با توجه به آيه ي2و3 سوره ي فتح كه گفته (اي پيامبر ما گناهان گذشته وآينده ي تورا مي بخشيم ) براي توجيه اين شبه كه مگر امامان معصوم نيستند وگناه نمي كنند پس چرا در اينجا گفته از گناهانت مي گذريم؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
آياتي از قرآن كه به ظاهر از نافرماني پيامبران خبر مي دهند و به نكوهش از برخي از اعمال آنان مي پردازند،به صورتي گسترده در كتاب هاي روايي، تفسيري و كلامي به بحث گذاشته شده و معناي حقيقي آن ها مورد موشكافي قرار گرفته است(1)در اين جا، به جاي آن كه به بررسي تك تك اين آيات بپردازيم، چند نكته كلي را براي دستيابي به دركي عميق تر از آن ها گوشزد مي كنيم
1) واژه هايي همچون عصيان، استغفار، توبه و ذنب نبايد رهزن انديشه گردد و بي درنگ معناي متداول عرفي را در ذهن بنشاند. كاربرد اين كلمات ، گستره وسيعي دارد و تنها در قلمرو محرّمات شرعي محدود نمي گردد.(2)براي مثال، سرپيچي از فرمان هاي استحبابي و ارشادي نيز نوعي عصيان است، هر چند كار حرامي را براي كسي كه عصيان ورزيده، رقم نمي زند. استغفار و توبه نيز، بسته به ميزان قرب و منزلت آدمي معناي متفاوتي مي يابد، به گونه اي كه نه تنها در مورد حرام هاي شرعي بلكه درباره اعمال پسنديده اي كه براي مقرّبان درگاه الهي ناپسند است نيز مي توان از توبه و مغفرت سخن گفت. همچنين «ذنب» به معناي كاري است كه پيامدي ناگوار دارد و بر اين اساس مبارزه موسي با مرد ستمگر و متجاوز قبطي و كشتن او ذنب است :
و لهم علي ذنب فاخاف ان يقتلون؛ نزد آنان مرا گناهي است كه مي ترسم به كيفرآن مرا بكشند.(3) همچنان كه مبارزات پيامبر اكرم با بت پرستي را نيز مي توان از زبان مشركان، ذنبي نابخشودني به شمارآورد،(4) كه به گفته قرآن كريم خداوند با فتح مكه اين گناه را مي بخشايد و پيامبرش را از پيامدهاي ناگوار آن ايمن سازد:انّا فتحنا لك فتحاً مبينا ليغفر لك الله ماتقدم من ذنبك و ما تأخّر(5)
2) از ديدگاه روايات،يكي از نكاتي كه در زبان شناسي قرآن كريم بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه برخي ازآيات به شيوه (اياك اعني و اسمعي يا جارة)(6)نازل شده اند.(7) اين جمله در زبان عربي تقريباً برابر با ضرب المثلي فارسي است كه مي گويد: «در، به تو مي گويم،ديوار، تو بشنو».
بر اين اساس، هر چند پيامبر اكرم ترديدي در الهي بودن وحي ندارد، با جملاتي از اين دست مورد خطاب قرار مي گيرد:
«اگر در آن چه بر تو نازل كرديم ترديد داري، ازكساني كه پيش از تو كتاب (آسماني) مي خواندند،پرسش نما.»(8)اين آيه، به هيچ وجه نشانگر دو دلي پيامبر نيست، بلكه راهي براي تحقيق و جستجو فرا روي مخاطبان قرآن كريم قرار مي دهد و از آنان مي خواهد كه براي برطرف ساختن شك و ترديد خود، از دانشمندان يهودي و مسيحي كه ويژگي هاي پيامبر خاتم رامي دانند، پرسش نمايند.(9)
همچنين،در آيه اي ديگر، رسول خدا(ص) از اين كه به خواسته گروهي سست ايمان تن داده و آنان را از شركت در جهاد معاف داشته است، چنين بازخواست مي شود:
عفَا اللّه عنك لِمَ اَذنت لهم حتّي يتبين لك الذين صدقوا و تعلم الكاذبين(10)خدايت ببخشايد، چرا پيش از آن كه (حال)راستگويان بر تو روشن شود و دروغگويان رابازشناسي به آنان اجازه دادي؟
با اندكي تأمل روشن مي گردد كه عتاب و سرزنش اين آيه، درواقع، دامنگير كساني است كه بدون داشتن عذري حقيقي، از شركت در جهاد سرباز مي زنند و بهانه هاي واهي را پشتوانه خانه نشيني خودمي سازند.(11) اين گروه اگر هم با مخالفت پيامبر روبرو مي شدند، در تصميم خود بازنگري نمي كردند و قداست سرسپردگي در برابر فرمان رسول خدا(ص) را نيز در هم مي شكستند.
افزون براين كه حضور اين سست ايمانان در جهاد، جز تضعيف روحيه ديگران حاصلي نداشت و چنان كه درآيات بعدي همين سوره آمده است(12)به فساد و تباهي مي انجاميد.
