سلام
چرا قول بی عمل کبر مقتا عند الله است؟
مگرکسی که نمیگویدوعمل نمیکندچه فرقی باکسی که میگوید وعمل نمیکند دارد؟
به طورکلی اقوال بلا عمل چه عوارضی دارند که اینقدرزشت ومبغوض شده است؟
با تشکر
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
بايد براي پاسخ به سوالتان به چند نكته توجه داشته باشيم:
1 . مخاطب در اين آيات مؤمنان ظاهرى و منافقان واقعى نيستند بلكه مؤمنانى كه هنوز به سر حد كمال ايمان نرسيده و گفتار و كردارشان هماهنگ نشده است. قرآن در مورد منافقان واقعي تهديدهاي شديدي دارد اما در اينجا به عنوان راهنمايي از كاري كه خداوند در مورد دارندگان اين صفت دارد مطرح شده نه به صورت يك تهديد.
آيه نيز در ادامه مىفرمايد:" اين كار موجب خشم عظيم نزد خدا است كه سخنانى بگوئيد كه عمل نمىكنيد" (كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ)
قرآن مي گويد چقدر زشت است كه در مجالس انس مىنشينيد و داد سخن مىدهيد، اما هنگامى كه ميدان عمل فرا مىرسد هر كس به گوشهاى فرار كند.
2 . از نشانههاى مهم مؤمنان راستين اين است كه گفتار و كردارشان صد در صد هماهنگ باشد، و هر قدر انسان از اين اصل دور شود از حقيقت ايمان دور شده است.
3 . در اين آيه واژه" مقت" با" كبر" با هم آمده كه آن نيز دليل بر شدت و عظمت است و دليل بر خشم عظيم خدا است نسبت به گفتار خالى از عمل.(1)
به هر حال آيه فوق هر گونه تخلف از عهد و پيمان و وعده، را شامل مىشود، و لذا در فرمان مالك اشتر مىخوانيم كه على (ع) به او فرمود: از اينكه به مردم وعده بدهى و تخلف كنى سخت بپرهيز، زيرا اين موجب خشم عظيم در نزد خدا و مردم خواهد شد، چنان كه قرآن مىگويد: كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ".(2)
اما در مورد آنچه در سوال مطرح شده بود بايد گفت تفاوت كسي كه حرفي را نميزند و به آن عمل نميكند با كسي كه در بيانش تحريك و تهييج به كاري وجود دارد اما خودش عمل نمي كند در اين است كه اولي داراي اراده اي ضعيف است و اينگونه افراد معمولا الگوي ديگران نمي شوند و خطرشان كم است اما كسي كه حرف مي زند و عمل نمي كند مردم را با عمل نكردنش از مسير خير باز مي دارد چرا كه منافق است و ابراز ايمان ميكند اما وقتي كه خودش عمل نميكند بقيه پيش خود ميگويند اين كار عجب كار دشواريست كه فلاني با انكه خودش دعوت كننده به اين كار بود اما در عمل نمي تواند انجام دهد.
علامه طباطبائى" در" الميزان" كلامي دارد كه مفهوم و منظور كلامشان اين است كه گاه انسان سخنى مىگويد كه از اول تصميم دارد انجام ندهد اين يك نوع نفاق است، اما گاه از اول تصميم بر عمل دارد ولى بعدا پشيمان مىشود، اين دليل ضعف اراده است.(3)
به هر حال همانطور كه در آيات زيادي از قرآن در مورد منافقان سخن به ميان آمده و آنانرا مورد نكوهش و سر زنش قرار داده است قول بلا عمل نيز نوعي نفاق دانسته شده و از آن به زشتي ياد شده است. اگر چه ضعف اراده و انجام ندادن اعمال نيز نكوهيده و زشت است اما نفاق و دورويي به مراتب بد تر از آن به شمار مي رود. براي دانستن بهتر آنچه خداوند در مورد منافقان مطرح مي كند به تفسير يا ترجمه سوره توبه مراجعه بفرماييد.
اميد است ما از مومناني باشيم كه قول و عملمان يكيست و هر لحظه با قول و فعل به خدا نزديك بشويم.
پي نوشت ها:
1 . مكارم شيرازي، تفسير نمونه، دارالكتب، چاپ 1، ج24، ص61.
2 . شريف رضي، نهج البلاغه(نامه 53)، دارالهجره، چاپ1 ، ص444 .
3 . علامه طباطبايي، الميزان، جامعه مدرسين قم، چاپ5، ج19، ص421.
موفق باشید.






