سلام
آیا فقط فرزندان باید به والدین احترام بگذارند وقتی پدر و مادر بد اخلاق هستند و با رفتار و اخلاق من را ازار میدهند و فحش و ناسزا
میگویند من باید چکار کنم نظر معصوماندر این باره چیست?
2_بالاخره مختار در قیامت به بهشت میرود و آیا پیشنهاد تحویل امام حسن به معاویه را داده است
3_میدانم براي ظهور نباید وقت تعیین کرد ولی از لحاظ روایات واقعا بسیاری از نشانه های حتمی و غیر حتمی اتفاق افتاده. مانند گرانی و بدحجابی. اشوب و فتنه در کشورهای عربی و اروپایی و پیروزی انقلاب ایران آیا از نظر شما هم چنین است?

پرسش: سوالات من
سلام
آيا فقط فرزندان بايد به والدين احترام بگذارند وقتي پدر و مادر بد اخلاق هستند و با رفتار و اخلاق من را آزار مي دهند و فحش و ناسزا
مي گويند من بايد چكار كنم نظر معصومان در اين باره چيست؟

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
برادر گرامي! در مورد اينكه والدين هم دچار اشتباه مي شوند و از طرف خدا مسئول هستند، بحثي نيست، زيرا والدين هم همانند ديگران معصوم نبوده و عاري از هر گونه خطا و اشتباه نيستند. پيامبر اكرم(ص) در اين زمينه فرمود:‌ «فرزندان بر گردن والدين خود از حقوقي برخوردارند؛ همان گونه كه پدر و مادر بر گردن فرزندان حقوقي دارند، همان طور كه اگر فرزند حق پدر و مادر را ادا نكند، عاق والدين مي‌شود، پدر و مادر نيز اگر حق فرزند را ادا نكنند و تكاليف و وظايف خود را در قبال آنان انجام ندهند، عاق فرزندان قرار خواهند گرفت».(1)
همچنين فرمود: «خدا رحمت كند پدر و مادري را كه در نيكي و نيكوكاري به فرزند خويش كمك مي‌كنند. پدر و مادر از رحمت الهي به دورند كه به علت تربيت نادرست، فرزندان را به گناه و نافرماني وادار مي‌سازند و موجب عاق فرزندان‌شان مي‌شوند».(2)
- با توجه به مقدمۀ بالا به مطالب زير دقت بفرماييد:
1- علاوه بر مطلب بيان شده در مقدمه، خداوند در قرآن كريم نيكي به پدر و مادر را وظيفه اي واجب معرفي فرموده، وظيفه اي كه پس از «توحيد در پرستش» ذكر شده است: «وَ قَضى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِيماً»(3) پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مي پرستيد و به پدر و مادر (خود) احسان كنيد، اگر يكي از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگي رسيدند، به آن ها (حتي) «اف» مگو و به آنان پرخاش مكن و با آن ها سخني شايسته بگوي.
2- در نگاه اول، توصيۀ ما اين است كه با صبر و آرامش و معامله با خدا، در مورد كوتاهي والدين تان، از أجر و ثواب آن بهره مند شويد. قطعاً مشكلات و سختي ها، نشان از توجه و لطف خدا دارد. قدردان لحظات باشيد.
و در نگاه بعد، توصيۀ ما اين است كه از عوامل و كارهايي كه موجب تنش و اختلاف بيشتر مي شود، پرهيز كنيد و به هيچ وجه خود را در اين موقعيت قرار ندهيد! همچنين در اين موقعيت، بهترين كار ترك محل و تغيير مكان است. اساساً هنگامي كه انسان خود را دور از موقعيت دعوا ببيند، انگيزه اي براي دعوا و پرخاش ندارد. سعي كنيد هنگام عصبانيت و اختلاف نزد والدين خود نباشيد تا مشكلي پيش نيايد.
ضمناً توجه به پاداش الهي در برابر معامله با خداي متعال را سرلوحۀ كار خود قرار دهيد تا احساس زيان نكنيد؛ اين نكته را يقين بدانيد كه خداي متعال كاملاً به جريانات اشراف دارد و به مسأله واقف است. با معامله و درد دل با او تمام مشكلات را هيچ بدانيد.
3- تكليف فرزندان در بي احترامي والدين:
والدين ممكن است به مسايلي دقت داشته باشند كه از چشمان فرزند دور است، پس ممكن است يكي از گزينه هاي زير هم از مشكلات شما باشد:
1) دستور اسلام در احترام به مادر و پدر مطلق است، يعني به هر مادر و پدري بايد احترام كرد، خواه با انسان رفتار خوبي داشته باشند و خواه بد.
