با سلام
جند تا سوال داره مسه چی ازارم میده
1.چرا قمه میزنن وقتی خدا و پیغمبر او حرام می دونن ؟و با افتخار میگن و بد نماز می خونن یبند از خدا می گنن
2.چرا کتاب دیگه داره جای قران می گره چرا مفاتيح می خونن مگه خدا و پیغبر او نمی گه فقط قران کریم برای ارتباط با ما استفاده کنید
3.چرا همه چیزارو از ایمه می خوان چرا کسی از خدا نمی خواد جرا همش 1 نفر باید جلوی حاجت مون باشه .
با تشکر.

پرسش: سوالات ديني
با سلام
جند تا سوال داره مسه چي آزارم ميده
1. چرا قمه ميزنن وقتي خدا و پيغمبر او حرام مي دونن؟ و با افتخار ميگن و بد نماز مي خونن يبند از خدا مي گنن
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
يكي از مراسمي كه در بعضى بلاد شيعى وجود دارد، قمه زنى است.
اين عمل از ديرباز مورد اختلاف مراجع تقليد مى باشد.
نظر به اين كه عده اى از فقها آن را جايز مى دانند، اگر ديده مي شود برخي از عزاداران از اين روش در عزداري پيروي مي كنند مي تواند به دليل رسومات منطقه اي و يا حرام ندانستن آن توسط مرجع تقليدشان باشد.
گروه ديگري از فقها به خاطر تأثير نامطلوبش بر افكار ديگران و موجب وهن مذهب بودن، آن را جايز نمى دانند. البته اوضاع زمانى در اين مسئله بى تأثير نيست. امام خمينى (ره) در اوايل انقلاب در پاسخ سؤالى در اين زمينه فرمود: «در وضع موجود قمه نزنند». (1)
حضرت آيت الله فاضل لنكرانى مى فرمايد: «با توجه به گرايشى كه نسبت به اسلام و تشيّع بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران در اكثر نقاط پيدا شده و ايران اسلامى به عنوان ام القراى جهان اسلام شناخته مى شود و اعمال و رفتار ملّت ايران به عنوان الگوى اسلام مطرح است، لازم است در رابطه با مسايل سوگوارى امام حسين (ع) به گونه اى عمل شود كه موجب گرايش بيش تر به آن حضرت و هدف مقدس وى گردد.
در اين اوضاع مسئله قمه زنى نه تنها چنين نقشى ندارد، بلكه به علت نداشتن هيچ گونه توجيه قابل فهم مخالفان ،ثمره اى جز نتيجه ي سوء نخواهد داشت. لذا لازم است علاقه مندان به امام حسين (ع) از اين گونه اعمال خوددارى كنند».(2)
آيت الله مكارم در پاسخ اين مسئله چنين فرمود:
«مسأله عزادارى حضرت سيّدالشهدا (ع) در هر زمان و در هر مكان از افضل قربات و مايه تقويت روح ايمان و شهامت اسلامى و ايثار و فداكارى و شجاعت در مسلمين است. ولى كيفيّت عزادارى بايد چنان باشد كه بهانه‏اى به دست دشمنان اسلام ندهد و موجب سوء استفاده از آن نشود و اين مراسم عظيم و پرشكوه تضعيف نگردد و به همين جهت از كارهايى كه موجب وهن مذهب است بايد پرهيز شود.(3)»
رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آيت الله خامنه اى در ديدار جمعى از روحانيون در آستانه ايّام عاشوراى سال 1373در ضمن بيانات مبسوطى در خرافه زدايى از عزادارى سيدالشهدا فرمود:
«قمه زدن هم از آن كارهاى خلاف است ... اين يك كار غلطى است كه عده اى قمه ها را بگيرند و به سر خود بزنند و خون بريزند. كجاى اين كار، حركت عزادارى است؟ اين جعلى است. اين از چيزهايى است كه از دين نيست.»(4)
پي نوشت ها:
1. جواد محدثى، فرهنگ عاشورا، نشر معروف، قم، 1378، ص144، ص 358.
