سلام علیکم
خسته نباشید.
می خواستم دیدگاه اسلام در مورد شادی، شاد بودن، خنده و حتی شوخی را بدانم
روش های شاد بودن در زندگی از دیدگاه اسلام کدامند؟
با تشکر
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
آنچه در متون اسلامي درباره غم و شادي وجود دارد به راستي شگفت آور است و اين حقيقت را آشكار ميكند كه دستورات ديني چگونه به صورت منسجم در راستاي كمال انساني صادر شده و براي رسيدن، سعادت حقيقتي چگونه تمام زواياي وجود و زندگي انسان را مورد توجه قرار داده و اين دو حالت رواني؛ غم و شادي را به كمال و سعادت انسان پيوند زده است.
در آموزه هاي اسلامي نه تنها شاد بودن پسنديده است و در روايات آمده است. مؤمن همواره با چهره بشاش و گشاده و نه اخم و ناراحت و غمبار با ديگران مواجه مي شود، بلكه شاد كردن ديگران يكي از مستحبات و مورد توصيه اسلام است. چنانكه « أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ بَعْدَ الصَّلَاةِ إِدْخَالُ السُّرُورِ فِي قَلْبِ الْمُؤْمِن»(1) سفارش شده است. اما هدف، گسترده و كيفيت تنظيم رفتاري در اين خصوص محل بحث و تأمل است.
أبعاد مختلف در شادي و شادماني از ديدگاه اسلام:
1)ضرورت شادى و شادمانى: همه انديشمندان (بلكه همهى انسانها) به اين نتيجه رسيدهاند كه شادىها و تفريحات سالم براى تقويت روح آدمى، از ضروريات زندگى است و زندگى بدون استراحت و نشاط، ايجاد استرس و عصبانيت مزمن، گرفتگى دائمى، بداخلاقى و كاهش شوق نسبت به زندگى، كرده و موجب افسردگى و ناراحتى مىشود.
2) اسلام، شادىها و تفريحات را قانون مند مىداند و در مرز «بايدها» و حلال تفسير مىكند، هر نوع شادى و تفريحى را مجاز نمىشمارد و در يك كلمه «تفريحات سالم» را باور دارد، تا از اين طريق مرز حرمت و آبروى خود و ديگران محفوظ بماند، تا شادى و خنده و تفريحات ما به ديگران صدمهاى وارد نسازد.
به نظر اسلام، خنده و شادى و لذت، خوب است، اما نه با آزار و اذيت ديگران، تمسخر و گفتن لغويات. شادمانى خوب است نه با زير پا گذاشتن قوانين و مقررات اجتماعى و الهى.
3) فرح و شادى از منظر اسلام: اسلام، دين حيات و زندگى است. دين پيشرفت و ترقى تكامل است. اسلام با برنامههايى كه وضع كرده است تمام جهات زندگى را در نظر گرفته و به همه زواياى زيست انسان كاملاً توجه كرده است.
اسلام دينى است كه براى سرگرمى نيامده است، اما نه تنها با تفريح و شادى مخالف نيست، بلكه در مواردى بر آن تأكيد داشته و براى آن قوانين و مقررات جهتدارى را وضع كرده است.
پيشوايان معصوم دين از جمله رسول گرامى(ص) به عنوان الگوى همهى مسلمانان، اصولاً يك انسان شاد بودند. به طورى كه هميشه لبخند بر لب داشت و اهل شوخى و مزاح بود. چه اين كه خود ايشان فرمود:" ُ إِنِّي لَأَمْزَحُ وَ لَا أَقُولُ إِلَّا حَقّا".(2) من از همه بيشتر شوخى مىكنم، امّا جز حق چيزى نمىگويم.
امام صادق(ع) مي فرمايد:" مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِيهِ دُعَابَةٌ قُلْتُ وَ مَا الدُّعَابَةُ قَالَ الْمِزَاحُ."(3) هيچ مومني نيست جز اين كه در او دعابه هست. راوي مي گويد عرض كردم: دعا به چيست؟ فرمود: شوخي.
با توجه به اهميت تفريحات سالم و لذتهاى حلال در رشد و ارتقاء كمى و كيفى زندگى يك انسان مسلمان، و براى تقويت جنبههاى روحى و احياناً شكستن بنبستهاى پيشآمده، پيشوايان دين و دنيا، از پيروانشان خواستهاند كه علاوه بر عبادت و كار و تلاش، به لذتها و تفريحات سالم هم در زندگى روزمرّهشان توجه ويژه داشته باشند كه در صورت توجه قانونمند به آن، به نهادينهگى آن تفريحات منتهى خواهد شد.
متأسفانه، برداشت از شادى مثل بسيارى از پديدههاى ديگر، در پروسهى افراط و تفريط گرفتار شده است، عدهاى براى آن هيچ محدوديت قانونى و شرعى را برنمىتابند وعده كمى هم هستند كه هر گونه شادى و تفريح سالم را بر خود ممنوع كرده و از مواهب الهى پرهيز دارند.
نتيجه گيري:
1. شادي اگر در جهت عبادت پروردگار و رسيدن به كمالات معنوي باشد نه تنها اشكالي ندارد. بلكه مورد تاييد اسلام نيز هست. چرا كه چنين شادي محرك تعالي بخش و پلكاني براي رسيدن به كمالات خواهد بود. اما شاديهاي غفلت انگيز بي توجهي به واقعيتهاي موجود زندگي و خصوصاً سرنوشت خود انسان است كه مورد نكوهش قرار گرفته است.
2. غمي كه انسان را آزرده خاطر ميكند و به ظاهر فشار جسمي يا روحي به ارمغان ميآورد، او را به سوي كمال سوق دهد (همانند غم حيات پس از مرگ؛ اگر مردم ره توشه ايي كه از قبل فرستادهام كمك و ياورم ميباشد؟ با حيات ابدي چه كنم؟ و...) و غمي كه، روح عدالت خواهي و حقيقت طلبي را در فرد به جوشش در آورد و در مقابل ظلم و بي عدالتي بشوراند (مانند عزاداري براي شهدا) مورد توصيه و سفارش اسلام است. امّا ... غمي كه ناشي از ناكامي هاي دنيا، زيبايي دنيا، ثروت دنيوي، قدرت و... باشد آشفتگي خاطر و افسردگي را به دنبال خواهد داشت كه به هيچ وجه مقبول عقل سليم و دين مبين نيست.
براي توضيحات بيشتر با شماره (09640)تماس بگيريد.
پي نوشت ها:
1. مجلسي، محمدباقربن محمد تقي، بحارالانوار(ط-بيروت)، ج44، ص194، دار احياء التراث العربي، چاپ دوم،1403ق.
2. طبرسي، حسن بن فضل، مكارم الاخلاق، ص21، شريف رضي، چاپ چهارم، قم 1370ش.
3. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه، ج12، ص112، مؤسسه آل البيت، قم، 1409 ه.ق.
موفق باشید.






