با عرض سلام وخسته نباشید من حدود دو ما هه که هدفم را از دست داده ام و نمی دانم که چرا من افریده شدم هرچه تلاش می کنم که بسوی خوبی ها روی بیاورم اما نمی شه هیچ انگیزه ای برای خوبی بدست نمیاورم نمونه اش چند روز پیش به شما سوالی در باره ی خدا نوشته اما شکا جوابش را ندادید هر چند هیچ هدفی نداشتم مدام با خودم می گوییم چرا من افریده شدک چرا من که زندگی ام پوچ شده اگه می تونید من را هرچه سریعتر کمکم کنید به کمک شما احتیاج دارم
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خواهر بزرگوار قبل از پاسخ به خواسته فعلي شما ذكر اين نكته لازم است كه فرايند پاسخگوئي به سؤالات به جهت حساسيت اين امر اندكي زمان بردار است، اگر چه قبل از اين كه اين پاسخ به دست شما برسد قطعا پاسخ سؤال قبليتان را نيز مشاهده كرده ايد و ان شاء الله كه در رفع برخي از ابهامات ذهني شما مؤثر بوده است ،ولي به هر حال جهت فاصله زماني كه در رسيدن پاسخ منتظر مانديد از شما عذر خواهي مي نمائيم، در مطالب خود اشاره نفرموديد كه حدود دو ماه گذشته چه اتفاقي براي شما رخ داده است كه باعث شد شما به چنين حالتي دچار شويد و احساس كنيد هدفتان را از دست داديد و... چه بسا در بسياري از موارد عدم تحليل مناسب نسبت به حوادث زندگي سبب حقيقي بي معنا شدن زندگي براي انسان باشد. اگر واضح تر مشكل خود را بيان مي نموديد دقيقتر مي توانستيم مشكل شما را تحليل نمائيم و البته اين امكان از همين طريق هنوز هم وجود دارد به هر حال در پاسخ سؤال فعلي شما به چند نكته اشاره مي نمائيم:
1.يكي از مهم ترين انگيزه هايي كه در هر انساني وجود دارد، انگيزه كمال طلبي و خودشكوفايي است. اين انگيزه مهم ترين عامل و محرك در شكل گيري و جهت دهي به رفتار انسان هاست. هر رفتاري كه ما انسان ها انجام مي دهيم، محصول سه عامل، انگيزه، نياز و هدف است. اگر اين سه عامل در كنار هم قرار گيرند، شرايط تحقق يك رفتار فراهم مي شود. اما گاهي اوقات شناخت افراد نسبت به اين سه عامل دچار مشكل مي شود. به عبارت ديگر وجود برخي ابهامات موجب مي شود چيزي كه در حد يك انگيزه است، جاي هدف را گرفته وباعث شود با از دست رفتن يكي از انگيزهاي زندگي ، انسان در استمرار فعاليتش دچار ترديد و دلسردي و ركود و حتي انحراف يا لغزش شود.
هدف از زندگي رسيدن به تكامل همه جانبه است. تكامل اخلاقي , علمي , روحي, فكري و فرهنگي كه ثمره آن رسيدن به حيات ابدي است. اين كمال تنها با اتصال به منبع همه كمالات يعني خداوند متعال و قرار گرفتن در مسير اطاعت و بندگي او به دست مي آيد ، به همين دليل است كه هر چه انسان مسير را و هدف را بهتر مي شناسد بيشتر در راه عبوديت و بندگي خداوند انگيزه مي يابد ، البته بسياري از اهداف انسان در زندگي دنيوي خود نيز مي تواند در همين راستاي رسيدن به كمال تعريف شود يعني علايق ديگري مثل ازدواج شغل تحصيل و ... نيز زماني كه با توجه به همان هدف كلي نگريسته شوند ارزش خاص خود را مي يابند ولي انسان مؤمن هيچگاه ارزش حقيقي را با ارزش هاي تابع آن خلط نمي كند و هنگام از دست دادن يكي از اهداف زندگي خود هدف اصلي را فراموش نمي كند .
همانطور كه شما نيز دقت داشتيد تفكر و انديشيدن در مورد هدف از خلقت و اينكه اصلا چرا ما خلق شده ايم كمك زيادي به هدفمند شدن و معني دار شدن آن مي نمايد ،يعني براي اينكه انسان هدف مناسبي براي زندگي خود انتخاب كند، بايد ببيند چرا آفريده شده است. آن كس كه هدفش در زندگي متناسب با هدف از آفرينش باشد، به آرامش و سعادت دست يافته، همه جنبههاي وجوديش را در مسير صحيح حيات قرار خواهد داد.