2. آيت الله فاضل لنكراني، جامع المسائل، ناشر امير علم ، ج 1، ص 622 .
3. استفتائات جديد، نرم افزار مجموعه آثار آيه الله مكارم، ج‏1، ص 164.
4. آيه الله خامنه اي،استفتاآت جديد، ج 1، ص 55.
پرسش: 2.چرا كتاب ديگه داره جاي قران مي گره چرا مفاتيح مي خونن مگه خدا و پيغبر او نمي گه فقط قران كريم براي ارتباط با ما استفاده كنيد

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر محترم نمي دانم از كجا به اين نتيجه رسيدي كه مفاتيح يا كتا ب هاي دعا دارد جاي قرآن مجيد را مي گيرد و از كجا و كدام آيه و يا حديث معتبري استفاده كرديد كه خدا و پيامبر خدا مي گوئيد كتاب خدا براي ما كافي است.
قرآن مجيد براي همه اقشار و انسانها قابل فهم نيست و يا فهم عمومي از قرآن به يك اندازه صورت نمي گيرد و يا آيات زيادي وجود دارند كه بايد به تفسير و تبيين گذاشته شوند، اين تفاسير و تبيين آيات بايد توسط اهل بيت صورت گيرد و متخصصين هم بايد آنها را در كتاب هاي خويش ثبت و ضبط نمايند ، اصلا اين به بدين معنا نيست كه كتاب هاي امروزي مي خواهند جاي قرآن را بگيرند و اصلا در توان بشريت نيست كه اين كار را انجام بدهند
و اين كه مي فرمائيد مفاتيح كه كتاب دعاي وارد شده از ائمه است جاي قرآن را مي گيرد، جاي قرآن را نمي گيرد بلكه بر اساس كلام خداوند از روشي براي نزديك شدن به خدا از اين راه و روش و كتاب استفاده مي شود كه فرمودند:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون : ( 1) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيله‏اى براى تقرب به او بجوئيد! و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد!
وقتي مي خواهيد به ما برسيد از راهش وارد شويد و از طرق اهل بيت و بيان و كلام وسيره و روش آنها استفاده كنيد.
حديث معروف و متواتر ثقلين در تمامي كتب اهل سنت با سند هاي متعدد و با اختلاف مختصر در الفاظ نقل شده است گواه و تاييد مطلب ما است كه كتاب خدا و عترت بايد در كنار هم باشند و قرآن به تنهايي كارايي لازم را نخواهد داشت و البته هيچ كتاب حديثي شيعه و سني نيست كه از اين حديث خالي باشد، اين حديث در ميان علماي اسلام ،چه شيعه و چه سني از اعتباري خاص برخوردار است. كسي نمي تواند در آن شك و ترديد نمايد. سند آن در كمال اتقان است. نياز به بحث و گفتگو ندارد..
به گواهي منابع حديثي، پيامبر اسلام (ص) حديث ثقلين را در زمان ها و مكان هاي مختلف بيان فرموده، از جمله در روز غدير خم كه مهم ترين رخداد در راستاى اعلان وصايت و جانشينى پـيـامـبـراسلام (ص) اسـت كـه آن را يكصد و ده تن از بزرگان صحابه نقل نموده اند. راويان حديث ثقلين بزرگانى از صحابه مانند زيد بن ارقم , سلمان فارسى , ابوذر ،على بن ابيطالب و حتى خلفاى ثلاثه مى باشند:(2)
« عن ابي سعيد الخدري انه سمع رسول اللَّه (ص) يقول: إنّي تارك فيكم الثّقلين ألا إنّ أحدهما أكبر من الآخر كتاب اللَّه ممدود من السّماء إلى الأرض و عترتي أهل بيتي و إنّهما لن يفترقا حتّى يردا عليّ الحوض؛ (3) ابو سعيد خدرى از پيامبر خدا (ص) شنيد كه مى‏فرمود: من دو چيز گرانبها ميان شما باقى مى‏گذارم. بدانيد يكى از اين دو از ديگرى بزرگتر است: كتاب خدا كه از آسمان به سوى زمين كشيده شده، و عترتم كه خاندان منند. اين دو از يك ديگر جدا نمى‏شوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند.