2) علت لزوم فرمانبرداري از سخنان پدر و مادر اين است كه پدر و مادر خواهان سعادت فرزندند. گرمي‏ و سردي روزگار را زيادتر از او چشيده‏اند. تجربيات خوبي در اين راه ‏اندوخته‏اند. از اين جهت بايد در مسائلي كه نمي‏دانند،از تجربيات آن ها استفاده كنند. هر چند پدر و مادر رفتار صحيحي با فرزند نداشته باشند، فرزند موظف به گراميداشت والدين و كسب رضايت آنان است و نمي تواند مقابله به مثل نمايد.
3) در اين موقعيت(بي احترامي آن ها) به حرف هاي آن ها اعتنا نبايد كرد. پدر و مادري كه بد رفتاري كنند، پاسخگوي اعمالش نزد خدا خواهند بود، اما رفتار بد داشتن و بي احترامي و هر كار ديگر، ما را از انجام وظيفه معذور نمي دارد.
أمير مومنان، علي (ع) مي‏فرمايد: «اِنَّ لِلْوالِدِ عَلَي الْوَلَدِ حَقّاً … فَحَقُّ الْوالِدِ اَنْ يُطيعَهُ في كُلِّ شَيْءٍ اِلّا في مَعْصِيَةِ اللهِ»(4) يعني حق پدر آن است كه فرزند در هر چيزي جز معصيت خداوند، از او پيروي كند.
قرآن مجيد تنها در يك مورد مخالفت با پدر و مادر را جايز دانسته و آن در صورتي است كه پدر و مادر فرزند را به شرك و دوري از خدا فرا خوانند يا اطاعت آنان، معصيت و مخالفت با فرمان خدا باشد، (5)حتي عدم اطاعت از فرمان والدين در چنين مواردي بايد با رفتار پسنديده همراه باشد.
5) آزار والدين حتي اگر آنان ظالم باشند، جايز نيست. امام صادق (ع) فرمود: «من نظر الي ابويه نظر ماقت و هما ظالمان له لم يقبل الله تعالي له صلوة»(6) كسي كه به پدر و مادرش به حالت دشمني و تنفر نگاه كند، خداوند نمازش را نمي پذيرد.
6) از آن جايي كه رفتار و روحيه پدر يا مادرتان با گذر عمر به صورت يك صفت ثابت شخصيتي درآمده است، دير و سخت تغيير مي پذيرد. متحول ساختن فردي با چنين وضعيت روحي و رواني بس دشوار و نيازمند صبر و حوصله و همين طور تدبير و هوشياري و ظرافت هاي رفتاري خاص است. هرگز سعي در ايجاد تغيير ناگهاني و برخوردهاي تند و عصباني نداشته باشيد. اين شكل رفتار نه تنها به سوي مخالفت مي كشاند، بلكه سازگاري را به صورت لجاجت‏آميزي تشديد مي نمايد. بنابراين از برخوردهاي هيجاني و رفتارهاي عصبي (هر چند به منظور اصلاح) اجتناب ورزيد. مبادا با پرخاشگري و تندخويي و حركات خشن در صدد اصلاح و تغيير رفتار او برآئيد.
- حاصل سخن اينكه:
بايد در هر شرايطى احترام آن ها را نگه داشت، هر چند در بعضى اوقات در برخورد با فرزندان خود دچار اشتباه شوند. خداوند همه انسان ها را در مقابل اعمال و رفتارى كه انجام مى‏دهند، مورد سؤال قرار مى‏دهد. والدين نيز بايد پاسخگوى اعمال و رفتار خود باشند. بنابراين در همه حال ما وظيفه داريم به والدين خود احترام بگذاريم. حتى اگر به ما بى احترامى كنند. فقط اگر بخواهند ما را به كار حرامى وادار كنند يا از انجام تكليف واجبى باز بدارند، اطاعت از آن ها جايز نيست، چه اينكه اطاعت خداوند بر هر كس ديگر حتى والدين مقدم است.
- منابعي براي مطالعه بيش تر:
1. حقوق والدين و صله رحم، احترام به سادات و همسايه، علي محمودي ارسنجاني، نشرامام علي بن ابي طالب(ع).
2. مقام پدر و مادر در اسلام، زين االعابدين احمدي- حسنعلي احمدي، نشر: ميثم تمار.
