با سلام
در مورد خمس سوالی داشتم. خواهشمندم به دور از تعصبات و به دور از پاسخ های کلیشه ای جواب دهید.
بنده چند سالی است که خمس خود را میپردازم .لکن اکنون در اصل خمس و حقانیت آن تردید دارم. چرا که خمس در صدر اسلام وجود نداشت و اگر هم وجود داشت مالیات وجود نداشت. امروز در کشور ما هم، میراث کسب درآمد غربی یعنی مالیات برای دولت اجرا می شود و هم اعلام می شود که خمس واجب است. ببینید که چطور اینجانب حدود 20درصد از درآمد خود را به عنوان مالیات به دولت اسلامی پرداخت کنم و هم باید 20 درصد مازاد درآمد خود را خمس بدهم به مراجع. اصلاً تصور بفرمایید که یک تولید کننده که 40 درصد از درآمد خود را مالیات و خمس بدهد منطقی است. آیا بهتر نیست به جای تولید که به غیر از هزینه ها 40 درصد مالیات و خمس دارد کارکنانش را اخراج کند و زمین و داراییهایش را بفروشد و پولش را بگذارد در بانک و سودش را بخورد
اصلاً در صدر اسلام چیزی به عنوان دو نوع پرداخت یکی به دولت اسلامی و یکی به مراجع وجود داشت ؟ بنده که بعید می دانم.
می گویند که مصارف خمس ،مصرف در راه ترويج اسلام و تقويت حوزههاي علميه و... ميباشد . مگر دولت مخالف گسترش حوزه ای علمیه است که حوزه ها و مراجع منابع مالی جداگانه می خواهند . چه می شود اگر حوزه ها هم مانند دانشگاهها و ... با بودجه دولت اداره شوند؟
دریافت خمس توسط مراجع تقلید در زمانی قابل توجیه است که حکومت جور و حکومتی غیر اسلامی مستقر است و مالیات خرج گسترش اسلام نمی شود. در آن شرایط مردم تلاش می کردند که به دولت جور مالیات ندهند و خمس خود را به مراجع بدهند. امروز که دولت اسلامی مستقر است چرا مراجع خود را با دولت تطبیق ندادند و مالیات و خمس را یک کاسه نکردند. لطفاً توجیهاتی مانند این نیاورید که " مالیات برای خود شخص خرج می شود و خمس برای نیازمندان و ... " این یک جواب عامیانه غیر منطقی است.
با تشکر از حوصله شما
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
مالياتهاي زمان فعلي با آن چه كه در صدر اسلام وجود داشت، تا حدودي تفاوت دارد، توضيح آنكه مالياتهاي اسلامي را به صورت كلي مي توان بر دو دسته تقسيم نمود: 1 - مالياتهاي مستقيم؛ يعني ماليات هايي كه نسبت يا مقدار يا مورد وضع آن يا تركيبي از اينها به نوعي مستقيماً از طرف شارع مشخصي معين گرديده است، مثل "خمس"، "زكات"، "خراج" و "جزيه".2 - مالياتهاي تبعي؛ يعني مالياتي كه حاكم اسلامي ميتواند در شرايط خاص وضع نمايد و مورد يا مقدار، يا نسبت خاصي براي آن در نظر گرفته نشده است. فقط تابع هزينههاي ضروري دولت و امثال آن است.(1)
در صدر اسلام به ويژه در زمان پيامبر (ع) به جهت نوپايي و كوچك بودن دولت اسلامي، مالياتها محدود بود و در همان نوع اول مانند خمس غنايم، زكات طلا و نقره، انعام (چارپايان) ثلاث (گوسفند و شتر و گاو) و غلات اربعه، فيء (انفال)، خراج، جزيه و فديه بود. اما بعد كه به تدريج دولت اسلام توانمند مي گرديد و متناسب با آن هزينهها و مخارج آن فزوني مي گرفت، دولتها يا حاكمان اسلامي به تناسب موقعيتها به مالياتهاي قسم دوم رو آوردند.
از جمله اين كه در زمان پيامبر(ص) امام علي(ع) از اسبهاي خاص ماليات مي گرفتند. ماليات هايي كه امروزه در قوانين مدني ايران وجود دارد، عمدتاً مالياتهاي نوع دوم است كه در زمان پيامبر(ص) چندان مطرح نبود.
اما وضعيت دريافت خمس در صدر اسلام:
اگر منظور از صدر اسلام زمان ائمّه عليهم السلام باشد، جواب مثبت است، زيرا همان طور كه از بحثهاى گذشته استفاده شد كه بسيارى از ائمّه هدى عليهم السلام در عصر خود نه تنها خمس (درآمد انواع كسبها) را مى گرفتند، بلكه به مردم دستور مؤكّد مى دادند كه در پرداخت آن كوتاهى نكنند، و حتّى وكلا و نمايندگان مخصوص براى جمع آورى آن معيّن فرموده بودند و اشخاصى مانند «علىّ بن مهزيار» و «ابوعلى بن راشد» و امثال آنها اين وظيفه را به عهده داشتند.(2)
و اگر منظور از صدر اسلام زمان پيامبر(ص) و امير مؤمنان(ع)باشد، بايد گفت كه غير از غنايم جنگى، از معادن و گنجها و همچنين غوص )جواهراتى كه بوسيله غوّاصى از درياها بيرون آورده مى شد) در عصر آنها خمس گرفته شده است.
