شما در جواب یکی از سوالهای من گفتید:

«دو تن از زنان پیامبر كنیز بودند. اگر هدف پیامبر از ازدواج لذت بردن از آنان بود، این دو چون كنیز بودند، بدون ازدواج، پیامبر می توانست از آنان بهره مند شود.»

چگونه میشود بدون ازدواج با کسی از او بهره مند شد؟آیا منظور ازدواج موقت هست یا نه؟
آیا صاحب کنیز میتواند با او هر کاری انجام دهد و کنیز هیچ اختیاری از خود ندارد؟
کنیز به عنوان یک انسان آزاد محسوب نمیشود؟
یعنی کنیز با زنان معمول که ازدواج میکنند فرق دارد؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
آري اين دو كنيز بوده اند. اما رابطه پيامبر با آنان بر اساس ازدواج بوده، زيرا پيامبر ‬نخست آنان را آزاد مي نمود و سپس با آنان ازدواج كرد.(1)
لازم به توجه است كه رابطه زن و شوهر بودن يك رابطه اعتباري است و نه يك امر حقيقي. در اسلام يكي از راه هاي برقراري اين رابطه، خواندن «صيغه عقد» است. يكي ديگر از سبب هاي برقراري اين رابطه مالكيت است، ولي داراي شرايط خاصي مي باشد.
2- نزديكي مولي با كنيز در حقيقت پاسخ گفتن به نياز هاي جنسي كنيز است. اگر اسلام به مولي اجازه همبستري به كنيز را نمي داد، ممكن بود كنيزان از راه نا مشروع با ديگران براي ارضاي غريزه جنسي خود اقدام مي كردند. با اين رفتار زمينه فساد در جامعه فراهم مي شد. اما همبستر شدن مولي هم از فساد جلو گيري مي شود و به نياز مندي كنيز پاسخ منطقي داده مي شود . هم نوعي امتياز به كنيز به حساب مي آيد.
چه بسيار كنيزاني كه سعي داشتند خود را به مولا نزديك تر از ديگران كنند. با انجام مقاربت جنسي مولا، امتيازات ويژه اي به دست‌ آورند. امتيازات ويژه برخي حقوقي و فقهي و برخي ديگر عاطفي و اجتماعي بود.
اما نسبت به كنيزشوهر دار، مولي اجازه ندارد با كنيز شوهردار نزديكي كند. هم چنين نگاه شهوت آلود مولي به اين نوع كنيز حرام است(2). نزديكي مولي با كنيز داراي شرايطي است كه بدون وجود شرايط مولي نمي تواند، نزديكي كند.
با متنفي شدن موضوع كنيز و برده در زمان حاضر، احكام آن نيز در رساله هاي عمليه بيان نشده است . چنانچه مقصودتان از كنيز، زن خدمتكار خانه باشد، برداشت تان اشتباه است، چون مسئله كنيز جداي از مسئله زن خدمتكار خانه است.
پي نوشت ها:
1. محمد ابراهيم آيتي، تاريخ اسلام، ناشر انتشارات دانشگاه ،چاپ چهارم،1366، ص75-78.
2. براي آگاهي بيشتر رجوع شود به موسوي عاملي، محمد بن علي، نهاية المرام في شرح مختصر شرائع الإسلام، ناشر موسسه النشر الاسلامي، قم،1413ق، ج‏1، ص 310.
موفق باشید.