از آن چه گذشت اين نتيجه به دست مي آيد كه اين آيه ـ برخلاف آن چه برخي پنداشته اند(13)ـنه تنها پيامبر را سرزنش نمي كند، بلكه با ظاهري عتاب آلود به ستايش از وي مي پردازد.اين مدحِ عتاب نما بدان معناست كه دلسوزي پيامبر اكرم(ص) براي مردمان به حدّي است كه حتي رسوايي خطاكاران را نيز نمي پسندد و با موافقت با خواسته آنان،پرده از نفاق و دورويي شان بر نمي گيرد.
3) آن چه گذشت به معناي ناديده گرفتن لغزش هاي پيامبران نيست،بسياري از كارها كه بر همگان روا است، شايسته مقرّبان درگاه الهي نيست (حسنات الابرارسيئات المقربين)(14) چه بسا از معصومان عملي سر زند كه هر چند حرام شرعي نيست و حتي صدور آن عمل از ديگران ارزشمند و شايسته تمجيد است، ولي با مقام و منزلت والاي آنان سازگاري ندارد و از آنان انتظار نمي رود و نسبت به مقام و مرتبه آنان در اصطلاح «ترك اولي» خوانده مي شود ؛ يعني از آنان بسيار بيش از آن انتظار مي رود.
اين لغزش هاي كوچك به گونه اي در قرآن برجسته گرديده اند كه افراد ظاهر بين و غيردقيق را به ترديد مي افكنند و اين پرسش را پيش روي آدمي قرار مي دهند كه اگر پيامبران معصومند، دليل اين همه پا فشاري بر لغزش هاي آنان چيست؟ اميرمؤمنان(ع)در پاسخ اين نكته را خاطر نشان مي سازند كه يادآوري اين كاستي ها براي آن است كه مردم در بزرگداشت انبيا به خطا نروند و آنان را در جايگاه خدايي ننشانند و بدانند كه آفريدگان هر اندازه درجات تعالي را بپيمايند، از كمال ويژه الهي فروترند.(15)
4) آيا پيامبران وامامان هيچ گاه دچار اشتباه و خطا نمي شدند؟اگر معصوم بودند، چه نيازي بود كه با اصحاب خود به مشورت بپردازند؟
عصمت از خطا داراي ابعاد گوناگون و دقيقي است كه بي توجّهي به آنها، رهزن انديشه بسياري از افراد گرديده است. تقريباً همه انديشمندان شيعه و سنّي، دريافت و ابلاغ وحي را معصومانه مي دانند و شيعيان با استناد به دلايلي، از جمله روايات فراواني كه از اهل بيت(عليهم السلام)رسيده است، معصومان را از هر گونه خطا و نسياني بركنار مي شمارند براي نمونه، امام رضا(عليه السلام) در وصف رهبران الهي مي فرمايد:
(وَ هُوَ مَعْصُوم ٌمُؤَيدٌ موفّقٌ مسدّدٌ قَد اَمِن الخَطاياو الزَللَ وَ العثارَ)(16)
(شخصي كه خداوند وي رابراي اداره امور بندگانش بر مي گزيند)معصوم و برخوردار از تأييدات، توفيقات وراهنمايي هاي الهي بوده، از هر خطا و لغزشي در امان است.
پي نوشت ها:
1. ر.ك: عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 162ـ153؛ تنزيه الانبياء و تنزيه انبيا از آدم تا خاتم از سيد مرتضي ؛ التمهيد ، محمد هادي معرفت؛ تنزيه الانبياء و الائمه ، فارس حسون كريم.
2. المواقف، ص 361؛الميزان، ج 1، ص 138ـ137 و پژوهشي در عصمت معصومان، ص 188ـ187.
3. شعراء(26)،آيه14.
4. عيون اخبار الرضا، ج1، ص 161ـ160؛ تفسير نورالثقلين، ج 5، ص 57ـ56؛ مجمع البيان، ج 10ـ9، ص 143ـ142 و الميزان، ج 18، ص 254ـ253 .
5. فتح(48)آيه2ـ1.
6. ر.ك: مجمع البحرين، ج3، ص 252، ماده جور.
7. ر.ك: عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 161؛ بحارالانوار، ج 17، ص 71 و تفسير القمي، ج 2، ص 251 .
8. يونس(10)آيه 94.
9. الهدي الي دين المصطفي، ج 1، ص 168 و آموزش عقايد، ج 2ـ1، ص 257 .
10. توبه(9)آيه 43 (ترجمه فولادوند).
11. بحارالانوار، ج 17، ص46 و الميزان، ج 9، ص 258.
12. توبه،آيه 47 .
13. الكشاف، ج 2، ص274؛ تفسير البيضاوي، ج 2، ص 186ـ185.
14. كشف الغمه، ج 3، ص 45.
15. الاحتجاج، ج 2ـ1، ص 249 .
16. الكافي، ج1، ص202.براي آشنايي با برخي ديگر از روايات، ر.ك: بحارالانوار، ج10، ص 439؛ ج17، ص 108؛ ج36، ص 244؛ ج65، ص 389؛ و ج 99، ص 150.

موفق باشید.