محتوا و مفهوم حديث ثقلين اشاره به چند نكته اساسي دارد كه مي تواند جواب شما هم باشد:
1- معرّفى قرآن و عترت به عنوان «دو خليفه» يا «دو چيز گران مايه» دليل روشنى است بر اين‏ كه مسلمانان بايد هرگز دست از اين دو برندارند، مخصوصاً با اين قيد كه در بسيارى از روايات آمده: «اگر اين دو را رها نكنيد، هرگز گمراه نخواهيد شد.» و كتب دعاي معتبر و ماثور هم از بيانات اين عترت مي باشند.
2- قرار گرفتن قرآن در كنار عترت و عترت در كنار قرآن دليل بر اين است: همان گونه كه قرآن هرگز دست خوش انحراف نخواهد شد، و از هر گونه خطا مصون و محفوظ است، عترت و خاندان پيامبر نيز داراى مقام عصمت مى‏باشد و دعاي ماثور و معتبر هم از اين جايگاه برخوردار خواهند شد.
3- در بعضى از روايات تصريح شده كه من در روز قيامت از شما درباره طرز رفتارتان با اين دو يادگار بزرگ بازخواست مى‏كنم كه ببينم عملكرد شما چگونه بوده است؟ لذا فقط قرآن مجيد مورد عنايت خداوند نيست بلكه در كنار هم بايد باشند.
براي اطلاع بيش تر به "حديث الثقلين" از نجم الدين عسكري و "حديث الثقلين" از سيد علي ميلاني، مراجعه كنيد. هر دو كتاب در نرم افزار "كتابخانه اهل بيت " موجود است.
پي نوشت:
1. مائده (5) آيه35.
2. ابن حجر عسقلاني هيتمي احمد، الصوارق المحرقه، مصر، مكتبه القاهره، بي تا، ج 11، ص 129.
3. الحكم الزاهرة ، ترجمه على رضا صابرى يزدى / محمد رضا انصارى محلاتى‏،ناشر مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامى‏قم‏، سال چاپ 1375 ش‏، نوبت چاپ دوم‏، ص 12.
پرسش: چرا همه چيزارو از ائمه مي خوان چرا كسي از خدا نمي خواد جرا همش 1 نفر بايد جلوي حاجت مون باشه .
با تشكر.

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
مسلمانان و شيعيان هيچ گاه معتقد نبوده اند كه نبايد از خود خداوند درخواست نمود و در درگاه او به دعا و استغاثه پرداخت؛ در قرآن به رابطه نزديك و بي واسطه خداوند با بندگان و صحت درخواست مستقيم از خود خداوند تاكيد شده است مثلا خداوند مي فرمايد:
« وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُه‏ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ؛ (1) انسان را آفريديم و وسوسه‏هاى نفس او را مى‏دانيم، و ما به او از رگ قلبش نزديك تريم‏ » .
و در جاي ديگر فرموده : « وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛ (2) پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را بپذيرم‏ » .
اما سوال اين است كه آيا اين قبيل آيات با زيارت يا درخواست از واسطه ها مانند حضرات معصومين و توسل به آنان منافات دارد يا خير ؟
براي پاسخ ابتدا لازم است تاملي در ماهيت توسل داشته باشيم ؛ توسل به معناي مدد جستن از وسيله اي براي رسيدن به مقصود است، انسان براي رسيدن به هدف بايد به اسباب و وسايل يا واسطه‌هاي فيض متوسل شود . اين امري طبيعي است ؛ پس توسل به معناي استفاده از اسباب براي دستيابي به هدف است.
