با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
بله سياست مداران مي توانند - ضمن حكومت داري - اخلاق اسلامي را رعايت كنند، همچنان كه امام راحل (س) چنين بود. وي نه تنها خود اخلاق اسلامي را رعايت مي نمود كه همه مسولان نظام را به اين امر فرا مي خواند، افزون برآن رهبري جامعه مي طلبد كه با عوامل متعدد مبارزه شود ،زيرا با وجود آن ها نمي توان حكومت را اداره نمود، از اين رو است كه علي (ع) هم خوداخلاق الهي را رعايت مي نمود وهم مديران خود را به رعايت اصول اخلاق فردي، سياسي و اجتماعي سفارش مي نمود، از جمله حضرت به عوامل زير زيادپافشاري كرد:
1ـ نفى خشونت و خودكامگى
امام در بسيارى از بيانات شان، از جمله خطبه 214، استبداد، خودكامگى و خشونت كارگزاران نظام سياسى را با مردم، به شدت نهى كرده، مراوده ملاطفت آميز و عادلانه را توصيه مى نمايد. حضرتش در حكمت 342 يكى از نشانه هاى ظلم را اِعمال تغلب به زير دست مى شمارد. چيرگى فرد نسبت به فرودستان را از نشانه هاى ستمگرى مى داند.(1) امام در نامه خويش به مالك، هر گونه جباريت و خودبزرگ بينى و استكبار حاكم را نهى كرده و مستوجب خوارى مى شمارد.(2)
2ـ حفظ كرامت انسانى
انسان ها بالاتر از حق حيات، داراى حق كرامتند. از ديد امام علي (ع)، حق حيات و كرامت انسان ها مى بايست نزد حكومت ها و توسط آن ها محفوظ بماند و اين يكى از آرمان هاى اساسى دولت اسلامى است. اميرالمؤمنين(ع) در خطبه اى فرمود: « اى مردم! حضرت آدم نه مولود بنده اى داشت و نه كنيزى و همه مردم آزادند، ليكن خداوند تدبير و اداره بعضى از شما را به بعضى ديگر سپرده است».(3) علامه جعفرى در شرح اين جمله مى نويسد: «در اين روايت به اضافه اينكه عدم اصالت بردگى در اسلام ثابت شده است، كرامت عمومى انسانها با استناد به حريت و آزادى و آزادگى آنها ثابت گشته است(4)
3ـ وصول به تعامل صحيح بين حكومت و مردم
امام رابطه مردم با حكومت را رابطه پدر و فرزندى مى داند و در فرمان مالك اشتر اين نوع رابطه آرمانى مبتنى بر لطف و محبت را توصيه مى فرمايد:
« از آنان آن گونه تفقد كن كه پدر و مادر از فرزندشان تفقد و دلجويى مى كنند».(5) به اعتقاد امام، بين مردم، خداوند متعال حقوقى معين كرد، كه بزرگ ترين آن، حقوق بين والى و رعيت است. اين حقوق بايد رعايت بشود تا رشته الفت آن ها و عزت دينى شان باقى بماند(6)امام در عهدنامه مالك اذعان مى دارد: «محبوب ترين امور در نزد زمامدار اسلامى، بايد مؤثرترين آن ها در حق و فراگيرترين آن ها در عدل و جامع ترين آن ها براى رضايت عامه جامعه باشد».(7) بدين ترتيب امام بر رضايت توده و اكثر ملت تأكيد زيادى دارد. (8)امام بر صحت وجدان جمعى و قضاوت افكار عمومى پافشارى نموده ، زيرا كه مردم ناظر بر اعمال مديران است.(9) از سوي ديگر امام، جماعت را رحمت مى داند و دست خدا را با جماعت مى بيند .(10)
4- شايسته سالاري
لازم است مناصب بر اساس لياقت و شايستگى تقسيم شود. مسؤولان و كارگزاران حكومت، با كفايت ترين و خدمتگزارترين افراد باشند. امام على(ع) خطاب به مالك اشتر مى فرمايد: « در گزينش كاركنان و فرمانروايانت، شفاعت و وساطت كسى را مپذير، مگر شفاعت شايستگى و امانتدارى آن ها» (11) همچنين امام به مالك، توصيه مى نمايد كارمندان، پس از آزمايش و امتحان و نه ميل و استبداد، به كار گمارده شوند.( 12) از نظر امام سزاوارترين كس به خلافت، تواناترين و داناترين آن ها به فرمان خدا است.(13)
پي نوشت ها:
1. فيض الاسلام، نهج البلاغه، تهران، چاب آفتاب، حكمت 342.
2 . همان، نامه 53.
3. ملامحسن فيض، الوافى، ج14، ص20.، بي تا ، بي نام.
4. روزنامه اطلاعات، 29/3/79، ش21936.
5. نهج البلاغه، نامه 53.
6. همان، خ207.
7 . همان، نامه 53 .
8 . همان.
9. همان.
10. همان، خ127.
11 محمدمهدى شمس الدين، نظام الحكم و الادارة فى الاسلام، بيروت، 1374ق. ص301.
12. نهج البلاغه، نامه 53.
13. همان، خ173.
موفق باشید.