با عرض سلام و خسته نباشید. بنده در طول محرم و صفر لباس مشکی میپوشم. جایی خوانده بودم از آیت ا... شاه آبادی که این کار را انجام دهید. حالا می خواستم بدانم آیا سفارش های بیشتری از بزرگان یا دلیل قانع کننده دیگری که این کارم را بهتر توجیه کنم وجود دارد. یا اینکه اصلاً در کل اینکار اشکال دارد و مثلا همان 10 روز اول را مشکی بپوشیم کفایت می کند. خلاصه اینکه لباس مشکی کراهت دارد و اینکه 2 ماه متوالی میپوشم خیلی بازخواست میشوم. چه جوابی بدهم که قانع کننده باشد؟ تشکر

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به همان اندازه كه اصل پوشش بدن با لباس لازم بوده و زينت آدمي به حساب مي آيد و در جامعه امروزي نمي توان تصور كرد كه فردي بتواند بي آن كه لباسي بر تنش باشد در اجتماع ظاهر شود؛ شايد به همان مقدار انتخاب رنگ لباس نيز اهميت خاص خود را داشته باشد و مي تواند معرف روحيات افراد باشد.
اما در اين بين، پوشش مشكي وقتي مناسب است كه انسان در دل غمي بزرگ چون فراق عزيزي را داشته باشد و اگر او به پوشيدن لباس سياه روي مي آورد به اين دليل است كه مي خواهد با نشان دادن اين نماد به ديگران بفهماند كه خاطره دار اندوه بزرگي است و حد اقل دوست ندارد تا وقتي دلش به عزاداري مشغول است، لباس روشن و شاد بپوشد.
با بيان اين مقدمه به اين نكته مي رسيم كه هر ساله با فرا رسيدن ماه محرم و صفر كه ماه عزاي حسين سلام الله عليه است، غم و اندوهي بزرگ در دل هاي شيعيان مي نشيند و پيروان مكتب حضرت علاوه بر بر پايي عزاداري هاي گسترده، به پوشيدن لباس سياه روي مي آورند تا نشان دهند كه در غم اين حادثه بزرگ اندوه بار شريك اند.
در اين باره كه شيعيان مكتب امامت مي بايست هنگام شادي اولياي خدا شاد و هنگام غم آن ها غمگين باشند، روايت هايي نقل شده است.
امام صادق(ع) فرمود:" رحم اللَّه شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا و عجنوا بماء ولايتنا يحزنون لحزننا و يفرحون لفرحنا "(1) يعني: خدا رحمت كند شيعيان ما را كه از زيادى گل ما به وجود آمده و با آب محبّت ما خمير شده ‏اند، در غم ما غمگين و در شادى ما شادمان اند.
و يكي از نماد هاي شريك بودن در غم اين است كه لباس شاد را از تن در آوره رخت عزا كه لباس سياه است بر تن كنيم و مي دانيم از سياهي رنگي بالا تر وجود ندارد. پس رنگ سياه، پر نمود ترين نشانه عزا و ماتم است.
اضافه بر اين، توصيه به پوشيدن لباس سياه در ماه هاي محرم و صفر كه به ماه هاي عزاداري سالار شهيدان، ريشه ديني دارد.
يكي از مراجع در گذشته، تحقيق جامعي در اين باره انجام داده است، ايشان پوشيدن لباس سياه را در ايام محرم و عاشورا و نيز روزهاي وفات مربوط به وفات معصومين سلام الله عليهم اجمعين از شعاير دين مي داند كه ريشه در حديث معروف" فإن شيعتهم يفرحون لفرحهم و يحزنون لحزنهم." شيعيان با خوشحالي اولياء دين خوشحال و هنگام ناراحتي اشان محزون اند، دارد.
در اين تحقيق و در توجيه پوشيدن لباس سياه و يا استفاده از پارچه هاي سياه در مكان هاي عمومي چون مساجد و حسينه ها در اين دو ماه عزا، به نكاتي بر مي خوريم كه بيان آن مناسب است.
نويسنده بعد از ذكر دو دسته روايت مبني بر اين كه نماز خواندن با لباس سياه مكروه است و يا به طور كلي پوشيدن لباس سياه حتي در غير حال نماز هم مكروه است آورده:
"لا يبعد استثناء لبس الأسود في مأتم الحسين(ع) من هذه الأخبار، لما استفاضت به الأخبار من الأمر بإظهار شعائر الأحزان"
اظهار و اعلان نشان ماتم و عزا براي سيد شهيدان كه بر گرفته از اخبار است و آن را زنده نگاه داشتن شعاير ديني مي داند، دليلي بر استثناء پوشيدن لباس سياه است
در ادامه اين تحقيق آمده است:
"إنّ في لبس المؤمنين الثياب السوداء في وفيات الأئمة (عليهم السّلام) و بالخصوص في أيام محرم الحرام و شهر صفر إظهاراً لمودتهم و حبهم لأهل البيت (عليهم السّلام) فيحزنون لحزنهم، و إنّ هذا العمل من المؤمنين إحياء لأمر أهل البيت (عليهم السّلام)، و قد روي عنهم عليهم السّلام: "رحم اللّٰه من أحيا أمرنا"
در پوشش سياه مومنين در روزهاي وفات امامان سلام الله عليهم اجمعين و به خصوص در روزهاي محرم و صفر نشانه و اظهار دوستي به اهل بيت عليهم السلام است.