3. پدر مادر شما را دوست دارم، عبدالكريم پاك‌نيا، انتشارات فرهنگ اهل‌بيت(ع).
پي نوشت ها:
1. فروع كافي، ج 6، ص 48.
2. محمدتقي فلسفي، در مكتب اهل بيت(ع)، ج 1، ص 83 ـ 82؛ دكتر احمد بهشتي، اسلام و تربيت كودكان، ج1، ص57.
3. اسراء(17)آيه23.
4. ابن أبي الحديد، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج19، ص365، مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏،قم‏1404 ق‏، چاپ اول‏.
5. لقمان(31) آيه 15.
6. فيض كاشانى، الوافي، ج5، ص911، كتابخانه امام أمير المؤمنين على (ع)‏، چاپ اول‏،اصفهان‏، 1406 ق‏.
پرسش: 2_بالاخره مختار در قيامت به بهشت مي رود و آيا پيشنهاد تحويل امام حسن به معاويه را داده است
2_بالاخره مختار در قيامت به بهشت مي رود و آيا پيشنهاد تحويل امام حسن به معاويه را داده است؟

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در مورد مختار ثقفي (ره) دو دسته روايات وجود دارد. برخي در تأييد و برخي در مذمت و سرزنش او آمده است كه مختار در جريان مبارزات امام حسن (ع) آن گاه كه در ساباط مجروح شد و در خانه عموي مختار، سعد بن مسعود برده شد، به عمويش گفت: امام حسن را به معاويه تحويل دهيد كه او نپذيرفت و مختار را به شدت مورد نكوهش قرار داد. (1)
نيز در مذمت او گفته شده كه مختار به جهت جاه ‏طلبي نهضت خود را شروع كرد، چون در نهضت توابين مي‏توانست شركت كند، ولي شركت نكرد.
بنا بر اين در باره مختار و انگيزه او در اين قيام قضاوت‏هاي گوناگون شده است؛ تا آن­ جا كه بعضي دانشمندان طبقه اوّل و دوم شيعه در باره او نظر مساعدي ندارند. اما متأخران او را به نيكويي ستوده‏اند.
مختار پس از قيام نافرجام سليمان بن صرد (رهبر نهضت توابين) شيعيان را آماده ساخت. او مي­دانست اگر بخواهد جنبش شيعه به نتيجه برسد، بايد يكي از اعضاي خاندان پيامبر آن را رهبري كند يا لااقل جنبش به نام او آغاز شود. چه كسي براي اين كار مناسب است؟ علي بن الحسين (ع) فرزند شهيد آل محمد و اگر او نپذيرد؟ محمد فرزند علي بن ابي طالب عموي علي بن الحسين.
مختار به هر دو نامه نوشت. امام علي بن الحسين كه بي وفائي عراقيان و رنگ پذيري آنان را ديده بود و مي‏دانست به گفته پدر بزرگوارش اين مردم «دين را تا آن جا مي‏خواهند كه زندگاني خود را بدان سرو سامان دهند و هنگام آزمايش پاي پس مي‏نهند» به مختار پاسخ مساعد نداد . تنها تا آن جا كه كار او با كيفر قاتلان پدرش مربوط مي‏شد ، كردار او را تصويب نمود؛ چون مختار سر عبيد الله بن زياد و عمر بن سعد را نزد او فرستاد، امام به سجده رفت و گفت:«الحمد لله الذي ادرك لي ثاري من أعدائي و جزي الله المختار خيراً ». (2)
يعقوبي مي­نويسد: مختار سر عبيد­الله بن زياد را نزد علي بن الحسين به مدينه فرستاد. فرستاده خود را گفت: بر در خانه او بنشين، همين كه ديدي در خانه گشوده شد و مردم به درون خانه رفتند، بدان كه هنگام غذا خوردن اوست، تو هم به درون خانه برو!
