در جهان آخرت و برزخ اهل كتاب با چه ميزان و ملاكي حساب و كتاب ميشوند؟ چرا در قرآن آمده كه پس از اسلام هيچ ديني قبول نيست؟ طبق روايات صيحه آسماني در 23 ماه رمضان اتفاق مي افتد كه صبح جبرئيل ندا خواهد كرد و بعد از ظهر شيطان. آيا با توجه به اينكه شياطين در ماه رمضان در غل و زنجير هستند، اين امر چگونه محقق ميشود؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در جهان آخرت و برزخ اهل كتاب با چه ميزان و ملاكي حساب و كتاب مي شوند؟
يكي از مسائلي كه دربارة سؤال و حساب مطرح است، عموميت يا همگاني بودن سؤال و حساب است و اين كه آيا همة انسان ها مورد سؤال و حسابر قرار مي گيرند يا اين كه برخي بدون محاسبه، كيفر و پاداش مي بينند. آيات در اين باره به چند دسته تقسيم مي شود. از برخي آيات استفاده مي شود: سؤال و حسابر عمومي است. "فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلين؛(1) قطعاٍ كساني كه پيامبران به سوي آنان فرستاده شدند و از خود فرستاده شدگان سؤال خواهيم كرد". اين آيه به روشني بر اين مطلب گواهي مي دهد كه هم امت ها و هم رهبران الهي كه براي هدايت آنان فرستاده، مورد حساب قرار خواهند گرفت. از رهبران الهي از ابلاغ احكام، و از مردم از پذيرش و عمل به آن ها سؤال خواهد شد. امير مؤمنان دربارة همگاني بودن سؤال مي فرمايد: "ذلك يوم يجمع الله فيه الاولين و الآخرين لنقاش الحساب؛(2) قيامت روزي است كه خداوند همة انسان ها را جمع مي كند تا به حساب دقيق آنان رسيدگي شود". بنابراين در روز قيامت به حساب اهل كتاب نيز رسيدگي مي شود. حال اگر حقانيت اسلام براي ايشان ثابت شده بود، اما آن را انكار كرده بودند، مستحق مجازات الهي خواهند بود، ولي اگر حقانيت دين اسلام براي آنان ثابت نشده بود، مطابق دستور و آموزه هاي ديني خودشان و بر اساس آموزه هاي عقل و فطرت با آن ها برخورد مي شود. از مضامين روايات استفاده مي شود: 1ـ حساب همگاني است. 2ـ مشركان و كافران حقيقي بدون حساب وارد دوزخ مي شوند.3ـ گروهي از مؤمنان بدون حساب وارد بهشت مي شوند. پيروان ساير اديان دوره هاي متفاوتي دارند، مثلاً يهوديت تا كنون داراي چند دوره بوده است: 1ـ دوران حضرت موسي(ع) تا حضرت عيسي(ع)، 2ـ دوران حضرت عيسي تا حضرت محمّد(ص)، 3ـ دوران حضرت محمّد(ص) تا كنون.از آن جا كه از عصر ظهور هر پيغمبر اولوالعزمي تا پيغمبر اولوالعزم بعدي، دين همان پيامبر رسميت دارد، امت يهود از زمان حضرت موسي(ع) تا حضرت عيسي بر اساس آيين راستين يهوديت، در برزخ و قيامت محاكمه مي شوند. از زمان حضرت عيسي تا پيامبر بزرگ اسلام بر اساس آيين راستين حضرت عيسي محاكمه مي شودند. از زمان پيامبر اسلام بر اساس اسلام مورد سؤال و محاكمه قرار خواهند گرفت. ديگر اديان را نيز به همين كيفيت مي توان مقايسه كرد.روشن است اين مطلب در صورتي است كه به حقانيت دين راستين پي برده باشد، در غير اين صورت مطابق دستورهاي دين خود و حكم عقل و فطرت برخورد مي شود.