گواه اين موضوع در سنن بيهقى نقل شده كه در زمان امام على(ع) شخصى گنجينه اى پيدا كرد و خدمت امام آمد، فرمود: چهار پنجم آن مال توست و خمس آن مال ماست.(3)
امّا اين سؤال باقى ماند كه آيا در عصر پيغمبر(ص) و على(ع) غير از غنايم جنگى و معادن و گنجها و جواهرات دريا (از درآمدهاى كسب و كار) نيز خمس گرفته شده است يا نه؟
در كتب حديثي، رواياتي بچشم مي خورد كه حضرت رسول(ص) احكام خمس در سود تجارت را براي مردم بيان فرمودند و از مردم هم در خواست كردند كه خمس خود را بدهند و قرائني در دست است كه نشان مي دهد اين در خواست ها بر خمس غنايم جنگي تطبيق نمي كند.
اين روايات به حدي است كه در انسان شكي باقي نمي گذارد كه پيامبر(ص) حكم خمس سود تجارت را هم براي مردم تبين نموده اند و هم از آنها خمس سود تجارت در خواست كرده اند.(4)
خمس را بايد شش قسمت كرد. سه قسمت آن «سهم امام» ناميده مي شود ( سهم خدا، سهم رسول و سهم ذي القربي ) سه قسمت ديگر «سهم سادات» است.( يتامي ، مساكين، ابن سبيل)
از آنجائي كه زكات و صدقه بر سادات فقير حرام مي باشد، تنها منبع درآمدي و كمكي سادات سهمي از خمس است و نمي توان آن را با موارد ديگر جايگزين كرد.
اگر از خمس در جهت ترويج دين و تربيت عالم ديني و تقويت حوزه هاي علميه استفاده مي شود از سهم امام مي باشد كه يكي از وظايف امام(ع) نيز همين امر مي باشد. بر اين اساس در زمان غيبت به خاطر عدم حضور امام معصوم(ع) اين سهم به دست نايبان عام آن حضرت يعني فقها داده مي شود تا آنها در مواردي كه بايد مصرف شود به كار برند.
بنابر آنچه بيان شد هر كدام از خمس و ماليات ملاك هاي مجزائي از هم دارند و هركدام با توجه به شرائط اخذ و احكامي كه هر يك دارند، موارد مصرف جداگانه اي دارند كه نمي توان از يكي به جاي ديگر صرف نظر كرد.
نكته آخر آنكه خمس به مازاد در آمد يك سال تعلق مي گيرد نه اصل درآمد بنابراين بعد از تمام هزينه هاي زندگي به آنچه كه از درآمد يك سال باقي مانده است خمس تعلق مي پذيرد و هزينه و باري مضاعف بر خمس دهنده وارد نمي سازد.
علاوه آنكه پرداخت خمس با قصد قربت به خدا علاوه بر آثار فراوان معنوي كه به همراه دارد به تصريح ائمه دين عليهم السلام موجب افزايش و بركت بخشي به مال فرد مي شود و در حقيقت اگر از جنبه مادي نيز به آن نگاه شود به نفع پرداخت كننده خمس مي باشد.
امام رضا(ع) فرمود: پرداخت خمس كليد رزق شماست. «فان اخراجه مفتاح رزقكم» (5)
در مورد تحولات مالياتي در اسلام به كتاب "بيت المال پيدايش و تحولات آن"، تأليف "خوله شاكر الدخيلي"، ترجمه سيد محمد صادق عارف، مراجعه نماييد.
همچنين به كتاب «خمس، پشتوانه استقلال بيت المال » تاليف « آيت الله مكارم شيرازي »مراجعه بفرمائيد.
پي نوشت ها:
1. مدرسي، مقدمهاي بر نظام مالياتي و بودجه در اسلام، تهران، نشر هجرت، 1363 هـ.ش، ص 20 و 21.
2. ر.ك شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، قم، موسسه آل البيت عليهم السلام، 1427 هـ.ق، ج 6، باب 8 از ابواب «ما يجب فيه الخمس».
3. احمد بن حسين بيهقي، سنن بيهقى، بيروت، دارالمعرفه، بي تا، ج 4، ص 156.
4. براي آگاهي بيشتر از اين گونه روايات ر.ك. علامه سيد مرتضي عسكري، معالم المدرستين، انتشارات علامه عسكري، 1389 هـ.ش، ج2، ص 152-137.
5. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، پيشين، ج 9، 538.
موفق باشید.






