همین بشارات اسلام را در تورات انجیل و کلام حواریون با ذکر سند میخواستم مخصوصا در انجیل یوحنا دیلمی اگه متن اصلیشم بدین ممنون میشم

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
گرچه تورات و انجيل كنوني در واقع كتابهايي جعلي و بشر ساخته اند(1). بنابراين نبايد انتظار يافتن چنين معارفي را در آنها داشت.
با اين حال در همين تورات و انجيل مطالبي بدست آمده است كه مي توان آنها را شواهدي بر ظهور حضرت محمد دانست:
در اينجا به موردي كه به گونه اي هم در تورات و هم در انجيل آمده است اشاره مي كنيم «يهوه، خدايت، نبي اي را از ميان برادرانت مثل من براي تو مبعوث خواهد گردانيد او را بشنويد(2)».
«نبي را براي ايشان از ميان برادران ايشان مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمايم، به ايشان خواهد گفت و هر كس كه سخنان مرا كه او به اسم من گويد نشنود، من از او مطالبه خواهم كرد...(3)».
ايندو فقره آمدن پيامبري را با اين ويژگي ها معرفي مي كند:
1. او مانند موسي ـ عليه السّلام ـ است و اين ويژگي به معني اين است كه او مانند موسي(ع)شريعتي خاص آورده است و هيچ يك از انبياء بني اسرائيل واجد چنين ويژگي نبوده اند، حتي حضرت عيسي(ع) به گفته انجيل ها همان شريعت موسي(ع) را اجرا مي كرد. و مأموريتش براي همين بوده گمان مبريد كه آمده‌ام تا تورات يا صُحف انبيا را باطل سازم. نيامده‌ام تا باطل نمايم. بلكه تا تمام كنم. * زيرا هرآينه به شما مي گويم تا آسمان و زمين زايل نشود همزه يا نقطه‌اي از تورات هرگز زايل نخواهد شد تا همه واقع شود.(4)
2. ويژگي ديگر اين است كه آن پيامبر از ميان برادران بني اسرائيل است كه مشخص است كه برادران بني اسرائيل، بني اسماعيل هستند كه پيامبر اسلام از اين قوم است. در انجيل آمده است:
«و اين است شهادت يحيي در وقتي كه يهوديان از اورشليم، كاهنان و لاويان را فرستادند تا از او سؤال كنند كه كيستي كه معترف شد و انكار ننمود بلكه اقرار كرد كه من مسيح نيستم آنگاه از او سؤال كردند پس چه، آيا تو الياس هستي گفت نيستم، آيا تو آن نبي هستي؟ جواب داد كه ني(5)».
حضرت يحيى(ع) معاصر حضرت عيسى است و اندكى قبل از آن حضرت به پيامبرى مبعوث شده است. يهوديان مى خواهند هويت او را بشناسند، پس كاهنان را نزد او مى فرستند. كاهنان يهود ابتدا از يحيى مى پرسند كه آيا تو مسيح هستى؟ جواب منفى مى دهد. سپس سؤال مى كنند آيا تو الياس هستى؟ باز حضرت جواب منفى مى دهد. سپس سؤال مى كنند كه آيا تو «آن نبى» هستى؟ باز يحيى جواب منفى مى دهد.
اين فقره صريح در اين است كه سؤال كنندگان مسيح را غير از آن پيامبرى كه در انتظارش بوده اند، مى دانسته اند. در اين باره چند نكته قابل ذكر است:
1. مفسرانِ كتاب مقدس عبارت «آن نبى» را اشاره به همان پيامبرى مى دانند كه در سفر تثنيه باب 18 حضرت موسى وعده داده بود. (6)
2. آن پيامبر در بين يهوديان چنان معروف بوده كه اشاره كوتاه «آن نبى» براى انتقال به آن كافى بوده است. به گفته برخى، آنان منتظر پيامبرى بوده اند كه سيد انبيا و بزرگ ترين آنان بوده است.(7)
در فقره ديگرى از انجيل يوحنا كسانى حضرت عيسى را مصداق آن نبى دانسته اند، اما در موارد ديگرى بين مردم اختلاف شده است كه آيا اين فرد (عيسى) مسيح است يا آن پيامبر: «آنگاه بسيارى از آن گروه چون اين كلام را شنيدند، گفتند در حقيقت اين شخص همان نبى است و بعضى گفتند او مسيح است... پس درباره او در ميان مردم اختلاف افتاد»(8). از اين فقره برمى آيد كه همه كسانى كه در آن مكان حاضر بوده اند، مسيح را غير از آن نبى مى دانسته اند؛ زيرا وقتى يك دسته گفته اند او آن نبى است، اگر در نظر دسته دوم، كه او را مسيح مى دانستند، مسيح با آن نبى يكى بود، پس نبايد اختلافى در كار باشد.
3. كسانى كه از حضرت يحيى سؤال مى كرده اند، كاهنان قوم و برگزيدگان مركز يهوديت آن زمان، يعنى اورشليم، بوده اند.
پي نوشت ها :
1. براي توضيح بشر، ر.ك توفيقي، حسين، نگاهي به اديان زنده جهان، ص 151، 126.
2. تورات، سفر تثنيه، فصل 18،آيه 15.
3. همان
4. انجيل متي فصل 5،آيه 17ـ19.
5. انجيل يوحنا فصل1، آيه 19ـ21.
6. جماعة من اللاهوتيين، تفسير الكتاب المقدس، بيروت: منشورات النفير، 1990، ج1، ص 453 و ج5، ص 235؛ السنن القويم فى تفسير اسفار العهد القديم، ج2، ص 425؛ تفسير العهد الجديد; شرح بشارة يوحنا، وليم باركلى، ص 109.
7. يوحنا، فصل 14، آيه6.
8. يوحنا، فصل 40، آيه 7 تا 43.
موفق باشید.