با سلام
خواهش میکنم راهنماییم کنید که چرا برده داری در اسلام لغو نشده؟
خواهشن توضیح قانع کننده بهم بدین چون حرف هایی چون اینکه امامان با برده ها خوب رفتار میکردن و یا برده کردن برای مسلمان کردن آنها بوده و یا سرپرستی آنها بوده و یا در آن زمان رسم بوده و ... برام مورد قبول نیست.
چون
1- همه ارباب ها امام و امام زاده نبودن تا رفتار خوبی با برده ها داشته باشن. شکنجه و خواجه کردن آنها و فروختن بچه های شکم آنها و ارتباط جنسی به زور بدون رضایت آنها و ..... چیزی نیست که بشه انکارش کرد
2- برداری برای مسلمان کردن هم نبوده چون در طول تاریخ خیلی از برده ها مسلمان بودن
3- این که در آن زمان برده داری رسم بوده و دردین اسلام آمده توضیح مورد قبولی نیست. در آن زمان زنا هم رسم بوده . آیا برده داری 10000 برابر کثیف تر از زنا نیست. چرا تجاور جنسی یک مالک به کنیزش زنا محسوب نمیشه ؟
4- این قانون که اگه کسی برده اش را به قتل عمد کشت قصاص نمیشه چون برده اش بوده چطوری قابل توجیه است . ولی همان برده اگه صاحب و فرد آزادی را بکشه قصاص میشه. آیا این احکام برای دین اسلام که دین کاملی است زشت نیست.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
تصويري كه از برده و برده داري در ذهن ما وجود دارد تصويري است درد آور و ناراحت كننده اينكه انساني هم نوع خود را چون حيواني در بند كند و او مجبور باشد بدون هيچ اعتراضي انواع و اقسام آزار و اذيت ها را تحمل كند.
منشا اين تصور تنفرآميز نوع رفتار ستمگراني است كه تاريخ آن را براي ما نقل مي كند. افرادي كه با تكيه بر زر و زور اين اجازه را به خود مي دادند كه انساني ديگر را در بند كرده و او را با عنوان برده به دارائي هاي خود اضافه كنند.
اين پديده زشت انساني كه زاييده حد نشناسي و زياده خواهي برخي انسان نماها بود با طلوع اسلام با چالش جدي مواجه شد. اسلام كه دين آزادي و آزادگي است و بندگي را فقط در برابر خداوند متعال روا مي داند از همان آغاز ظهور عَلَم مخالفت با اين رفتار غير انساني را برافراشت و با شعار ضد تبعيض نژادي به مبارزه اي جدي، ضربتي و قاطعانه با انواع و اقسام برده گيري و برده داري پرداخت.
مسلم است ديني كه تنها ملاك برتري افراد بر يكديگر را تقواي الهي مي داند و عبوديت و بندگي را مخصوص خداي متعال اعلام مي كند نمي تواند حتي يك روز هم بردگي و بندگي انساني براي انسان ديگر را تحمل كند. از اين رو يكي از گناهان نابخشودني در اسلام سلب آزادي از انسانها و تبديل آنها به يك متاع است.
رسول مكرم اسلام(ص) فرمودند: «بدترين مردم كساني هستند كه كارشان خريد و فروش انسانهاست.» (1) و نيز فرمودند: «خداوند هر گناهي را ميبخشد جز (سه گناه): كسي كه مهر همسرش را انكار كند، يا حق كارگري را غصب نمايد، و يا انسان آزادي را بفروشد.» (2) بر اساس اين حديث، غصب حقوق زنان و حق كارگران و سلب آزادي از انسانها سه گناه نابخشودني در اسلام شمرده مي شود.
برخي بي توجه به معارف و احكام اصيل اسلامي در نگاهي سطحي و غير كارشناسانه و بعضا مغرضانه به دين، متوجه دسته اي از احكام اسلام شده اند كه چشمشان را خيره كرده به گونه اي كه سر تاسف تكان مي دهند و زبان به طعن و ايراد مي گشايند.
آن بخش مورد توجه ايشان احكام مربوط به اسيران كافري است كه در جنگ با مسلمانان به اسارت سپاه اسلام در مي آيند.