فرستاده چنان كرد، و چون داخل خانه شد بانگ برداشت: اي خانواده نبوت و معدن رسالت و فرود آمدن گاه فرشتگان و منزل وحي! من فرستاده مختار پسر ابو عبيده هستم و اين سر پسر زياد است، براي شما آورده‏ام. با شنيدن اين بانگ، فرياد از زنان بني هاشم برخاست و چون امام سر عبيد الله را ديد، فرمود: دوزخ جاي او باد! بعضي گفته‏اند: علي بن الحسين را پس از مرگ پدرش جز آن روز خندان نديدند. (3)
امام حسين (ع) در دعايي عرضه داشت: "پروردگارا، آن جوان ثقفي را بر آنان مسلط كن تا جام تلخ مرگ و ذلت را به ايشان بچشاند. از قاتلان ما كسي را باقي نگذارد... انتقام مرا و دوستان و خاندان و شيعيانم را از اينان بگيرد..." . (4) از اين روايت تا حدودي مي‏توان تأييد مختار را به دست آورد. (5)
امام باقر (ع) فرمود: "به مختار ناسزا مگوييد، زيرا همو بود كه قاتلان شهداي ما را كشت. انتقام خون ما را گرفت . بيوه زنان ما را شوهر داد. در تنگدستي به ما كمك مالي كرد. (6)
مسعودي نوشته است: مختار نامه‏اي به علي بن حسين امام سجاد (ع)نوشت. در آن نامه او را امام دانست و خواست تا با حضرت بيعت كند و از او رخصت خواست تا دعوت خويش را آشكار سازد. پول فراواني هم با نامه فرستاد. علي بن الحسين پول را نپذيرفت و نامه او را پاسخ نداد و در مسجد پيامبر او را ناسزا گفت. (7) ممكن است قسمت اخير را ناخشنودان از مختار افزوده باشند، ولي مسلّم است امام در مورد دعوت براي رهبري شيعيان، روي خوش به مختار نشان نداد. (8)
در روايتي كه از منهال بن عمرو است گويد: سالي به حج رفتم و علي بن الحسين را ديدم.
پرسيد:
ـ حرمله بن كاهل چگونه به سر مي‏برد؟
ـ او را در كوفه زنده ديدم. امام دست­هاي خود را بالا برد و گفت:
خدايا !گرمي آهن را بدو بچشان! خدايا گرمي آتش را بدو بچشان! چون به كوفه ‏رسيدم حرمله را نزد مختار آوردند. وي دستور داد تا دست و پاي او را بريدند، سپس او را با آتش سوزاندند. (9)
علامه مجلسى، پس از نقل حديث مورد پرسش براى مختار و اين كه مختار دوزخى است. ولى به بركت خدمت هايى كه براى اهل بيت انجام داده، سرانجام مورد شفاعت قرار مى گيرد، مى گويد:
«اين روايات جمع كننده و تلفيق دهنده ميان احاديث مختلفى است كه درباره مختار وارد شده است. با اين بيان كه مختار هر چند در مراتب ايمان و يقين كامل نبوده و از سوى امام معصوم اجازه صريحى در مورد اعمال خويش نداشته است، لكن از آن جا كه كارهاى شايسته بسيارى به وسيله او صورت گرفت و با برنامه هاى او قلب مؤمنان از جراحت هاى ستم التيام يافت، فرجامش به خير و نجات است . در حقيقت مختار مشمول اين آيه از قرآن مى باشد كه مى فرمايد:
دسته اى ديگر هستند كه به گناهانش اعتراف كرده و عمل نيك و بد را به هم درآميخته اند، اميد است كه خداوند ايشان را مورد آمرزش قرار دهد.
اما من درباره مختار از كسانى هستم كه از داورى كردن باز ايستاده اند، هر چند مشهور ميان علماى شيعه اين است كه كارهاى او ارزنده و شخصيت او شايسته مدح است . (10)
بنا بر اين اظهار نظر قطعي در باره مختار مشكل است ؛ ولي مشهور اين است كه وي به اهل بيت (ع ) و شيعه خدمت كرده و ان شاء الله ماجور است . ولي اين كه بطور يقين بگوئيم او بهشتي است، مشكل است؛ چون چنين ادعائي در باره هيچ كس جز معصومان و افرادي كه معصوم در باره بهشتي بودن آنان سخن گفته باشد، معقول نيست.
پي‏نوشت‏ها:
1. انساب الأشراف، البلاذرى، ج 3، ص 35، تحقيق محمد حميد الله، مصر، دار المعارف، 1959؛ بحارالانوار، ج‏44، ص 33؛ تاريخ طبري، ج 4، ص122، تحقيق مراجعة و تصحيح و ضبط : نخبة من العلماء الأجلاء، ناشر مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، بيروت، لبنان.
2. اختيار معرفة الرجال، شيخ طوسي، ج 1، ص 341، تحقيق: السيد مهدي الرجائي ، 1404، مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث؛ المختار الثقفي، ص 124.
3. تاريخ اليعقوبي، يعقوبي، ج 2، ص 259 ، دار صادر، بيروت.