خداوند به مقتضاي لطف و رحمت بي انتهاي خويش، اسباب هدايت مردم را فراهم كرده كه يكي از آن ها فرستادن پيامبران و نزول كتب آسماني و راهنمايي رهبران ديني است. هر چند خداوند توانا است كه مستقيم تمام عالم را اداره كند و نياز به واسطه هاي فيض ندارد، اما با استفاده از ضمير جمع (انّا) اشاره به اسباب و نظام عالم مي كند . در عين حال كه مي تواند بدون واسطه، فيض خود را به موجودات برساند، ولي سنت الهي بر اين تعلق گرفته كه جهان هستي را بر اساس نظام اسباب و عوامل قرار دهد . فيض خود را تنها از راه علل و اسباب اعطا كند. امام صادق (ع) مي فرمايد:
"ابي الله أن يجري الاشياء الا بالأسباب؛ (3) خداوند امور و اشياء را از طريق علل و سببش جاري مي سازد". بر اين اساس انسان در همه كارهاي زندگي (مادي يا معنوي) به اسباب و وسايل توسل مي جويد.
خداوند براي اعطاي فيض خويش ، راه ها و اسبابي را مشخص كرده است، مانند نماز ، روزه ، نيكي به يتيم ، خدمت به مردم . از جمله اسباب و عوامل، نزول فيض و رحمت الهي ، وجود انسان هاي به حق رسيده (امامان و پيامبران) هستند. همان گونه كه در نزول بركات مادي نيز از ابزار و اسباب مادي بهره گرفته . شفا را در دارو قرار داده و به پزشك‌، آگاهي براي درمان انسان ها داده است.
چنان كه در گذشته اشاره شد، ريشه اصلي توسل در قرآن كريم آمده :
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ؛ (4) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا پروا كنيد و با وسيله به او توسل جوييد ».
با توجه به اين كه كلمه وسيله در آيه اطلاق دارد، شامل همه امور معنوي مي‌شود كه انسان را براي دريافت حاجت از خداوند كمك مي‌كند، بنا بر اين همان طور كه براي گرفتن حاجت به خانه خدا و حجر الاسود و نماز و روزه و درود به پيامبر متوسل مي‌شويم، به ارواح مطهر پيامبر، اولياي الهي، و بندگان صالح نيز مي‌توان متوسل شد . آن ها را در پيشگاه خداوند شفيع قرار داد و از خداوند حاجت خواست .
در نتيجه درخواست وساطت از اولياي الهي بر آن مبنا استوار مي گردد كه ما اين عمل را در راستاِِِِِِي درخواست از خود خداوند قلمداد مي نماييم . تمام قدرت و اراده و توانمندي اين بزرگواران را در طول قدرت و اراده و خواست خداوند مي دانيم ، در نتيجه كمك خواستن از ايشان همانند استفاده از هر وسيله ديگري است كه خداوند براي آن قدرت تاثيرگذاري و برطرف كردن مشكلي براي ما را قرار داده است كه اثر بخشي آن هيچ منافاتي با قدرت و اراده الهي ندارد .
