با سلام من دانشجوی 24 ساله هستم که 2 سال پیش در دانشگاه عاشق یک خانم باحجاب و درستکار شدم پس از 2 ترم مشورت با دوستانم و هم کلاسی ها به او پیشنهاد ازدواج دادم ولی او قبول نکرد اما از طرز برخورد او فهمیدم به سمت من متمایل است برای بار دوم که به سمت او رفتم بیشتر به متمایل شد ولی هنوز جوابش منفی بود پس از اتمام ترم فهمیدم او با یک آقا قرار ازدواج گذاشته است ولی به من این موضوع را اطلاع نداد و با اینکه او پس از شروع ترم جدید بیشتر به من تمایلش را نشان داد من به خاطر این موضوع او را ترک کردم پس از مدتی فهمیدم که پدر این خانم با ازدواج با این آقا مخالفت کرده است من هم بر سر دوراهی قرار گرفتم و به خاطر بیماری مادرم از رفتن دوباره به سمت او منصرف شدم
حال از این موضوع 2 سال است که می گذرد و مادر من هم فوت کرده است ولی من هنوز نتوانسته ام این خانم را فراموش کنم و الان من دانشگاه اصفهان هستم و او دانشگاه مشهد. سوال من این است که دوباره به سمت این خانم بروم کاری منطقی است یا نه؟؟؟؟؟؟ آیا مطلع نکردن من از موضوع قرار ازدواج با آن پسر به نظر شما مشکل شرعی یا عقلی دارد؟؟؟؟؟ آیا می توان به قسمت و سرنوشت متوسل شد که بگویم من و او اگر قسمت همدیگر باشیم به هم خواهیم رسید یا نه؟؟؟؟؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
برادر گرامي؛ ايام محرم و فوت مادر گرامي تان را تسليت مي گوييم و براي ايشان آمرزش و مغفرت الهي را مسئلت داريم. لطفا به نكات ذيل توجه كنيد.
1. در جواب سوال اول شما بايد بگوييم با رعايت اصل خواستگاري شرعي، وجود كفويت و همتايي در مواردي مانند، همشهري بودن، مسائل اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، مذهبي و ... هيچ اشكالي ندارد كه شما به عنوان يكي از خواستگاران اين خانم با خانواده محترمتان به خواستگاري او رفته و راجع ايده آل ها و خواسته هاي يكديگر صحبت كنيد. اما در صورتي كه بخواهيد با برقراري آشنايي مجدد با اين خانم به دور از چشم خانواده ها ارتباط برقرار كنيد، قطعا دچار دور معيوبي خواهيد شد كه به احتمال زياد به شكست عاطفي و روحي هر دو طرف منجر مي شود.
2. اما در جواب سوال دوم شما بايد گفت، قطعا بدون صحبت كردن با او نمي توانيد راجع عمل او قضاوت كنيد. شايد راجع خواستگار قبلي ايشان مطالبي هست كه براي شما ناگفته مانده. علاوه بر اينكه هر دختري از لحاظ شرعي و عقلي حق دارد نسبت به خواستگار يا خواستگاراني كه برايش مي آيند تصميم بگيريد. و هيچ لزومي به بيان اين مطلب براي ديگران نيست. خصوصا اينكه انجام ازدواج با فرد مورد نظر قطعي نبوده است. همانطور كه شما نيز تا قبل از ازدواج مي توانيد به خواستگاري هاي متعددي برويد و حتي قرار ازدواج بگذاريد اما به هر دليلي از ادامه روند تشكيل زندگي با فرد مورد نظرتان منصرف شويد. بنابراين به نظر مي رسد حساسيت شما بي مورد است.
3. قسمت به معناي عدم نقش و اراده انسان در رخدادهاي زندگي از جمله ازدواج، درست نيست؛ زيرا انسان آزاد و داراي اختيار آفريده شده است؛ البته اين آزادي مطلق نيست؛ بلكه مستند به اراده و مشيت خداوند است.
4. براي تحقق يك رخداد (ازدواج) عوامل گوناگوني از جمله اراده انسان دخالت دارد كه البته در طول اراده خداوند است؛ مثل اين كه اگر بخواهد لامپ منزل شما روشن شود، بايد نيروگاه برق باشد؛ نيروي برق را توليد كند؛ از نيروگاه تا منزل شما سيم كشي شده باشد؛ در سيم ها نيروي الكتريسيته جريان داشته باشد و شما نيز كليد برق را فشار دهيد.
5. اگر هر يك از اين عوامل وجود نداشته باشد، لامپ روشن نمي شود؛ بنابراين، شما براي ازدواجتان بايد اراده و اقدام كنيد و فرايند خواستگاري را بگذرانيد؛ اما در نهايت ممكن است خداوند به سبب مصالحي كه ما نمي دانيم، اراده خود را بر اراده شما حاكم كند و با وجود شرايط مناسب ظاهري، ازدواج را به سامان نرساند.
6. اعتقاد به شانس و ستاره بخت نيز يكي از آسيب هاي ازدواج و شبيه همان اعتقاد به قسمت به معناي نادرست آن است كه شخص را از حركت باز مي دارد يا عاملي براي بي دقتي و سهل انگاري در ازدواج مي شود.
موفق باشید.