باسلام
حدود 3سال پیش یکی از اعضای فامیل بنا به مشکلاتی با پدر ومادر خود(که دارای 12فرزند6دختر و6پسر میباشند) دچار مشکل شد که البته هر دو طرف کوتاهی کردند یعنی هم فرزند خانواده هم پدرومادر،اینکه میگویمفرزند خانواده چون در این ماجرا کوتاه نیامدواینکه میگویم پدرومادر چون مادر خانواده به فرزندان دیگر گفتند که یامن یا برادرتون یا این که بعد از ان ماجرا برای 3 فرزند دیگر خود مراسم عقد وعروسی گرفتند اماپسر بزرگ خود را که با او قهر بودند دعوت نکردند با توجه به اینکه در فاصله ی این مراسم ها پدر خانواده بیمار شد ودر شهر دیگر عمل جراحی کردند که تنها فرزندی که به شهر دیگر رفت همین پسر یزرگ بود ومرتب هم به دیدن پدر خود میرفت اما پدر به رفت وامد پسر جوابی نداد عروس خانواده که حدود21سال عروسشان بود تلاش کرد که روابط بهبود یابد اماتلاشش به ثمر نرسیدمثلادر بیمارشدن دوباره پدر با اصرار های مکرر عروس خانواده پسر با پدرش به طور تلفنی ارتباط برقرار میکند که حالش را بپرسد اما پدر خود با جمله ی اینکه من که بابا نیستم پسر را از خود راندیا اینکه عروس خانواده با یکی از خادمان مسجد محل صحبت کردند که پسر وپدر ومادر را اشتی دهند ایشان به حضور پدر رسیده وپدر هم با امدن پسر به خانه ی خود موافقت کردند چند روز بعد که پسر به شهرستان میرود(شهر سابق زندگی خود وخانه پدر که البته پسر خود در ان شهر خانه وشغل دارد)دوباره دایی پسر که در جریان بودند به خانه پدر رفته و پدر هم سر صحبت را باز کردند وگفته اند که فقط خودش بیاید نه همسرش (که حرفایی راهم زدند که بیانش درست نیست)این صحبت ها به گفته دایی پسر تاثیرات سخن پسر پنجم خانواده (که با عروس بزرگتر بنا به ماجراهایی مشکل دارد)برپدر ومادر خود بوده است.وحال پدر ومادر به سفر حج واجب رفته اند وبا پسر خود نه خداحافظی کردند ونه وقتی هم که بازگشتند به پسر خود خبر دادن حال این مشکلی که 3 سال طول کشیده وبا حج رفتن پدر ومادر هم حل نشده را باید چکارکرد؟حکم شرعی این ماجرا چیست؟با توجه به اینکه پسر خانواده تلاشش را برای برقراری ارتباط دوباره با پدرومادر کرده است.البته مادر خود به یکی از اشنایان گفته اند که اگر خبرش هم میکردیم او به فرودگاه نمی اومد.ممنون میشم اگر جواب سوالم رابدهید

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
همان گونه كه پدر و مادر به گردن فرزندان حق دارند، فرزندان نيز به گردن آنان از حقوقي برخوردارند. همان گونه كه اگر فرزندان وظايف و مسؤليت هاي خود را در برابر والدين انجام ندهند، و يا با رفتار، اخلاق، زبان و يا از هر طريق ديگري باعث آزرده شدن خاطر والدين گردند، مورد عاق والدين قرار مي گيرند و روي سعادت و خوشبختي را نخواهند ديد، اگر والدين نيز به وظايف و مسؤليت هاي خود عمل نكنند، مورد عاق فرزندان قرار خواهند گرفت. ليكن مطلب مهمي را كه لازم است همه ما به آن توجه كنيم اين است كه: كوتاهي هر يك از والدين يا فرزندان در انجام وظايف و مسؤليت ها مجوزي براي ترك انجام وظايف طرف مقابل نيست. بر فرض كه پدر و مادر هيچ يك از وظايف و مسؤليت هاي خود را در برابر فرزندان يا يكي از فرزندان انجام ندادند، فرزند نمي تواند در انجام وظايف خود در برابر آنان كوتاهي كند. بنا براين بهترين راه براي آمرزش گناهان ، و هم نشين شدن با اهل بهشت، جلب رضايت پدر و مادر است. در آموزه هاي اسلامي نيكى و احسان به پدر و مادر برترين وسيله قرب به خداوند و شريف ترين سعادت هاست. قرآن كريم مي فرمايد: وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً. (1) در مقابل پدر و مادر با گفتار و رفتارت فروتنى و تواضع كن، و همانند مرغى كه از روى مهر و محبت، بالهاى خود فرومى‏افكند و جوجه‏هاى خويش را زير پر مي گيرد، تو نيز كه اكنون جوان و نيرومندى، و بال و پرى گشوده دارى، پدر و مادر ت را در آغوش مهر خود جاى ده، و بگو پروردگارا! والدينم را مشمول رحمت واسعه خود قرار ده، همان طور كه اينان از روى رحمت و عطوفت مرا در كودكى پرورش دادند. براي رفتن خدمت پدر و مادر يا وارد شدن به منزل آنان، هيچ نيازي به هماهنگي قبلي از طريق تلفن يا واسطه و غير آن نيست. فرزند ابتدا بدون همسرش برود خدمت پدر و مادر برسد. حال مي خواهد اين ملاقات و زيارت در منزل باشد ، در محل كارش باشد و يا در بيرون منزل . اگر چه در منزل باشد تأثيرش زيادتر است. اگر زنگ منزل را به صدا در آورد، در را برايش باز نكردند، مجددا تكرار كند ، التماس كند ، تا در را برايش باز كنند. وقتي خدمتش رسيد و سلام كرد، جواب سلامش را ندادند، به او بي اعتنايي كردند ، روي خود را از او برگرداندند ، در برابر آنان تواضع كند، به پايشان بيفتد، پاي آنان را ببوسد، دست شان را بگيرد و آن را ببوسد، آنان را در آغوش بگيرد ، صورت شان را ببوسد سعي كند حالت تضرع و ناراحتي داشته باشد، اشك بريزد ، اظهار كند و با صداي بلند به آنان بگويد: من اشتباه كردم، شما بزرگواريد ، مرا ببخشيد. از من راضي باشيد، مرا حلال كنيد . اگر اين دستور را كه از روايات و سفارشات ائمه اطهار عليهم السلام اخذ شده ، عمل كند، قطعا عواطف و احساسات پدر و مادر آنان را به عكس العمل مناسب و مطلوب وادار مي كند. و رابطه شان به تدريج خوب مي شود . بعد از چند بار رفتن پيش پدر و مادر، كم كم زمينه براي همراه بردن همسر نيز فراهم مي شود. البته ممكن است خودشان در جلسه اول يا دوم احوال همسر يا بچه هايش را بگيرند، در اين صورت بگويد: آن ها نيز خيلي دوست داشتند خدمت شما برسند،آن شاء الله اين دفعه با هم خدمت تان مي رسيم.
پي نوشت:
1. اسراء ( 17) ، آيه 24 .
موفق باشید.