اندك شباهتي كه بين رفتار اسلام با اين اسيران و رفتار برده داران (كه بحثش گذشت) وجود دارد (مانند نامي كه بر روي هر دو هست) سبب شده تا عده اي گمان كنند كه اسلام نيز برده داري را پذيرفته و براي آن نيز قوانيني وضع كرده است. اينجاست كه دشمنان حمله و دوستان پرسش مي كنند كه : اگر اسلام مخالف بردگي انسانهاست پس اين احكام و قوانين براي چيست؟ و اگر مخالفتي با آن ندارد پس چرا اين همه دم از آزادي و آزادگي بشر و مخالفت با تبعيض نژادي مي زند ؟
همانگونه كه اشاره شد اين سخن از تطبيق و يكي دانستن دو موضوع بيگانه از هم ناشي مي شود. با كمي دقت در اين دو موضوع (اسير كافر در اسلام – برده داري در غير اسلام) كاملا روشن مي شود كه در اسلام چيزي به معناي برده و برده داري به همان معناي معروف و مشهور وجود نداشته و ندارد. هيچگاه اسلام بردگي انساني براي انسان ديگر را امضاء نكرده است.
اسير كافر به نامسلماني گفته مي شود كه عملا در مقابل نظام اسلامي قد علم كرده و از پذيرفتن سرپرستي نظام عادلانه اسلامي سر باز مي زند. او نه اسلام را قبول دارد و نه نظام اسلامي را بلكه براي سرنگوني و يا حداقل تضعيف آن نيز دست به كار شده و اقدام عملي مي كند.
چنين كسي وقتي به چنگ مسلمانان افتاد و اسير آنها شد سه كار در مورد او مي توان انجام داد. 1. كشتن او 2. آزاد كردن او 3. نگهداري او
در اسلام كشتن اسير ممنوع است. آزاد كردن او هم به صلاح نيست چرا كه فايده اي جز ضرر ندارد؛ بر مي گردد و با دادن اطلاعات به همدستان خود با توان و جرأت بيشتري به سپاه آنها ملحق شده و دوباره به جنگ مسلمانها مي آيد. مي ماند يك راه و آن هم نگهداري او.
از آنجايي كه اسلام دين رشد و تربيت الهي است؛ مكتب تزكيه و تعليم است با برنامه اي دقيق و حساب شده از اين «نگهداري» در راستاي تبليغ، تزكيه و تربيت اسلامي اسيران جنگي به بهترين وجه ممكن بهره جست. تا هم كنترل و حفظ اسيران جنگي شده باشد و هم آيين تبليغ و تربيت اسلامي پياده شود.
در اين نظام پيشرفته اسيرداري، اسيران ناآشنا با اسلام تحت سرپرستي خانواده هاي مسلمان قرار مي گيرند. آنگاه از نزديك و به صورت عملي با اسلام و زندگي اسلامي آشنا شده و در نهايت پس از انس با اسلام و تربيت اسلامي آزاد مي شوند و به اين ترتيب دوران اسارت آنها خاتمه مي يابد.
از همين كلياتي كه بيان شد به خوبي روشن مي شود كه احكام اسير كافر در نظام اسلامي كاملا با نظام برده داري مرسوم در دنيا متفاوت است و هيچ ربطي به هم ندارند و متهم كردن اسلام به برده داري و برده كشي يا از سر جهل است و بي اطلاعي و يا از روي عناد است و دشمني.
بايد توجه داشت كه در صورت پيروزي در جنگ، به كارگيري اسيران در خانواده هاي مسلمانان الزامي نيست؛ بلكه دستور اسلام در اين مورد اين است كه بعد از پايان جنگ با كفار، به چند صورت با افراد اسير برخورد شود:
الف. از آنان فديه گرفته شده، آزاد شوند.
ب. با اسيران مسلمان مبادله شوند.
ج. با انجام اموري نظير آموختن خواندن و نوشتن به مسلمانان آزادي خود را به دست آورند.
در مواردي كه راه هاي قبلي به صلاح يا ممكن نباشد، به جاي اين كه آنها را بكشند براي خدمت، به كار بگمارند و بين مردم تقسيم كنند. (3)
بنابراين برده داري غير انساني كه در جوامع غير اسلامي چه قبل از اسلام و چه بعد از آن مرسوم بوده است و به اين صورت بود كه انسانهاي آزاد از خانه و كاشانه خود ربوده شده و به بردگي كشيده مي شدند ، ماهيتا با برده داري اسلامي متفاوت است كه حقيقت آن نگهداري از اسراي كفار در بين جامعه اسلامي است لكن نه به صورتي كه بيكار بگردند و از منافع جامعه اسلامي استفاده كنند بلكه در مقابل بهره مندي از خدمات جامعه ، انتظار كار و خدمت متقابل مي رود.
از مطالبي كه بيان شده روشن مي شود كه :
1- برده هائي كه در طول تاريخ مسلمان بوده اند مربوط است به بعد از اسارتشان نه اينكه قبل از اسارت مسلمان باشند و با وجود مسلمان بودن به اسارت و بردگي گرفته شده باشند.
