با سلام
ممنون میشوم که حتما سوالم را پاسخ بدهید.من در شرایط بحرانی هستم.من وهمسرم 1ساله ازدواج کردیم 2سال قبل هم نامزد بودیم.اوایل ازدواج همه کوششم رو میکردم که خودم و خونه و اشپزیم بی ایراد باشه لباسم ارایشم به راه بود اما کم کم بی مهری همسرم باعث شد که این کارامو کم کنم تا متوجه تفاوتها بشه و به نیازهام توجه کنه اما نشد باهاش صحبت کردم اما فقط واسه چند روز جواب داد حتی دعوا و قهر کردم اما فایده نداشت.شوهرم نیازهامو جدی نمیگیره بعد چند بار صحبت کردن بهم انگ زد منم دیگه چیزی نمیخام خسته شدم نه نیاز عاطفیم رفع میشه نه نیاز جنسیم.خیلی افسرده شدم شبها مدام خیالبافی میکنم نمی تونم بخابم 3 ماهه تا نیمه شب بیدارم همش فکرو خیال میزنه سرم.تازگیا میرم چت تا تنهاییمو پر کنم.اصلا شوهرم یه بار ازم نپرسیده تا صبح پای نت چیکار میکنی.کاری بهم نداره البته واسه بیرون رفتنم حساسه.ازتون خاهش میکنم راهی بگید تا من علاقمو به شوهرم کم کنم یعنی دیگه به رفتار سردش بی تفاوت بشم.خیلی عذاب میکشم همش با خودم گریه میکنم.همه کارام و اهدافم ربخته بهم با این وضعیت اصلا نمیتونم به کاری برسم همش فکرم مشغوله.میترسم به گناه بیوفتم.ازش خاستم جدا بشیم چون در کنارش خوشبختو خوشحال نیستم دلایلشم بهش گفتم اما قبول نمیکنه بعدشم همه چی رو فراموش میکنهوتو رو خدا کمکم کنید تا اول خودم به ارامش روحی روانی برسم.تورو خدا

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خواهر گرامي؛ قطعا حل مشكل شما نياز به مراجعه حضوري نزد مشاور روانشناس امور خانواده دارد. لزوم اين امر به دلائل ذيل است.
1. گاها اين گونه اختلافات و عدم درك متقابل ميان زن و شوهر به تفاوت هاي ميان زوجين بر مي گردد. شما نگفتيد كه اختلاف سني شما چند سال است. اختلاف سني بيش از هفت سال (بزرگتر بودن مرد) مي تواند علت بي توجهي مرد به خواسته هاي همسر باشد. البته اختلاف سني تنها دليل نيست. علت لزوم مراجعه شما به متخصص براي كشف علت يا علل اين نوع برخورد همسر شماست.
2. شما در نامه سخني از شغل ايشان يا خودتان (در صورت شاغل بودن) نگفتيد. همچنين نگفتيد كه ميزان تحصيلات شما و همسرتان تا چه حدي است. بعلاوه مكان و شيوه آشنايي شما چگونه بوده است. تمامي اين موارد مي تواند به گونه اي كليد حل مشكل باشد. پس مي بينيد كه با يك مشاوره كتبي نمي توان به نتيجه مطلوب دست يافت.
3. بعلاوه نگفتيد كه ميزان روابط همسر شما با دوستان دوران مجردي چگونه است. و آيا رفت نسبت به گردش و تفريح خانوادگي اهميت مي دهد يا نه دوست دارد به صورت مجردي به تفريح بپردازد.
4. از سوي ديگر ميزان مهارت شما در اموري مانند آشپزي، رسيدگي به آراستگي ظاهر در منزل، انجام تزئينات و دوري از شلختگي در وسائل منزل، استفاده از بوي خوش در منزل و اموري مانند اينها نيز در بروز اين مشكل مي تواند سهم عمده اي داشته باشد.
