من دختری 28 ساله هستم خواستگار زیاد داشته ام اما پدرم بیدلیل به آنها جواب منفی داد الان شدیدا به همدم نیاز دارم ولی به هیچ عنوان دوست ندارم گناهی مرتکب شوم پدرم هم به خاطر اینکه به خواستگاری که اصلا شرایط خوبی نداشت جواب نه دادم از من بدش می اید خیلی اذیت میکند دارم به این نتیجه میرسم که تنها چیزی که الان بی اهمیت شده پاکی دختر هست من هیچ ایرادی ندارم خاستگار خوب زیاد داشته ام ولی پدرم اجازه ازدواج نمی داد الان میگوید باید با این پسر ازدواج کن و چون من مخالفت کردم میگه دخترا حرف پدرا رو گوش نمیدن امام زمان ظهور میکنه به این نزدیکی دلم خیلی گرفته به مامانم گفتم بابا دختری می خواد که هرزهگی کنه تو خیابون و برا خودش شوهری بدتر از خودش پیدا کنه حالم از زندگی به هم میخوره هر چی هم به خدا التماس میکنم مشکل منو حل کن هیچ کاری نمیکنه به خدا گفتم من به خاطر تو خیلی کارا نکردم اما تو بد جوری پشت کردی بهم فکر نمیکردم به خرد شدنم حاضر بشه از همه گله دارم من دارم تاوان چی رو پس میدم دوس دارم یکی بهم جواب بده شاید تاوان صداقت نمی دونم تو این جامعه لجنی که ما زندگی میکنیم صداقت تاوان داره اما هرزگی نه از همه بریدم نماز شبم دیگه کم کم داره ترک میشه خستم خیلی خسته

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
شرايط سخت و دشوار شما را درك مي كنيم و اميدواريم در آينده نزديك شما به خواسته هاي به حق و مشروع خود دست يابيد، اما چند نكته:
1. اگر نيم نگاهي از بالا به كل شرايط دختران جهان و ايران بيفكنيد شرايط شما هر چند مطلوب نيست ولي به هيچ وجه نااميد كننده هم نيست. با توجه به شرايط سني دختراني كه به خانه بخت رهنمون مي گردند سن شما بالا نيست و حداقل تا 35 سالگي فرصت براي تشكيل يك زندگي صددرصد موفق را داريد.
2. ما از كيفيت رد خواستگاران قبلي توسط پدر و مادر شما اطلاع چنداني نداريم ولي اين را بدانيد كه اگر شما در اين بين قصور يا تقصيري نداشته ايد قطعا هيچ جاي نگراني نيست. به عبارت ديگر اگر اين عدم به سر انجام رسيدن خواستگاري هاي قبلي از حيطه اختيار شما خارج بوده است، پس هر آن چه اتفاق افتاده است به صلاح و مصلحت شماست. چرا كه ممكن نيست خداوند بر خلاف مصلحت بنده اش (كه اختياري در آن زمينه ندارد) عمل كند.
اين گونه نيست كه خواستگاران قبلي مرد مقدر شما بوده اند و شما صرفا به دليل كم لطفي پدر به مرد مقدر خود نرسيده ايد. تقريبا 90 درصد مصالح واقعي ما بر ما پوشيده است و ما در مواقعي چاره اي جز صبر و رضا نداريم. صبر و رضايي كه سعادت دو دنيا ما را رقم خواهد زد.
3. در شرايط فعلي بهتر است به جاي تمركز بر مسأله ازدواج كه به نحوي از حيطه اختيار شما خارج است بر ساير امور مثبت و ضروري زندگي تمركز نماييد. در حد امكان بر آتش نياز به همدم ندميد و با جايگزيني استراتژيك ساير نيازهاي در درسترس به آن ها پاسخ دهيد. به عنوان يك مرد به شما خاطر نشان مي سازم همدمي با مردان آش دهن سوزي نيست و نبايد با فاجعه سازي از اين محروميت عاطفي بي دليل خود را در دام مردان نامرد بيندازيد.
4. از قديم گفته اند از تو حركت از خدا بركت. در بسياري موارد ما بدون حركت لازم توقع بركت از خداوند داريم. به عنوان مثال يكي از حركت هايي لازم و ضروري شما اين است كه فرد سومي را به ماجراي بين خود و پدر محترمتان وارد نماييد. قطعا حرف شما تأثير چنداني بر پدر ندارد و ايشان كماكان به روش غيردورانديشانه اش ادامه خواهد داد. در اين گونه موارد توصيه اكيد مي گردد با يك فضاسازي تدريجي و حتي تمارض (خود را به افسردگي زدن و ...) بستري براي مراجعه به يك روان شناس كارآشنا را فراهم آورده شود. بعد از مراجعه به روان شناس از او خواسته مي شود تا با بغرنج جلوه دادن شرايط مراجع (يعني شما) از والدين وي خواسته شود تا براي پيشگيري از يكسري مخاطرات به تغيير روش بپردازد. روان شناس اگر روان شناس باشد و به كار خود وارد باشد مي تواند حتي در كمتر از يك ساعت ذهنيات ناكارآمد پدر شما را متحول سازد و او را مجبور كند كه به شيوه مناسب تري به تعامل با خواستگاران بعدي بپردازد. در اين ميان شما بايد بتوانيد خوب و خداپسندانه نقش ايفا كنيد و احياناً به گونه اي جلوه دهيد كه در صورت تداوم اين روند حال شما روز به روز به وخامت مي گذارد (البته اين توصيه بايد با مراعات حدود شرع و اخلاق صورت پذيرد).
5. در صورت عدم امكان مراجعه به روان شناس از يك فرد مشابه كه توانمندي لازم را دارد استفاده نماييد. ورود شخص سوم به اين ماجراي دو نفره ضرورت صددرصدي دارد و صحبت و مذاكره دونفره شما در اكثر مواقع به جايي نخواهد رسيد.

موفق باشید.