4. بحارالانوار، العلامة المجلسي، ج‏45، ص 10، تحقيق محمد الباقر البهبودي، سال چاپ 1403 - 1983 م، ناشر مؤسسة الوفاء، بيروت، لبنان.
5. همان.
6. مروج الذهب و معادن الجوهر، ج 2، ص 28، أبو الحسن على بن الحسين مسعودي (م 346)، ترجمه ابو القاسم پاينده، تهران، انتشارات علمى و فرهنگى، چ پنجم، 1374ش.
7. تاريخ تحليلي اسلام، ص 173 به بعد، دكتر جعفر شيدي .
8. مناقب آل أبي طالب، ابن شهر آشوب، ج 3، ص 276 ،1376 - 1956 م، مطبعة الحيدرية،نجف الأشرف.
9. سيد جعفر شهيدي، زندگاني علي بن الحسين (ع)، ص 92، دفتر نشر و فرهنگ اسلامي.
10. بحار الأنوار، علامة المجلسي ج 45، ص339 ، سال چاپ 1403 - 1983 م، ناشر دار إحياء التراث العربي ، بيروت ، لبنان.
پرسش:
3_ميدانم براي ظهور نبايد وقت تعيين كرد ولي از لحاظ روايات واقعا بسياري از نشانه هاي حتمي و غير حتمي اتفاق افتاده. مانند گراني و بدحجابي. اشوب و فتنه در كشورهاي عربي و اروپايي و پيروزي انقلاب ايران آيا از نظر شما هم چنين است?

3_مي دانم راي ظهور نبايد وقت تعيين كرد. ولي از لحاظ روايات واقعا بسياري از نشانه هاي حتمي و غير حتمي اتفاق افتاده. مانند گراني و بدحجابي. آشوب و فتنه در كشورهاي عربي و اروپايي و پيروزي انقلاب ايران آيا از نظر شما هم چنين است؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از متون ديني و روايات استفاده مي شود: نمي‌توان براي ظهور امام زماني را معيّن نمود و گفت: ظهور حضرت نزديك يا دور است. زيرا زمان ظهور امام از اسرار الهي است كه خداوند مي‌داند. هر گاه خدا اراده نمود، حضرت ظهور مي‌نمايد. اگر فردي زمان ظهور را معين كرد، وظيفه داريم او را تكذيب نماييم. بنا بر اين كسي نمي تواند بگويد كه وقت ظهور نزديك است. در روايات نيز از تعيين زمان ظهور امام زمان نهي شده است.
عبدالرحمن بن كثير مي گويد: در محضر امام صادق (ع) بودم كه «مهزم» وارد شد و عرض داشت: خبر ده مرا از امرى كه منتظرش هستيم كه كى خواهد بود؟ فرمود: وقتگذاران دروغگويند. عجله كنندگان هلاك گردند. تسليم شدگان نجات يابند.(1)
ظهور امام مبتني بر شرايط و نشانه‌هايي است. هر گاه زمينه ظهور امام فراهم شود و نشانه‌هاي ظهور محقق گردد، و جامعه آماده پذيرش حكومت حضرت باشد، حضرت ظهور مي‌نمايد. نمي‌دانيم كه شرايط فراهم شده و نشانه‌هاي ظهور محقق گرديده يا نه. قطعا خيلي از نشانه ها تا حال تحقق نيافته است.
به صورت قطعي نمي توان گفت كه فلان نشانه تا حال تحقق يافته است. و هيچ كدام از بزر گان و علماي رباني نگفته اند كه ظهور نزديك است. و هيچ كس نمي تواند وقت ظهور را معين كند. و ما نمي توانيم بگوئيم تا صد سال آينده يا هزار سال آينده، ظهور انجام مي شود.
و حوادثي، مانند گراني، بدحجابي، اشوب، فتنه و ....دليل بر نزديكي ظهور نيست. چون در گذشته هم مانند اين حوادث يا بدتر از آن، فراوان پيش آمده وحضرت هم ظهور نكرد.
جهت مطالعه بيش تر به كتاب: دادگستر جهان از آيت الله ابراهيم اميني، موعود نامه، مجتبى تونه‌اي، مراجعه كنيد.
پي‌نوشت‌ها:
1. اصول كافى، ج 1، ص 368، محمد بن يعقوب كليني ، تهران دارالكتب الاسلاميه، تحقيق علي اكبر غفاري.

موفق باشید.