پيروي كامل از خدا، كه همان معني بندگي است، در قرآن به عنوان هدف آفرينش انسان معرفي شده است. «وَ مَا خَلَقْتُ الجْنَّ وَ الْانسَ إِلَّا لِيَعْبُدُون»؛« و جن و انس را جز براي بندگي نيافريدم». (1)
حقيقت عبادت اين است كه عبد خودش را در مقام بندگي قرار دهد. رو به سوي معبود كند. خدا را معبود خود بداند. يعني عبد از همه چيز و حتي از خودش بريده شود. فقط به ياد پروردگارش باشد. كساني كه عبادت را به معرفت تفسير كردهاند، همين معنا را اراده كردهاند. (2)
امام حسين به اصحاب خود فرمود:«خداوند بزرگ بندگان را نيافريده، مگر به خاطر اين كه او را بشناسند. هنگامي كه او را بشناسند، عبادتش ميكنند. هنگامي كه بندگي او كنند، از بندگي غير او بي نياز ميشوند». (3)
عبادتي كه در آيه مراد است، همه شئون زندگي بشر را در بر ميگيرد. گستردهتر از مراسم خاص عبادي مانند نماز و روزه است.
البته بندگي خدا كه به عنوان هدف آفرينش انسان معرفي شده، هدف مياني و راه رسيدن به هدف نهايي است.
هدف نهايي آفرينش انسان بازگشت به سوي خدا و لقاء الله است: «ْ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُون» (4)
حال كه معلوم شد هدف از زندگي انسان بازگشت به سوي خدا و لقاء الله است و راه و طريق آن بندگي او است ، از يك سو فرصت اندك است و راه بسي سخت و دشوار. پس بايد در كسب معرفت و تحصيل فضائل اخلاقي و اطاعت و بندگي تمام تلاش را مبذول داشت و براي انجام نيكي ها در اين فرصت محدود براي خود انگيزه ايجاد كرد از سوي ديگر از لغزش ها و خطاها و شكست ها نااميد نشد كه خداي رحمان بخشنده و مهربان است و راه توبه را تا آخرين لحظات براي انسان بازگذاشته است.
در كنار عزم و اراده و تلاش در راه بندگي خدا بايد از امدادهاي غيبي نيز بهره جست. از دعا و توسل به مقربان درگاه الهي غافل نشد. دعا و مناجات و درخواست خدا، هم خود به عنوان يك عمل و عبادت باعث كمال نفس ميشود، و هم اجابت آن توفيق افزون تري را براي انسان در پي دارد.
وقتي هدف، بندگي و در راه خدا بودن باشد، انسان مي تواند به هر كاري حتي كارهاي مباح رنگ و ارزش خدايي بزند. مثلا به ورزش رفته و از سلامتي بدني برخوردار باشد، و خود را از نشاط كافي و لازم برخوردار نمايد ، تا بتواند بهتر درس بخواند، عبادت كند و به ديگران خدمت كند و خلاصه در مسير كمال و رشد قدم بردارد ، بدين ترتيب انسان حتي به كاري معمولي كه تنها مباح بوده و ارزش معنوي ندارد، رنگ معنويت و خدايي مي زند؛ و زندگيش سراسر جاذبه و پويائي مي شود .به همين جهت است كه خداوند متعال هيچ نعمت و كار لذت بخشي را كه از راه مشروع و عاقلانه به دست آمده باشد، تحريم نكرده و صريحاً در برخي آيات آن را تجويز كرده است، حتي از كساني كه بيهوده خود يا ديگران را از نعمت هاي الهي محروم مي كنند، نكوهش مي كند:
«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتىِ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْق. . . ؛(5) بگو چه كسي زينت خدا را كه براي بندگان خود بر آورده و روزي هاي پاك و پاكيزه را منع كرده است؟»
خداوند متعال استفاده از نعمت ها و لذت بردن از آن ها و دنبال نمودن اهداف خاص خود در زندگي را منع نمي نمايد ولي هشدار مي دهد كه مبادي ترجيح دادن لذت هاي زودگذر و لحظه اي و كم ارزش و قابل جبران انسان را از انديشيدن به اهداف بالاتر و ابدي غافل نمايد .
جهت مطالعه بيشتر در اين زمينه مي توانيد به منابع زير مراجعه نمائيد:
1- انسان از آغاز تا انجام، علامه سيدمحمدحسين طباطبايي، ترجمه، تحقيق و تعليقه از صادق لاريجاني.
2-زندگي ايدهآل و ايدهآل زندگي، محمد تقي جعفري.
3-انسان از ديدگاه اسلام، عبدالله نصري.
4- فلسفه و هدف زندگي، زين العابدين قرباني.
5- هدف زندگي، شهيد مرتضي مطهري.
6-عبدالله نصري، تكاپوگر انديشهها (زندگي، آثار و انديشههاي استاد محمد تقي جعفري)، ص 220.
7- فلسفه و هدف زندگي، محمد تقي جعفري.
پي نوشت ها :
1. ذاريات(51) آيه 56.
2. طباطبايي، محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، انتشارات جامعه مدرسين،قم، ج 18، ص 420.
3. فرهنگ جامع سخنان امام حسين، نشر معرفت، بيتا ،سخن 497، ص 604.
4. بقره (2)آيه 156 و 46 و مائده (5)آيه 105.
5. اعراف (7) آيه 32.
موفق باشید.