حكمت اعطاي اين نقش به بزرگان دين و اولياي الهي هم امور مختلفي همچون جايگاه معنوي آنان است؛ همه موجودات عالم هستي، آيات و نشانه‌هاي حضرت حق‌اند. هر موجودي به اندازه وسعت وجودي خود نشانگر اسما و صفات خداوند هستند. عالي‌ترين و تابناك‌ترين جلوه و ظهور حضرت حق تعالى در آينه وجود پيامبر و ائمه تحقق يافته است. آن ها مظهر كامل اسما و صفات خداوندند. توسل به ارواح و قبور مطهر آنان توجه به مظاهر اسماي خداوند است. براي دريافت فيض الهي . اين كار از نظر عقلي و شرعي نه تنها محذوري ندارد،‌ بلكه يك كار پسنديده است . در آموزه‌هاي ديني در اين باره دلايل بسيار وجود دارد. (5)
پس همه خواستن هاي ما از اين واسطه ها عين درخواست از خود خداوند است و تفاوت ماهوي ندارد و همه اين امور نوعي عبادت و توجه به خداوند محسوب مي گردند ، همان گونه كه خود خداوند براي عبادت خود بندگان را به سوي نمادها و مظاهري چون كعبه و ... فراخوانده است ؛ آيا مي توان گفت وقتي خدا هست ديگر چرا توجه به كعبه و طواف بر گرد او ؟
به علاوه اگر خداوند تا اين حد به انسان نزديك است كه براي تقرب به او و يا رسيدن به برخي از نتايج مطلوب و مورد نظر هيچ نيازي به كمك خواستن از امور ديگر نيست ، چرا خود برخي از اعمال و عبادات را به عنوان وسايلي براي رسيدن به نتيجه به ما معرفي مي فرمايد ؟ چنان كه در قرآن تاكيد مي نمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ ؛(6) اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! از صبر (و استقامت) و نماز، كمك بگيريد » آيا منطقي است بگوييم وقتي خود خدا هست، كمك گرفتن از نماز چه معنايي دارد ؟
به علاوه اگر براي تقرب به خداوند و توجه به او نياز به هيچ واسطه ديگري نبود چرا خداوند خود براي وساطت پيامبر در طلب مغفرت از خداوند براي گنهكاران تاثير و نتيجه قائل است ؟ در قران آمده است :
« وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيما (7) اگـر آنـان هنگام ستم بر خويشتن , نزد تو مى آمدند و از خدا درخواست آمرزش مى كردند و پيامبر نيز براى آنان طلب آمرزش مى نمود , خدا را توبه پذير و مهربان مى يافتند».
يا در داستان برادران حضرت يوسف ، درخواست وساطت در استغفار و طلب بخشش از درگاه خداوند صراحتا از جانب برادران گنهكار در نزد پدرشان نقل شده است كه گفتند :
« قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا كُنَّا خاطِئينَ ؛ (8) اى پدر ! براى ما استغفار كن كه ما خطا كار بوديم ».
حضرت يعقوب نيز اين تقاضا را نه تنها انكار نكرد، بلكه به آنها قول مساعد داد و فرمود: «سوف استغفر لكم ربى؛ به زودى براى شما از درگاه خداوند تقاضاى آمرزش مى‏كنم ».
از اين قبيل آيات به خوبي روشن مي شود كه:
نفس توجه و كمك خواستن از واسطه هاي آبرومند در درگاه خداوند همانند استفاده از ابزارهايي تاثير گذار در نتيجه گيري براي امور مورد نظر است و اين امر هيچ منافاتي با قدرت و خواست و اراده الهي هم ندارد ، همان گونه كه همه موحدين براي بهبود از بيماري دست به دامان درمان و دارو مي شوند و اين امر را هم در تنافي با قدرت خداوند و شفا بخش بودن او نمي دانند .
بر اين اساس درخواست از اولياء الهي منشاي كاملا قرآني دارد و توجه به همين آيات در تاييد و درستي اين رفتار و مطلوب بودن آن از جانب خداوند كافي است ، هرچند چنان كه در ابتدا گفتيم مي توان از خود خداوند نيز در حالات گوناگون طلب حاجت نمود چنان كه هر مسلماني در نماز و غير نماز و در انواع ادعيه نقل شده از معصومان از خود خداوند طلب حاجات مختلف مي نمايد .
پي نوشت ها :
1. ق (50)، آيه 16.
2. غافر (40)، آيه 60.
3. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، ج1، ص 183. دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه ش ،
4. مائده ، آيه 35.
5. نمونه هاي متعدد اين امر را مي توانيد در كتاب «آيين وهابيت» تأليف آيه الله جعفر سبحاني ،نشر موسسه امام صادق عليه السلام قم مطالعه فرماييد.
6. بقره (2)، آيه 153.
7. نساء (4)، آيه 64 .
8. يوسف (12)، آيه 97 .

موفق باشید.