سلام
مطلبی در خصوص امام علی (ع) در اینترنت دیدم که سند آن نقل نشده بود اگه ممکنه در مورد صحت آن توضیح دهید.
صاحب ثاقب مناقب با استناد از ام سلمه روايت کرده است : روزي نزد پيامبر صلي الله عليه و آله بودم ، يکباره سه نفر از اصحابش نزد ايشان آمدند و عرض کردند : اي رسول خدا صلي الله عليه و آله ! آيا اجازه مي دهي وارد شويم ؟
پيامبر صلي الله عليه و آله به آن ها فرمود : وارد شويد.
آن ها نيز با اجازه ايشان وارد خانه شدند ، يکي از آن سه نفر گفت : اي محمد صلي الله عليه و آله ! تو مي گويي که بهتر از ابراهيم عليه السلام هستي در حالي که ايشان خليل خدا بودند ، پس چه چيزي تو را از او بهتر کرده است؟ نفر دوم گفت : شما مي گوييد بهتر از حضرت موسي عليه السلام هستيد در حالي که ايشان کليم خداوند جلّ جلاله بودند ، چه وقت خدا با شما حرف زد؟ سپس نفر سوم گفت : اي محمد صلي الله عليه و آله ! شما مي گوييد بهتر از حضرت عيسي عليه السلام هستيد در حالي که حضرت عيسي مردگان را زنده مي کرد ، پس شما چه وقت مردگان را زنده کرديد؟
آنگاه پيامبر صلي الله عليه و آله در يک روايت طولاني جواب آن ها را دادند ، سپس به امام علي عليه السلام فرمودند : اي علي عليه السلام ! اين پيراهنم را بپوش، بلند شو و آن ها را نزد قبر يوسف بن کعب ببر و به اذن خداي تبارک و تعالي او را براي آن ها زنده کن، همانا ايشان زنده کننده مردگان است.
امام علي عليه السلام به دستور ايشان با آن سه نفر نزد قبر يوسف بن کعب رفتند، پس نزديک آن قبر شدند و خدا را با کلماتي خواندند و يکباره قبر ترک برداشت، سپس قبر را با پاي مبارکشان زدند و فرمودند :
به اذن خداي تبارک و تعالي بلند شو،
يکباره پيرمردي از قبر بيرون آمد در حالي که خاک ها را از سر و رويش کنار مي زد گفت : « يا ارحم الراحمين » [اي مهربان ترين مهربانان] ، سپس رو کرد به آن ها مانند کسي که آن ها را مي شناخت و به آن ها گفت :
آيا کافر بشوم بعد از آن که ايمان آوردم؟! سپس گفت : من يوسف بن کعب هستم که سيصد سال پيش خداي تبارک و تعالي مرا نزد خويش خواند.
http://www.kalateh.ir/tafreh/39-dastan/256-ali.html
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اين حديث در كتب روايي معروف و معتبر شيعه نيست و فقط در چند كتاب غير معتبر آمده و در هيچ يك از اين كتب سندي براي اين روايت نقل نشده و فقط در كتاب « الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم» در ابتداي آن چنين آمده است: « حدّث عبد الملك بن المغيرة بن سعيد بحذف الإسناد، عن محمّد بن عليّ بن الحسين عليهم السّلام، قال: حدّثتني أمّ سلمة رضي اللّه عنها...»(1)؛ يعني عبد الملك بن مغيره بدون ذكر راويان ديگر از امام محمد باقر(ع) اين حديث را نقل كرده است. به اينگونه احاديث در علم الحديث، حديث مرسل مي گويند، يعني حديثي كه همه راويان يا بعضي از آنها حذف شده است كه بعضي آن را در صورت ثقه بودن حجت مي دانند و بعضي ديگر آن را مطلقا حجت نمي دانند.(2)
متن عربي اين حديث كه ترجمه آنرا شما در سوال آورده ايد به اين صورت است:
« عن أم سلمة رضي اللّه عنها، قالت كنت عند رسول اللّه (ص) في نصف النهار إذ أقبل ثلاثة من أصحابه، فقالوا: ندخل يا رسول اللّه؟ فصير ظهري إلى ظهره، و وجهه إليهم.
فقال الأوّل منهم: يا محمّد، زعمت أنّك خير من إبراهيم، و إبراهيم عليه السلام اتّخذه اللّه خليلا، فأي شيء اتّخذك؟
و قال الثاني: زعمت أنّك خير من موسى، و موسى كلّمه اللّه عزّ و جل تكليما، فمتى كلّمك؟
و قال الثالث: زعمت أنّك خير من عيسى، و عيسى أحيا الموتى، فمتى أحييت ميتا؟
و في الحديث طول و جواب ... ثمّ قال لعليّ عليه السلام: «قم يا حبيبي، فالبس قميصي هذا، فانطلق بهم إلى قبر يوسف بن كعب، فأحيه لهم بإذن اللّه تعالى محيي الموتى».
فأتى بهم إلى البقيع، حتّى أتى إلى قبر دارس، فدنا منه، ثمّ تكلّم بكلمات فتصدّع القبر، ثم ركله برجله و قال: «قم بإذن اللّه تعالى محيي الموتى»، فإذا شيخ ينفض التراب عن رأسه و لحيته، و هو يقول:
يا أرحم الراحمين. ثمّ التفت إلى القوم كأنّه عارف بهم، و هو يقول:
أكفر بعد الإيمان أنا يوسف بن كعب، صاحب الأخدود، أماتني اللّه منذ ثلاثمائة عام.»(3)
پي نوشت ها:
1. شامي، يوسف بن حاتم، الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم، انتشارات جامعه مدرسين، ص145.
2. قرباني لاهيجي، زين العابدين، علم حديث، انتشارات انصاريان، ص125.
3. طوسى، محمد بن على، الثاقب في المناقب، انتشارات انصاريان، ص 95.
موفق باشید.