شيعيان با حزن ايشان محزون مي شوند و چنين كاري، زنده نگاه داشتن امر اهل بيت سلام الله عليهم اجمعين است، زيرا كه از ايشان روايت شده است: خدا رحمت كند كسي كه امر ما را زنده نگاه مي دارد.
و به اين جمله اشاره شده است كه: " كان هذا الأمر في حد نفسه إحياءً لأمره(ع)، و لهذا اشتهر أنّ بقاء الإسلام بشهري محرم و صفر، و ذلك لأن حقيقة الإسلام و الإيمان قد أُحييت بواقعة كربلاء،"
اين كار در حد نفسه زنده نگاه داشتن امر امام سلام الله عليه است.
به همين دليل مشهورشد كه بقاي اسلام به دو ماه محرم و صفر است، زيرا حقيقت اسلام و ايمان با واقعه كربلا زنده شد.
در پايان به توصيه مرجع ديني اشاره مي كنيم"
"و أقيموا شعار الحزن في أيام مصيبته، فإنّ الملائكة بكت و تبكي عليه، و إنّ الله سبحانه و تعالى يريد إبقاء هذا الدليل، و يتمّ ذلك بإقامة مجالس العزاء، و الاشتراك فيها و البكاء، و لبس السواد في أيام استشهاده و في وفيات الأئمة (عليهم السّلام) و بالخصوص في شهري محرم و صفر، فأحيوا هذا الأمر و حافظوا عليه، فإنّ الأرض و السماء بكت على الحسين(ع)، و إنّ الملائكة تبكي عليه إلى يوم القيامة.(2)
يعني اين كه:به پا داريد شعار حزن و اندوه را در روزهاي مصيبت ابا عبد الله(ع) زيرا كه فرشتگان بر او گريه كردند و گريه مي كنند و خداي متعال اراده كرده است تا اين دليل و حجت ابقاء باشد و ابقاء آن به بر پايي مجالس عزاء و شركت در آن همراه با گريه و پوشيدن لباس در روزهاي شهادت......و به خصوص در دو ماه محرم و صفر است....
اين حال دختر پيامبر صلوات الله عليهما است كه در فقدان پدرش چنين نوحه مي كند."
" يَا أَبَتَاهْ انْقَطَعَتْ بِكَ الدُّنْيَا بِأَنْوَارِهَا وَ زَوَتْ زَهْرَتُهَا وَ كَانَتْ بِبَهْجَتِكَ زَاهِرَةً فَقَدِ اسْوَدَّ نَهَارُهَا فَصَارَ يَحْكِي حَنَادِسَهَا رَطْبَهَا وَ يَابِسَهَا يَا أَبَتَاهْ لَا زِلْتُ آسِفَةً عَلَيْكَ "(3)
پدر! رفتى و با رفتن تو، دنيا روشنى‏هاى خويش را از ما برگرفت و نعمت و خوشى‏اش را از ما دريغ كرد. جهان، به حسن و جمال تو، روشن و درخشان بود [ولى اكنون با رفتن تو] روز روشن آن سياه گشته و تر و خشكش حكايت از شب‏هاى بس تاريك دارد پدر! حزن و اندوه، همواره، ملازم من است ...
پس آيا مي توان با وجود چنين حال و نوحه هايي،در روزهاي ياد آوري آن بزرگان، به پوششي روي آوريم كه مناسب مجالس خوشي و شادي است!خصوصا وقتي اولياء خدا خود با بيان چنين كلماتي غم درون خود را ابراز مي كنند!
بنا بر اين، پوشيدن لباس سياه در مصيبت و عزاي ائمه مخصوصاً حضرت اباعبدالله الحسين سلام الله عليه نه تنها كراهت ندارد،‌ بلكه چون از مصاديق تعظيم شعاير اسلامي و باعث زنده نگه داشتن اهداف قيام كربلا است، داراي ثواب و اجر الهي است و بزرگاني همچون آيت‌الله ‌العظمي بروجردي رحمت الله عليه، روز عاشورا قباي سياه بر تن مي‌ كردند.
در پايان به توصيه اي از آيت الله العظمي بهجت رحمت الله عليه اشاره مي كنيم كه فرمود:
در ايام محرم پوشيدن لباس مشگي گناه ندارد و مكروه نيست، بلكه خوب است و رجحان دارد.(4)
پس با توجه به توضيحات بالا پوشيدن آن در ماه صفر هم سزاوار است
پي نوشت ها:
1. انصاري محلاتي محمد رضا و صابري يزدي علي رضا، ترجمه الحكم الزاهرة، قم، انتشارات مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي،چاپ دوم، سال 1375 ه ش، ص 468.
2.تبريزي جواد، رسالة في لبس السواد - الأنوار الإلهية-قم، انتشارات دار الصديقه الشهيده سلام الله عليها،چاپ اول،سال 1425 ه ق، ازص 65 تا 72.
3. علامه مجلسي محمد باقر، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، تهران، انتشارات اسلاميه، چاپ مكرر، ج‏43، ص 176.
4. آيت الله بهجت، استفتائات، ج2، سوال 1622.
موفق باشید.