با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اسلام، ايمان را برپايه تعقل و تفكر گذاشته است. قرآن همواره دستور مي دهد كه مردم از راه انديشه به ايمان برسند؛ لذا در امور اعتقادي، تعبد را كافي نمي داند. اصول دين نيز جزو معارف نظري اسلام بوده و در آن، اعتقاد و يقين شرط است به همين جهت نوع مراجع تقليد در فروع را جائز دانسته، اما تقليد در اصول را جائر نمي دانند شهيد مطهري در اين زمينه ميگويد: قرآن كريم ايمان را بر پايه تفكر و تعقل گذاشته است. قرآن همواره ميخواهد كه مردم از انديشه به ايمان برسند. قرآن در آنچه بايد به آن مؤمن و معتقد بود و آن را شناخت، تعبد را كافي نميداند. بنابراين در اصول دين بايد عقلاً تحقيق كرد؛ مثلاً اين كه خداوند وجود دارد و يكي است، مسئلهاي است كه عقلاً بايد به آن پيبرد و همچنين نبوت حضرت محمد (ص) و اينكه او پيامبر خدا است.(1)
البته اين امر به معناي آن نيست كه انسان از اهل خبره سوال نكند و يا به بهانه عدم تقليد از قول آنها تبعيت نكرده و به استدلالات آنها توجهي نكند؛ آنچه در اصول دين نهي شده آن است كه انسان مانند فروعات، عقل شخصي را كنار گذاشته و تابع محض و بي چون و چراي ديگري باشد و طبيعتاً در چنين وضعي، ملاك خبره بودن خود مجتهد در ارائه اين نظريات است و چه بسا در اينگونه موارد حتي ظن به صحت نيز براي انسان حاصل نشود
بر خلاف اصول دين كه ملاك علم و يقين است و انسان حتماً بايد به علم و يقين برسد چه اينكه اين علم و يقين از جانب خود انسان حاصل شود يعني خود انسان با تحقيق به مرحله يقين برسد و يا آنكه انسان بواسطه قول ديگري به يقين برسد.
در نتيجه ملاك و معيار در فروعات صرف تقليد محض است بدون آنكه براي انسان يقين به صحت پيدا شود. اما ملاك در اصول اعتقادي آن است كه شخص، خود به مرحله يقين برسد. چه آنكه خود تحقيق كرده و به اين مرحله رسيده و يا آنكه بواسطه سخنان و استدلالات ديگري به يقين رسيده باشد .
بر اين اساس مي توان گفت حتي در اصول دين نيز به نوعي تقليد به معناي خاص جائز است يعني تقليدي كه مقدمه تعقل خود انسان و يقين براي وي باشد نه مانند فروعات كه تقليد محض است. لذا حضرت امام خميني (ره) در اين باره مي فرمايد: در اصول اعتقادي، ميزان علم و يقين است و اگر از قول ديگري حاصل شود كفايت مي كند (2)
در پايان توجه داشته باشيد اگر چه در اصول دين معرفت از راه دليل بر همه واجب است، اما چنان نيست كه اگر كسي آنها را بر وجه حق، از راه تقليد، بدون دليل باور داشته باشد، اين اعتقاد هيچ نفعي نداشته و آن شخص از گروه مسلمانان خارج گردد، بلكه او مسلمان و مؤمن است، نهايت چيزي كه ميتوان گفت اين است كه، او واجبي (شناخت از روي دليل) را ترك نموده؛ مانند ترك ساير واجبات؛ مثل روزه و نماز و ...
پي نوشت ها:
1. مطهري، مرتضي، مجموعه آثار،چ صدرا، تهران 1370 ه ش،ج ۳، ص ۵۹.
2. امام خميني، استفتاآت، چ جامعه مدرسين. بي تا، ج ۱، ص ۷.
موفق باشید.
۱۳۹۱/۰۸/۱۳ ۱۹:۴۰
شناسه مطلب: 79696