2- با توجه به مطالبي كه بيان شد روشن مي شود كه وجود تفاوت بين كيفر فرد آزاد با غير آزاد ، امري طبيعي و عادلانه است و بنده به خاطر اينكه فردي است كه در جنگ با مسلمين به اسارت گرفته شده است ، هيچگاه به لحاظ حقوقي مانند يك فرد مسلمان آزاد نخواهد بود كه اگر چنين بود ديگر فرقي بين اسير و غير اسير نخواهد بود.
3- مقايسه ممنوعيت زنا و شراب با ممنوعيت يا تجويز امر برده داري در اسلام ، مقايسه اي صحيح نيست چرا كه برده داري در اسلام ماهيتا با برده داري مرسوم و رائج ، بين ملل ديگر متفاوت است چرا كه برده داري در جوامع غير اسلامي برده گيري انسانهاي آزاد بدون هيچ دليل موجهي است و برده ها در جامعه اسلامي در حقيقت كفار متجاوز به اسارت گرفته شده اي هستند كه به جامعه اسلامي هجوم آورده اند و جان و مال امت اسلامي را به مخاطره انداخته اند. در اين حالت انساني ترين و ايمن ترين راه برخورد با چنين افرادي به خدمت گرفتن آنها در قبال تامين مايحتاج زندگيشان مي باشد.
4- با توجه به ضرورياتي كه بيانش گذشت ، دين مبين اسلام نظام برده داري را به صورت محملي براي حفظ و نگهداري و تربيت اسراي كافر در آورد و در اين مسير توصيه هاي لازم را براي حفظ شان انساني آنها نيز به مسلمين ، داده است ، اگر فردي يا افرادي از اين توصيه ها تخلف كرده و مرتكب اعمالي غير انساني شده اند ، يقينا خلاف توصيه اسلامي عمل كرده اند ولي به خاطر تخلف متخلفين نمي توان از يك قانون صحيح و لازم دست كشيد. مانند اينكه به خاطر تخلف چند زندان بان با زندانيان خود بگوئيم پس هيچ زنداني نبايد براي نگهداري افراد متخلف و قانون شكن وجود داشته باشد. خير بايد زندان بان هاي متخلف را مجازات و اصلاح كرد نه اينكه زندان را تخريب كرد.
5- رابطۀ زن و شوهر بودن يك رابطۀ اعتباري است و نه يك امر حقيقي. در اسلام يكي از راههاي برقراري اين رابطه، خواندن «صيغۀ عقد» است. يكي ديگر از سببهاي برقراري اين رابطه مالكيت است. ارتباط جنسي نامشروع يعني برقراري رابطه اي آزاد بدون وجود هيچ ضابطه و قانوني كه وضعيت طرفين را مشخص و معلوم سازد و مسووليت طرفين را نسبت به يكديگر معين كند. حال آنكه در مورد رابطه جنسي مالك با كنيزش، مانند ازدواج ، ضوابط معيني وجود دارد كه براي برقراري رابطه و دوام آن رعايت همه آن ها ضروري است.(4)
6- برخورد مناسب و انساني با برده ها در طول تاريخ در جوامع اسلامي منحصر به امامان و امام زادگان عليهم السلام نبوده است و توصيه هاي اسلامي در اين رابطه و سيره بزرگان دين باعث فرهنگ سازي نوعي از برخورد انساني با برده ها و كنيزان در جامعه اسلامي شده بود كه تفاوت بسيار زيادي با آنچه در جوامع غير اسلامي مي گذشت داشت. (5)
پي نوشت:
1. شيخ كليني، كافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1365 هـ.ش، ج5، ص114.
2. علامه مجلسي ، بحارالانوار ، بيروت ، موسسه الوفاء ، 1404 هـ.ق ، ج 100، ص 129.
3.ر.ك : جمعي از محققان زير نظر سيد محمود شاهرودي، فرهنگ فقه مطابق با مذهب اهل بيت عليهم السلام، نشر موسسه دايره المعارف فقه اسلامي برمذهب اهل بيت عليهم السلام ، 1426 هـ.ق ، ج 1 ، ص 491.
4. ر.ك : نجفى، جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام ، دار إحياء التراث العربي، بيروت- لبنان، بي تا، ج 30، ص 284- 292 .
5. ر.ك : گوستاو لوبون، تمدن اسلام و غرب، ترجمه سيد هاشم حسيني، انتشارات اسلاميه، تهران، بيتا ، ص 464 - 467؛ نيز ر.ك : ويل دورانت، تاريخ تمدن، ترجمه اميرحسين آريان پور، فتح الله مجتبايي و هوشنگ پيرنظر، انتشارات آموزش انقلاب اسلامي، تهران، چاپ چهارم، 1372، ج 2، ص 307 - 310.
موفق باشید.






