالح و حياتبخش را به انسان تعليم مي دهد و يكي از روش هاي تربيتي و تعليمي "قسم خوردن" است.
هدف اصلى از قسم هاى آدميان اثبات مطلب است. هنگامي كه كسى احتمال مي دهد سخنش را شنونده باور نكند، مي خواهد با قسم، وى را وادار به قبول نمايد و شك و ترديدش را برطرف سازد. در محاكم نيز منكر را به همين منظور قسم مي دهند. هيچ يك از اين امور در قسم هاى قرآن معقول نيست. زيرا نه خداوند از كسى يا چيزى ترس مي تواند داشته باشد و نه وحشتى و هراسى از فقدان موجودى برايش متصور است. از طرفى در باره سخن خدا، مؤمن محتاج به قسم نيست و كافر را هم سودى ندارد، و اشيا و اشخاص هم در برابر عظمت پروردگار كوچك هستند. از لحاظ عزت و محبوبيت نيز مىبينيم چيزهائى مورد قسم قرآن واقع شدهاند كه همه آن ها عزيزتر و محبوب تر از ديگر موجودات نيستند.
بنابراين فايده سوگندها چيست؟
بعضى از فوايد و مقاصد سوگند هاي قرآن عبارتند از:
فوايد سوگندهاى قرآن:
1- اهميت چيز و امرى كه براى اثبات آن (مقسم له) قسم ياد شده است تا در آن نيك بينديشند و سرسرى نگذرند. مي توان گفت كه در قسم هاى انسانى نيز اين منظور هست(يعني بيش از خود قسم و چيزي كه به آن قسم خورده شده، مطلب و چيزي كه براي آن قسم خورده شده، اهميت دارد.) خداوند مي خواهد با قسم خوردن ما را به اهميت آن مطالب توجه دهد.
2- متوجه ساختن بشر به منافع و فوايد فراوان چيزهائى كه به آن ها سوگند ياد مي شود (مقسم به) مانند خورشيد و ماه و ستارگان و شب و روز حتى انجير و زيتون.
3- واقعيت داشتن مورد قسم كه مورد انكار بوده يا در آن شك و ترديد داشته يا موهوم و خياليش مىپنداشتهاند مانند فرشتگان و قيامت و روان و وجدان انسان (نفس ناطقه و لوامه) و غير آن ها.
4- رد افكار خرافى و اعتقادات جاهلانهاى كه بشر وحشى و حتى انسان متمدن امروز نسبت به بعضى امور داشته و دارد «مانند عقيده به خدائى ستارگان و غيره» و مثل آن كه عرب جاهلى بعد از ظهر را ناخجسته و براى كار و كسب بد ميمنت مي دانست. بر اثر چنين اعتقاد جاهلانهاى زيان هاى اقتصادى و اجتماعى و اخلاقى فراوان به وى مي رسيد. نسل معاصر نيز مانند اهل هر عصرى از دوره و زمانه خود شكايت داشته، عمل خير را در آن ناممكن مىپندارد. جميع اين اوهام را خداوند با سوگند ياد كردن به عصر كه هم به معنى بعد از ظهر و هم به معنى دوره و زمانه مي آيد، مردود شناخت.
5- تعظيم مورد قسم تا مردم بر اثر بزرگداشت آن، به عبادت و جهاد و ديگر اعمال خير تشويق شوند، مانند سوگند به اسبان مجاهدين و اوقات فريضه حج مثل «وَ الْعادِياتِ، وَ الْفَجْرِ وَ لَيالٍ عَشْرٍ».(1)
بنا بر اين قسم خوردن خدا به مخلوقات كه آيات و نشانه هاي او هستند، آدميان را به اهميت موضوعي كه براي آن قسم خورده شده و هم به اهميت چيزهايي كه به آن ها قسم خورده واداشته و تفكر و تامل در آن ها انسان را به يكتايي و عظمت خدا رهنمون مي شود.
اما وقتي خدا به خورشيد و ماه و ... قسم مي خورد، معنايش اين نيست كه اينها عظيم ترين موجودات خدا هستند و در جهان مادي از اينها عظيم تر وجود ندارد، بلكه همين كه اينها با عظمت و براي ما مفيد هستند و ما با عظمت تر از اينها نمي شناسيم، براي قسم خوردن به آنها كافي است.
چون قسم يك روش تربيتي است، بايد براي ما تاثير گذار باشد و در نزد خداي بي نهايت كه چيزي عظيم نيست. هر چيزي هر چقدر هم كه عظيم باشد نزد نامتناهي بسيار حقير است.
بله خدا مي داند كه خورشيد هاي عظيم تر و كهكشان هاي بزرگتر و ... وجود دارد ولي قسم به آنها براي ما كه از آنها اطلاعي نداريم، فايده تربيتي و تعليمي ندارد.
پي نوشت:
1. تفسير نوين، ص35-34.
موفق باشید.