2- چرا در قرآن آمده كه پس از اسلام هيچ ديني قبول نيست؟
منظور از اصطلاح اسلام دو معنا است :
1- حقيقت همه اديان توحيدي : حقيقت همه اديان توحيدى - كه پيامبران الهى مروج و مبلغ آن بوده‏اند - يكي است و بر اصول اعتقادى يگانه - كه از جانب خداوند متعال بيان شده - استوار است.اساسا در منطق قرآن كريم «اديان» نداريم؛ بلكه «دين» داريم و تمام پيامبران، منادى «دين واحد» بوده‏اند كه از آن به «اسلام» (تسليم در برابر خداوند واحد) تعبير شده است: "إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام" يعني همانا دين در نزد خداوند فقط اسلام است.(3) "وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْه" يعني هر كس غير از اسلام دينى را برگزيند از او پذيرفته نيست. قرآن كريم دين را فقط «اسلام» و همه پيامبران را «مسلمان» مى‏خواند: "ما كانَ إِبْراهيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنيفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكين" يعني ابراهيم نه يهودى بود و نه مسيحى؛ بلكه يكتاپرستى مسلمان بود و از مشركان نبود."(5) بنابراين از ديدگاه قرآن مجيد، همه پيامبران، مردم را به دين واحد؛ يعنى، اسلام،تسليم و عبوديت در برابر خداى يگانه دعوت كرده‏اند و اصول و اركان اعتقادى واحدىرا تبليغ كرده‏اند. تفاوت ميان دين اسلام با ساير شريعت‏ها، عمدتا در ناحيه احكام، قوانين و دستورات فردى و اجتماعى كه از آن به شريعت ياد مى‏شود، مى‏باشد
2- آخرين نسخه دين واحد الهي كه به نام شريعت اسلام نيز ناميده مي شود. يعني شريعتي كه بعد از شريعت موسي و عيسي عليهما السلام به وسيله حضرت محمد صلي الله عليه وآله و سلم براي همه انسانها فرستاده شده است و به عنوان نسخ كننده شرايع قبلي خود مي باشد. اين شريعت در مقابل شريعت هاي ديگر دين واحد الهي مي باشد و چون آخرين شريعت است و همچنين براي همه مردم فرستاده شده است و نقض كننده احكام شرايع قبلي خود مي باشد ، تنها شريعتي است كه مورد قبول خداي متعال مي باشد و هر كس آن را درك كند ولي به آن ايمان نياورد و طبق احكام آن عمل ننمايد ، اعمال او مورد پذيرش واقع نخواهد شد.
3- طبق روايات صيحه آسماني در 23 ماه رمضان اتفاق مي افتد كه صبح جبرئيل ندا خواهد كرد و بعد از ظهر شيطان. آيا با توجه به اينكه شياطين در ماه رمضان در غل و زنجير هستند، اين امر چگونه محقق مي شود؟
براي اينكه ببينيم اين دو مساله منافاتي با يكديگر ندارند لازم است معناي در غل و زنجير بودن شياطين در ماه مبارك رمضان را درست بفهميم.
با توجه به رواياتي كه در اين باب وجود دارد و در كنار هم قرار دادن آن ها، روشن مي شود كه منظور از غل و زنجيري كه در روايات براي شيطان ذكر شده است ، غل و زنجير ظاهري كه از آهن و فلز ساخته مي شود و ما زندانيان را در آن مي بينيم، نيست. يعني اينگونه نيست كه اگر كسي در ماه مبارك رمضان چشم باز كند و شيطان را ببيند او را در حاليكه غل و زنجير به پايش بسته اند مشاهده كند. بلكه روزه به طور طبيعى، زمينه‏اى را كه شيطان بر اساس آن، انسان را به گمراهى مى‏كشاند، از بين مى‏برد. به تعبير دقيق‏تر، زنجيرى كه در ماه رمضان، شيطان را به بند مى‏كشد، چيزى جز خودِ روزه نيست. از اين رو، در حديث ‏پيامبر خدا آمده است:
إنَّ الشَّيطانَ لَيَجرى مِنِ ابنِ آدَمَ مَجرَى الدَّمِ فَضَيِّـقوا مَجارِيَهُ بِالجُوعِ؛ شيطان در انسان جارى مى‏شود، همچون جريان خون. پس با گرسنگى، مجارى او را تنگ كنيد .(6)
اين حديث، به روشنى بر اين نكته دلالت دارد كه روزه به طور طبيعى، مانع تسلط شيطان بر انسان مى‏شود. زنجيرى كه روزه دارد، نه تنها شيطان را به بند مى‏كشد، بلكه كشش‏هاى نفْس امّاره را هم مهار مى‏كند، آن را به اسارت در مى‏آورد و جلوى سلطه آن را بر انسان مى‏گيرد، و به فرموده امير مؤمنان عليه‏السلام: نِعمَ العَونُ عَلى أسرِ النَّفسِ وَ كَسرِ عادَتِهَا التَّجَوُّعُ؛ گرسنگى، چه خوب ياورى براى اسير كردن نفْس و شكستن عادت آن است.(7)
بنابراين هرچند كه شيطان و شياطين در ماه مبارك رمضان در غل و زنجير روزه و عبادات ديگراند لكن از فعاليت خود و از شيطنت هاي خود دست بردار نيستند و به هر نحوي كه است در صدد به انحراف كشيدن انسان هستند.
پي نوشت:
1. اعراف (7) آية 6.
2. نهج البلاغه، خطبة 102.
3. آل عمران (3)، آيه 19.
4. همان، آيه 83.
5. همان، آيه 67.
6. محدث نوري، مستدرك الوسائل، قم، موسسه آل البيت عليهم السلام، 1408 هـ.ق، ج 16، ص 220.
7. همان، ص 214.
موفق باشید.