سلام
آیا میتوان گفت تمارین روانشناسی روی روح تأثیر میگذارد و باعث بهبود تصمیم گیری میشود؟
آیا اصلا تصمیم گیری به روح بستگی درد؟
اگر تصمیم اثری از روح است پس میتوان گفت اگر کسی تصمیم اشتباه بگیرد روحش اشتباه کرده و روح انسان هم که روح خداست و اشتباه نمیکند.
اگر کسی دچار آلزایمر شود روحش نقصان یافته چون در تصمیم گیری اش اختلال ایجاد شده.
وقتی گفته میشود روح میتواند به مراتب بالا برود که هیچ ولی وقتی گفته میشود روح میتواند به اسفل سافلین سقوط کند باز هم این ناکار شدن روح است.
اگر ممکن است این گره ها را ه صورت مبسوط باز کنید.
خیلی ممنون
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
مدرنيسم يا مدرنيته يا تجددخواهي پس از عصر روشنگري (Enlightenment )در اروپا گسترش يافت و انسان غربي به عقل خود بيشتر اعتماد پيدا كرد كه به بعضي ويژگيهاي آن اشاره مي شود:
1. اعتماد به توانايي عقل انسان و علم براي معالجه بيماري هاي اجتماعي
2. تاكيد بر مفاهيمي از قبيل: پيشرفت، طبيعت و تجربه هاي مستقيم
3. مخالفت آشكار با مذهب (به ويژه الهيات مسيحي )
4. اومانيسم و تبيين جامعه و طبيعت به شكل انسان مداري
5. تاكيد عمده بر روش شناسي تجربي
6. پوزيتيويسم به عنوان متدلوژي مدرنيسم
با اين وصف براي شناخت دقيق مدرنيسم بايد پايه هاي اصلي آن يعني اومانيسم، سكولاريسم، پوزيتيويسم و راسبيوناليسم را بشناسيم كه معرفي آن ها از حوصله اين نوشتار خارج است.
در نقطه مقابل طي سال هاي اخير حركتي عليه آزادي و عقل شكل گرفته است كه نه تنها در هنر معماري و ادبيات بلكه به علومي نظير حقوق، اخلاق، سياست، جامعه شناسي و اقتصاد نيز سرايت كرده و به پست مدرنيسم شهرت يافته است.
كلمه (post )به معني (تداوم يك جريان )است. بنا بر اين تعريف پست مدرنيسم به (پايان مدرنيسم ) صحيح نيست، بلكه نقد مدرنيسم و تداوم جريان آن است. اين اصطلاح در زبان فارسي به فرانوگرايي، پسامدرنيسم و فرامدرنيسم و فرا تجددگرايي ترجمه شده است. بنا بر اين مفهوم فرا مدرنيسم را نبايد با فرا مدرن و فرا صنعتي خلط كرد.
ويژگي هاي پست مدرنيسم در نزد صاحب نظران متفاوت است و در اين زمينه تاكنون توافقي حاصل نشده است؛ با اين حال به بعضي از ويژگيهاي مشترك ميتوان اشاره كرد:
1. نفي دولت به عنوان سمبل هويّت ملّي.
2. ترفيع و ترويج نسبي بودن اخلاق.
3. مخالفت با رشد اقتصادي به بهاي ويراني محيط زيست.
4. مخالفت با حل شدن فرهنگهاي خرد در فرهنگ مسلط.
5. مخالفت با نژاد پرستي.
6. مخالفت با نظارت بروكراتيك بر توليد.
7. رد عقلگرايي و طغيان همه جانبه عليه روشنگري.
8. اعتقاد به پايان يافتن مبارزه، طبقه كارگر و مستجيل شدن آن در دل نظام سرمايه داري.
لازم به تذكر است كه از نقطه نظر شناخت شناسي نگاه پست مدرنيستها، نگاهي هرمنوتيك و تفهيمي است كه از برجستگان اين تفكر "هانس گئورگ گاوامرا" ميتوان نام برد.
پست مدرنيسم تا كنون مورد انتقاد فراوان قرار گرفته كه از آن جمله به انتقادات "هابرماس" در سال 1998 ميتوان اشاره كرد. او از طرفداران مدرنيته و خود را محافظ آن ميداند. (1)
اگر چه پست مدرنيزم از مدرنيسم (به جهت انتقادات تندي كه به فرهنگ و تمدن غرب مي كند) به تفكرات اسلامي نزديك تر است؛ اما بايد گفت كه: در مورد ارتباط بين اسلام و پست مدرنيسم، آنچه روشن مى باشد، اين است كه در اسلام برخى از مفاهيم از جايگاه بسيار قطعى، مسلم و مقدسى برخوردارند، به نحوى كه هيچگونه ترديدى در مورد پذيرش اصول و آموزه هاى آن نيست. در حالى كه پست مدرنيسم به انكار هرگونه مفهوم قطعى و مقدس ميپردازد. از سويي ديگر نسبيگرايي و نگاه انتقاد آميزانه اي كه پست مدرنيسم نسبت به اعتقادات و باورهاي پذيرفته شده دارد، با مفاهيم ثابت و مسلمي كه در اسلام هست، تضاد دارد. (2)
براي مطالعه بيشتر رجوع كنيد به:
1. رهنمايي، سيد احمد، غرب شناسي، قم، مركز انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، 1384ش.
2. احمد، اكبر، پست مدرنيسم و اسلام، فرهاد فرهمندفر، نشر ثالث، با همكاري مركز بين المللي گفتگوي تمدنها، 1380ش.
3. زرشناس، شهريار، مقاله تفاوت انديشه پست مدرن و انديشه اسلامي، سايت hamandishi.net
اما در مورد قسمت دوم سوال شما به جهت تحقيقي بودن، اين مركز امكان پاسخ به آن را ندارد.
پي نوشت ها:
1. نوذري، حسينعلي، پست مدرنيته و پست مدرنيسم: تعاريف، نظريها و كاربستها، تهران، نقش جهان، 1389ش، ص 105-181(با تلخيص).
2. همان، ص 413.
موفق باشید.