5. همچنين روابط خانواده پدري شما با ايشان و بلعكس نيز حائز اهميت است. چنانچه دلگيري يا كينه اي بر دل همسر شما باشد، اين كينه مي تواند تا سالها همراه او بوده و كم كم در جايي عقده گشايي كند. همچنين نوع برخورد خانواده همسر شما نيز مي تواند در نوع رفتار شما موثر باشد. اگر چنين احتمالي وجود داشته باشد، قطعا احساس نياز به متخصص بيش از پيش ضروري مي نمايد.
6. از اين ها كه بگذريم براي يك مشاوره خانواده مهم است كه از خواسته ها و توقعات زن و شوهر آگاه باشد. اينكه زن چه انتظاري از شوهرش دارد و شوهر چه انتظاري از زن دارد. اگر اين انتظارات ايده آل باشد، قطعا زندگي به كام هر دو تلخ مي شود. بنابراين مشاور در برنامه درماني خود، تعديل خواسته هاي زن و شوهر را قرار مي دهد تا به مرور زمان با جهت دهي به آنها، از بروز اختلافاتي كه ناشي از انتظارات بالاست جلوگيري كند.
7. براي زندگي زناشويي دو چيز لازم است: 1. عشق و محبت 2. رفع نياز كه دومي اهميت بيشتري دارد. رفع نياز از عشق مهم تر است؛ زيرا اگر عشق باشد اما نيازها برآورده نشود، زندگي به سامان نمي رسد. عاشقان سينه چاكي را ديده ايم كه به همين دليل، زندگي شان به بن بست رسيده است. برعكس مواردي را هم مي شناسيم كه در ابتدا بينشان عشقي نبوده اما چون نيازهاي يك ديگر را برآورده اند، عشق هم ايجاد شده است. با توجه به اينكه گفتيد همسر شما نياز عاطفي و جنسي شما را به ميزان كافي برطرف نمي كند، لازم است براي متوجه كردن همسرتان با متخصص مربوطه مشورت كنيد و به راحتي تصميم به جدايي نگيريد. قطعا براي بازگشت همسر شما راهكارهايي وجود دارد.
توصيه ها:
1. خواهر گرامي؛ به عنوان يك مشاور دلسوز به شما مي گوييم كه افراد زيادي بوده اند كه به دليل كوتاهي در مراجعه به متخصص و براي جبران كمبودشان راهي را برگزيده اند كه جز تباهي و بي آبرويي چيزي به همراه نداشته است. خودتان بهتر مي دانيد كه هر چند شوهر شما بي توجه به خواسته هايتان باشد، اما پناه بردن به نت مي تواند عواقب خطرناكي براي زندگي شما داشته باشد. در اصطلاح روانشناسي زندگي شما دچار طلاق عاطفي شده و افرادي كه دچار اين طلاق عاطفي اند، طعمه هاي خوبي براي انسان هاي حيوان صفت كه به شيوه هاي مختلف در صدد به دام انداختن زنان پاكي چون شما هستند مي باشند. پس لازم است با كمال اقتدار دست از وقت گذراني در اينترنت برداريد و بدانيد كه سرسخت ترين زنان و دختران نيز از پس گرگ هاي اينترنتي بر نيامده اند. حل مشكل شما نه اينترنت است و نه غصه خوردن. حل مشكل شما به دست متخصص و خانواده درماني است. پس در اولين فرصت زندگي زناشويي خود را نجات دهيد و بدانيد كه هيچ وقت براي زن و شوهر جواني مانند شما دير نيست.
2. هر چند نامه شما كوتاه بود و جايي براي تشخيص روانشناسي نمي گذارد. اما ما بعنوان روانشناس باليني احتمال بروز افسردگي را بعيد نمي دانيم. لازم است در اين زمينه نيز با يك روانشناس باليني مجرب زن ملاقات كنيد تا در صورت لزوم اقدامات لازم را انجام دهيد.
موفق باشید.