سلام. در مورد جوابتان به سؤالم در مورد تحدّی. شما می فرمایید باید مسئله را ادبیان و متخصصان ارجاع داد، ولی ادبیان غیرمسلمان فصاحت و ارزش ادبی قرآن را فوق بشری نمی دانند و کسانی از آنها هم که سوره هایی را اقامه می کنند، خودشان از ادیبان و متخصصان هستند، و سوره خود را مثل قرآن می دانند. آیا شما سخن آنها را می پذیرید؟

از این گذشته اساسا از کجای آیات تحدی بر می آید که سوره مثل قرآن، یعنی چه؟ شما این داشتن فصاحت و بلاغتی در حدّ قرآن را از کجا آورده اید؟

با تشکّر

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
براي اين كه بدانيم "سوره اي مثل قرآن" يعني چه؟ بايد قرآن را بشناسيم تا بعد مثل قرآن را معلوم كنيم.
قرآن كتاب خداشناسي و معاد شناسي و هدايت به راه رسيدن به سعادت معاد از اين دنياي مادي و تمام شدني است.
قرآن خودش هدف از نزول را به صراحت بيان كرده است از جمله در آيات زير مي فرمايد:
«شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقان‏ ؛ (1) ماهِ رمضان است ماهى كه قرآن، براى راهنمايى مردم، و نشانه‏هاى هدايت، و فرق ميان حق و باطل، در آن نازل شده است».
«كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فيمَا اخْتَلَفُوا فيه‏ ؛(2) مردم (در آغاز) يك دسته بودند (و تضادى در ميان آن ها وجود نداشت. بتدريج جوامع و طبقات پديد آمد و اختلافات و تضادهايى در ميان آن ها پيدا شد، در اين حال) خداوند، پيامبران را برانگيخت تا مردم را بشارت و بيم دهند و كتاب آسمانى، كه به سوى حق دعوت مى‏كرد، با آن ها نازل نمود تا در ميان مردم، در آن چه اختلاف داشتند، داورى كند».
«نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ مِنْ قَبْلُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقان ؛ (3) (همان كسى كه) كتاب را بحق بر تو نازل كرد، كه با نشانه‏هاى كتب پيشين، منطبق است و «تورات» و «انجيل» را پيش از آن، براى هدايت مردم فرستاد» .
«هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ وَ هُدىً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقين‏ ؛ (4) اين، بيانى است براى عموم مردم و هدايت و اندرزى است براى پرهيزگاران!».
«إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّه‏ ؛ (5) ما اين كتاب را بحق بر تو نازل كرديم تا به آن چه خداوند به تو آموخته، در ميان مردم قضاوت كنى».
«وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَم‏ ؛ (6) و خداوند، كتاب و حكمت بر تو نازل كرد و آن چه را نمى‏دانستى، به تو آموخت»‏.
«يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبيناً ؛ (7) اى مردم! دليل روشن از طرف پروردگارتان براى شما آمد و نور آشكارى به سوى شما نازل كرديم».
«يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبينٌ يَهْدي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْديهِمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ ؛ (8) اى اهل كتاب! پيامبر ما، كه بسيارى از حقايق كتاب آسمانى را كه شما كتمان مى‏كرديد روشن مى‏سازد، به سوى شما آمد و از بسيارى از آن، (كه فعلًا افشاى آن مصلحت نيست،) صرف نظر مى‏نمايد. (آرى،) از طرف خدا، نور و كتاب آشكارى به سوى شما آمد. خداوند به بركت آن، كسانى را كه از خشنودى او پيروى كنند، به راه‏هاى سلامت، هدايت مى‏كند و به فرمان خود، از تاريكي ها به سوى روشنايى مى‏برد و آن ها را به سوى راه راست، رهبرى مى‏نمايد».
«يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنين‏؛ (9) اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است و درمانى براى آن چه در سينه‏هاست (درمانى براى دل هاى شما) و هدايت و رحمتى است براى مؤمنان!».
«ما كانَ حَديثاً يُفْتَرى‏ وَ لكِنْ تَصْديقَ الَّذي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصيلَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ؛ (10) اينها داستان دروغين نبود؛ بلكه (وحى آسمانى است، و) هماهنگ است با آن چه پيش روى او (از كتب آسمانى پيشين) قرار دارد و شرح هر چيزى (كه پايه سعادت انسان است) و هدايت و رحمتى است براى گروهى كه ايمان مى‏آورند!».
«كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلى‏ صِراطِ الْعَزيزِ الْحَميد ؛ (11) (اين) كتابى است كه بر تو نازل كرديم، تا مردم را از تاريكي ها (ى شرك و ظلم و جهل،) به سوى روشنايى (ايمان و عدل و آگاهى،) به فرمان پروردگارشان در آورى، به سوى راه خداوند عزيز و حميد».
«وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُون‏ ؛ (12) ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر براى اين كه آن چه را در آن اختلاف دارند، براى آن ها روشن كنى و (اين قرآن) مايه هدايت و رحمت است براى قومى كه ايمان مى‏آورند!».
«وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمينَ ؛ (13) و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز، و مايه هدايت و رحمت و بشارت براى مسلمانان است!».
«وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظَّالِمينَ إِلاَّ خَسارا ؛ (14) و از قرآن، آن چه شفا و رحمت است براى مؤمنان، نازل مى‏كنيم و ستمگران را جز خسران (و زيان) نمى‏افزايد».
«كَما أَرْسَلْنا فيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُون‏ ؛ (15) همان‏گونه (كه با تغيير قبله، نعمت خود را بر شما كامل كرديم،) رسولى از خودتان در ميان شما فرستاديم تا آيات ما را بر شما بخواند و شما را پاك كند و به شما، كتاب و حكمت بياموزد و آن چه را نمى‏دانستيد، به شما ياد دهد».
اين ها بعض آيات است كه هدف نزول قرآن را به وضوح و صراحت گفته و كيفيت و محتواي قرآن را روشن ساخته است. بنا بر اين آيات، گر چه عقل و فطرت هدايتگر انسان هستند؛ ولي اين دو براي شناخت حق كافي نيست و بايد خداوند از طريق وحي مطالبي را به بشر بياموزد كه جز از وحي، راهي براي دستيابي بدان ها نيست. قرآن كتاب هدايت انسان ها به صراط مستقيم است و براي حل اختلاف هاي طبيعي بشر آمده و كتاب قانون براي اداره صحيح زندگي بشر در راستاي آخرت و رضاي خدا و رسيدن به سعادت مي باشد.
با توجه به اين شناخت از قرآن ، معناي "سوره اي مثل قرآن" روشن مي شود. يعني سوره اي بياورد كه مطالب حق و هدايتگر به فلاح و صلاح با بيان زيبا و جذاب و گيرا در آن مطرح شده باشد به طوري كه آن مطالب را از كتاب ديگري بخصوص كتاب هاي وحياني اقتباس نكرده باشد و در حقانيت آن مطالب ، هيچ ترديدي نباشد و بيان هم گيرا بوده و به عنوان معارضه با قرآن و اثبات وحياني نبودن قرآن گفته شده باشند و زبانشناسان منصف همانندي آن با قرآن در عين همسو و همراستا و اقتباس نبودن آن از قرآن ، را تاييد كنند.
اگر كسي توانست چنين سوره اي بياورد و ارائه دهد و از زبانشناسان و عالمان محتوا شناس تاييد بگيرد ، آن گاه مي تواند ادعا كند قرآن كتاب خدا نيست.
قرآن كتاب داستان صرف نيست تا با نوشتن داستاني با آن معارضه شود. كتاب تاريخ صرف نيست ، كتاب علمي صرف نيست ، كتاب سخنوري و ادبيات نيست تا با نوشتن شعر و نثري زيبا با آن معارضه شود. قرآن در عين اين كه همه اين ها هست ، هيچ كدام از اين ها هم نيست؛ بلكه همه اين ها را به خدمت هدف خودش كه هدايتگري است ، به كار گرفته است. قرآن كتاب معرفت به مبدا و معاد و كتاب هدايت به كمال و كتاب ارائه كننده برنامه عملي سعادت و فلاح است و بايد با ارائه كتابي در اين زمينه كه خدا و معاد و فلاح را غير اين و بهتر از اين و ... معرفي كند با آن معارضه كرد.
پي نوشت ها:
1. بقره (2) آيه 185.
2. همان، آيه213.
3. آل عمران (3) آيه3-4.
4. همان، آيه 138.
5. نساء (4) آيه 105.
6. همان ، آيه 113.
7. همان ، آيه 174.
8. مائده (5) آيه 15-16.
9. يونس (10) آيه57 .
10. يوسف (12) آيه 111.
11. ابراهيم (14) آيه 1.
12. ابراهيم (14) آيه64.
13. همان، آيه 89.
14. اسراء (17) آيه82.
15. بقره (2) ايه 151.

موفق باشید.