سلام. چرا خداوند در قرآن هرجا میخواهد در مورد خودش صحبت کند از کلمه <ما> استفاده می کند. مثلا میفرماید:ماآسمانها و زمین را خلق کردیم. سوال اینجاست که با توجه به تاکید خداوند بر یکتا بودنش چرا از کلمه ما استفاده میکند؟شاید جواب دهید که منظورش از استعمال کلمه ما در قرآن،اسباب و وسایلی همچون فرشتگان باشد. ولی به هر حال این کلمه در ذهن مشرکان و کافران القاء میکند که خدا یکتا نیست یا در خلقت آفرینش نیازمند همکاری موجودات دیگر است. لطفا راهنمایی بفرمایید.ممنون.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
قرآن در مواردي كه سخن از ذات خدا است يا دعوت به توحيد و يكتاشمردن و يكتاپرستي است يا سخن از كارهايي است كه خود خدا بدون واسطه انجام مي دهد و واسطه در آن مقام راه ندارد، از خدا با ضمير متكلم وحده "انا ، هو، آياي ، انّي" ياد كرده :
إِلاَّ الَّذينَ تابُوا وَ أَصْلَحُوا وَ بَيَّنُوا فَأُولئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَ أَنَا التَّوَّابُ الرَّحيمُ ( بقره (2) آيه 160 )
نَبِّئْ عِبادي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحيم ( حجر (15) آيه 49)
و ...
در موارد ديگر كه سخن از افعال خدا است كه توسط وسائط و عواملي كه قرار داده صورت مي گيرند، با لفظ متكلم مع الغير از خدا ياد شده است.
گاهى به جهت اهميت دادن به موضوع مهمى مانند اعلام حفظ و نگه دارى قرآن از تحريف آن را با ضمير جمع بيان مي كند:
انّا نحن نزّلنا الذّكر و انّا له لحافظون (حجر (15) آيه 9) ما قرآن را نازل كرديم و خود آن را حفظ مى كنيم».
گاهى جمع آوردن ضمير فقط براى گراميداشت و تعظيم است،
گاهي با خطاب مستقيم با پيامبر و بندگانش صحبت مي كند و گاهي لازم بوده از باب تعظيم خود ، با آنان غايبابنه سخن بگويد و گاهي آنان را كوچكتر از آن شمرده كه خطابشان كند و ...
گاهي مشركان مورد خطابند تا تهديد صريح تر باشد و گاهي خطاب را به پيامبرش متوجه مي كند تا اعلام كند آنان كوچكتر از آنند كه مخاطب باشند و ...
اين ها اسلوب هاي متفاوت كلام است كه علم معاني و بيان متصدي تشريح و بيان و تعيين مواضع آنها است تا كلام در نهايت فصاحت و بلاغت و اثر گذاري باشد.
قرآن آميزه اي از "معارف و احكام" با "موعظه و اخلاق" و "تعليم كتاب و حكمت" با "تربيت و تزكيه نفوس"و پيوند زدن مسائل نظري با عملي و مسائل اجرايي با ضامن اجراي آن است. اين آميزه بديع در كتب مرسوم يافت نمي شود.
قرآن چون كتاب نور و هدايت است، لازم ديده مطلب واحدي را در مناسبت هاي مختلف از زاويه هاي متفاوت و به بيان هاي متمايز مطرح كند تا اثرگذاري بيش تري داشته و خسته كننده نباشد.
حتي در قرآن سياق و خطاب را يكسان نمي گذارد كه شنونده گرفتار يكساني و خستگي شود. بلكه به ناگاه از خطاب به غيبت يا از غيبت به خطاب متوجه مي شود.ضماير را يا حتي اعراب و لحن كلام را تغيير مي دهد تا خواننده متوقف شده و به تامل بگرايد و نتيجه بگيرد و هدايت بپذيرد.
موفق باشید.