با سلام و احترام من يك سؤال دارم و اميدوارم زحمت كشيده و با دقت به سؤالم پاسخ بديد.
ما در اسلام داريم كه در روز قيامت هيچ ديني بجز اسلام پذيرفته نيست اگر اينطور بأشد پس مثلا حضرت ابراهيم عليه السلام كه حنيف بوده و مسلمان نبوده تكليفش چي ميشه؟
با تشكر و آرزوي توفيق روزافزون
پرنيان مسيبي از تهران

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اين پرسش شما نتيجه اشتباهي است كه در مورد آيه مورد نظر و دين مقبول در قيامت براي شما پيش آمده است. از نظر قرآن، دين خدا از آدم تا خاتم يكي است و اختلاف در دين وجود ندارد. همه پيامبران به يك مكتب دعوت مي‏كرده‏اند. اصول مكتب انبيا كه "دين" ناميده مي‏شود، يكي بوده است و تفاوت شرايع آسماني در يك سلسله مسايل فرعي و شاخه‏اي بود، كه به حسب مقتضيات زمان و خصوصيات محيط و ويژگي‏هاي فكري و فرهنگي مردمي كه دعوت شده‏اند، متفاوت مي‏شد. اما در اصول و كليات تنها تكامل و ارتقاء معارف رقم مي خورده و در مجموع همه اين اديان و شرايع مختلف، شكل‏ها و صورت هاي متفاوت از يك حقيقت و در مسير يك هدف و مقصود بوده اند.
در واقع تفاوت اساسي اديان در سطح تعليمات شان بوده كه پيامبران بعدي به موازات تكامل بشر در سطح بالاتري تعليمات خويش را القا كرده‏اند؛ مثلاً تعليمات اسلام در مورد مبدا و معاد و جهان و معارف پيامبران پيشين از نظر سطح تكاليف و عمق معارف نسبت به اديان قبل تفاوت بسياري دارد. به تعبير ديگر بشر در تعليمات انبيا مانند يك دانش‏آموز بوده كه او را از كلاس اول تا آخرين كلاس بالا بردند.
از نظر قرآن همه آن چه وجود داشته و پيامبران عرضه كرده‏اند، دين بوده، نه اديان، كه نام آن " اسلام" است. البته مقصود اين نيست كه در همه دوره‏ها دين خدا با اين نام خوانده مي‏شد، بلكه مقصود اين است كه حقيقت دين، داراي ماهيت تسليم و عبوديت محض در برابر خدا است كه بهترين معرف آن لفظ « اسلام» است. (1) از اين رو قرآن مي‏گويد:
" إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام؛ (2)دين در نزد خدا، اسلام (و تسليم بودن در برابر حق) است؛ يا در جاي ديگر تاكيد مي كند:
« وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنه (3) و هر كس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق بودن،) آيينى براى خود انتخاب كند، از او پذيرفته نخواهد شد»
پس دين خدا كه از طرف پيامبران الهي عرضه شده، يكي بوده است، با آن خصوصيتي كه گفته شد و مردم در دوران‏هاي پيامبران موظف بوده‏اند از شريعت پيامبر زمان خود كه بر اساس رشد فكري و ظرفيت هاي انساني تكامل يافته پيروي نمايند، به لحاظ اين كه در آن زمان دين به شكل كامل تر از زمان گذشته عرضه مي‏شود تا آن كه اين مسير به دوران خاتميت و ارائه كامل ترين شريعت و دستور عمل نهايي براي بشر منتهي گردد.
در هر حال با پايان دوران عمل و توجه به تعاليم يك دين به امر خداوند و آمدن پيامبر و شريعت جديد، ديگر عمل به آن دستورات قبلي عين مخالفت با اراده خداوند و ضد عبوديت و تسليم در برابر اوست، در نتيجه در هر مقطع زماني پيروي از يك دستور عمل مصداق تسليم و تعبد و بندگي مطلق در برابر خداوند - كه عامل اصلي كمال و سعادت بشر محسوب مي شود - است.
بر اين اساس دين حضرت ابراهيم (ع) نيز اسلام بوده چنان كه قرآن به صراحت همين امر را مورد اشاره قرار مي دهد:
« ما كانَ إِبْراهيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنيفاً مُسْلِما (4) ابراهيم نه يهودى بود و نه نصرانى بلكه موحّدى خالص و مسلمان بود » و به علاوه خداوند دين كنوني مسلمانان را همان عقيده و دين حضرت ابراهيم معرفي مي نمايد:
« قُلْ إِنَّني‏ هَداني‏ رَبِّي إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ ديناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفا(5) بگو: «پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده آيينى پابرجا (و ضامن سعادت دين و دنيا) آيين ابراهيم كه از آيينهاى خرافى روى برگرداند.»
با اين بيان روشن مي شود كه مراد از حنيف بودن آن بزرگوار هم اين نيست كه دين و شريعت او حنيفيت نام داشت؛ در تفسير نمونه در مورد حنيف بودن آن بزرگوا آمده است:
«حنيف" به معنى شخص يا چيزى است كه تمايل به سويى پيدا كند، ولى در اصطلاح قرآن به كسى گفته مى‏شود كه از آئين باطل زمان خود روى گرداند و به آئين حق توجه كند. اين تعبير گويا پاسخى است به گفتار مشركان كه مخالفت پيامبر را با آئين بت‏پرستى كه آئين نياكان عرب بود، نكوهش مى‏كردند، پيامبر در پاسخ آنها مى‏گويد: اين سنت‏شكنى و پشت پا زدن به عقائد خرافى محيط، تنها كار من نيست، ابراهيم كه مورد احترام همه ما است نيز چنين كرد.» (6)
پى‏نوشت‏ها:
1. مرتضي مطهري، وحي و نبوت، ص 165، مجموعه آثار انتشارات صدرا، تهران، 1374 ش، ج 2، ص 181 .
2. آل عمران (3) آيه (19).
3. همان، آيه 85.
4. همان، آيه 67.
5. انعام (6) آيه 61.
6. مكارم شيرازى ناصر، تفسير نمونه، دار الكتب الإسلاميه، تهران، 1374 ش، ج 6، ص 60.
موفق باشید.