سلام
یه چن وقتیه که دارم دیوونه میشم
فکر این دنیا و اون دنیا داغونم کرده...
دارم کم کم بی اعتقاد میشم!همش با خودم فکر میکنم که کی این بازی زندگی میخواد تموم شه.
خب بعد این که مردیمم میریم اون دنیا
بعدش چی؟
بعد بعدش چی؟؟
بالاخره کی میخوایم راحت شیم و به حال خودمون باشیم؟؟
به هرکیم که گفتم میگه به این چیزا فک نکن!
نمیشه فکر نکرد...
ممنون میشم شما راهنماییم کنین و یه جواب قانع کنده بدین!
باتشکر

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دوست عزيز! ما به هيچ وجه در قبال چنين پرسش هايي درخواست دست برداشتن از پرسش را نمي كنيم. بلكه همه افراد جوياي حقيقت چون شما را در ادامه اين مسير پرسشگري تشويق مي كنيم؛ اما در عين حال اين حقيقت از مجموع سواات شما بر مي آيد كه دغدغه اصلي و نگراني ريشه اي شما نه يافتن پاسخ اين سوالات بلكه نارضايتي عميقي است كه از خود يا در زندگي خود احساس مي كنيد.
البته ورود در اين عرصه و كمك به شما براي حل اين مشكل ريشه اي نيازمند توضيحات دقيق تر شما و تبيين اصل مشكلتان خواهد بود كه در صورت تمايل مي توانيد اين توضيحات را در نامه هاي بعد با كارشناسان مشاوره ما در ميان بگذاريد.
اما به طور مختصر در مورد پرسش كنوني شما بايد عرض كنيم كه:
به يقين خداوند هدف مشخصي در مورد خلقت اين عالم و موجودات آن از جمله انسان ها داشته كه هدف خلقت ما انسان ها رسيدن به كمالي است كه لايق آن هستيم تا بعد از اين دنيا كه به منزله آزمون و جلسه امتحان ماست به راحتي حقيقي و زندگي سعادتمندانه آخرت برسيم و اگر به دنبال راحتي هستيد بايد تلاش كنيد تا در اين آزمون عملكردي موفق داشته باشيد؛
در واقع اگر منظور شما از تعبير "بازي" كه براي دنيا به كار برديد نوعي مسابقه باشد بايد گفت اين تعبير درست است، چون همه ما در اين دنيا در حال انجام يك مسابقه مهم هستيم و به همين خاطر خداوند به ما تاكيد مي كند كه در اين مسابقه و براي رسيدن به پيروزي و نتيجه ارزشمند آن كه نعمات بهشتي باشد بايد تلاش كنيم:
« وَ في‏ ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُون (1) در اين نعمتهاى بهشتى راغبان بايد بر يكديگر پيشى گيرند! »
اما اگر منظورتان كاري لغو و بيهوده است بايد گفت به هيچ وجه اين تعبير صحيح نيست و خداوند از انجام كار لغو و بيهوده مبراست. بلكه حضور ما در اين دنيا براي قرار گرفتن در مهمترين و بزرگترين بستر رسيدن به كمال و سعادت ابدي است كه بايد آن را غنيمت بدانيم و براي دستيابي به اين هدف مهم تلاش كنيم و در اين مسير دستورات ديني و تكاليف و امر و نهي ها و سختي ها و مشكلات دنيا و ... همه و همه بستر شكل گيري اين آزمون مهم و سرنوشت ساز براي ما هستند.
اما به هر حال وقتي ما از اين دنيا رفتيم مرحله اصلي و حقيقي زندگي ما شكل مي گيرد و اگر اهل بهشت باشيم، در نعمتي بي بديل و لذتي وصف ناشدني زندگي حقيقي خود را آغاز مي كنيم در حالي كه هر يك از ما به بالاترين درجات كمال خود و اوج زيبايي و شكوه و دانش رسيده ايم و بالاترين لذت را از بيشترين نعماتي كه در حيات باشكوه آخرتي پيش رويمان است خواهيم برد و آن زندگي از چنان تنوع و شكوه و جذابيتي برخوردار است كه كمترين لحطه آن قابل توصيف با سال ها زندگي دنيا در بهترين شرائط نيست.
تكرار و خستگي و دلزدگي و ملالت در آنجا بي معناست؛ امام صادق (ع) فرمود: «خداوند بهشتى آفريده كه هيچ چشمى نديده و هيچ مخلوقى از آن آگاه نيست. خداوند هر صبحگاه آن را مى گشايد و مى گويد: بوى خوشت را افزون كن و نسيمت را بيفزا». (1) بنا بر اين براي بهشتيان هيچ گونه ملال و دلزدگي از بهشت و نعماتش معني و مفهوم ندارد.
«براي اهل بهشت سفره هايي مي گسترانند كه بر آن، آنچه مورد علاقه آن هاست، قرار داده مي شود. طعام هايي كه از آن لذيذتر و معطر تر نيست». (2)
در عين حال در بهشت نوعي تكامل وجود دارد، در همه چيز حتي در خود بهشتيان. هر تكاملي جلوه جديدي از زيبايي هاي همان منظر واحد را به انسان مي نماياند، چه رسد به اينكه همان منظر نيز در حال تكامل است؛ در روايتي آمده است:
«سوگند به خدايي كه قرآن را بر محمد نازل كرد! اهل بهشت پيوسته بر جمال و زيبايي شان افزوده مي شود، همچنان كه در دنيا بر پيري و فرتوتي آنان افزوده مي شد». (3)
بنا براين در بهشت يكنواختي و در جا زدن و خستگي و ملال نيست. البته اين حقيقت را نبايد از ياد برد كه واقعيت بهشت و نعمت هاي آن برتر از درك ما بوده، مقايسه آن با دنياي مادي به اين اشكال ها منتهي مي شود، در حالي كه تفاوت آن ها را جز خدا نمي داند.
پي نوشت ها :
1. مطففين (83) آيه 26.
2. بحرانى سيد هاشم‏، البرهان فى تفسير القرآن‏، بنياد بعثت‏، تهران‏، 1416 ه ق‏، ج4، ص 394.
3. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت، 1404 ه ق، ج8، ص199.
موفق باشید.