آیا همه ی انسان ها قبل از آمدن به دنیای کنونی در عالم ذر زندگی میکردند؟آیا درست است که میگویند روح هرکس تا زمان تکامل در این دنیا قرار دارد و پس از مرگ روح وارد جسم دیگری شده و پس از تکامل روح و رسیدن به مرحله ی کمال از این دنیا به آخرت میرود؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پاسخ در دو محور بيان مي شود:
الف- در قران كريم آياتي آمده كه برخي آن را ناظر به عالم ذر گرفته اند:
« به خاطر بياور زماني را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذرية آنها را برگرفت و آنها را گواه به خويشتن ساخت و فرمود: آيا پروردگار شما نيستم؟ گفتند آري گواهي مي دهيم».(1)
اما صاحب‌نظران و مفسران در تبيين آن ديدگاه‌هاي متفاوتي اظهار داشته‌اند.(2) برخي تصور كرده كه خداوند از همه انسان ها بعد از خلقت آدم پيمان گرفته بدين صورت كه همه ذرية آدم را از صلب او بيرون آورده، از آنها پيمان گرفته، بعد دوباره به صلب او برگشته اند.(3)
برخي ديگر جريان عالم را يك پديده مجازي و تمثيلي دانسته و معتقدند كه آدمي بر اساس اقتضاي فطرت به توحيد خداوند باور دارد نه اين كه عالم ذر جاي خاص براي پيمان توحيدي بوده باشد.(4)
در نتيجه اصل وجود عالمي مستقل به نام عالم ذر محل ترديد بسيار است .
ب- در باره فراز دوم پرسش بايد گفت آنچه مطرح شده در واقع، عقيده تناسخ است كه از نظر مباني فكري اسلامي و اصول و قواعد عقلي غير قابل قبول و نادرست است؛ البته تفكر تناسخ در اقوام گوناگون وجود داشته و در طول تاريخ اشكال گوناگوني به خود گرفته است. اما هم در وايات ما به صراحت اين امر رد شده و هم فلاسفه در رد آن مطالب بسيار گفته اند.
فلاسفه بزرگي همانند ملاصدرا تناسخ را داراي تنافي و تضاد با اصول معين فلسفي و عقلي دانسته، آن را امري نا معقول خوانده اند؛ مثلا صدر المتألهين تناسخ را با ديدگاه فلسفي خود در مورد نفس انسان و كيفيت ارتباط نفس با بدن در تعارض ديده مي‌گويد:
«دانستي كه نفس در اولين مرحله تكوين، درجه اش درجه طبيعت است. سپس به تناسب حركت استكمالي ماده، ترقي مي‌كند تا از مرز نبات و حيوان بگذرد. بنابراين وقتي نفس درمرحله­اي از قوه به فعليت مي­رسد، هر چند آن فعليت ناچيز باشد ،محال است دوباره به قوه محض و استعداد صرف برگردد. به علاوه صورت و ماده، شيء واحدي هستند كه داراي دو جهت فعل و قوه مي‌باشند و با هم مسير حركت استكمالي را مي‌پيمايند و در مقابل هر استعداد و قابليت به فعليت مخصوصي نايل مي‌شوند، بنابراين محال است روحي كه از حد نباتي و حيواني گذشته، به ماده مني و جنين تعلق بگيرد».(5)
چه اين كه از حالت فعليت به حالت قوه كه بدون هيچ فعليتي است، باز گردد. در حقيقت از نظر ملاصدرا بطلان تناسخ از اين جهت است كه وقتي نفس به تدبير نطفه اي اشتغال يافت. اگر طبق نظر تناسخي‌ها نفس ديگري هم بر آن تعلق گيرد ، نتيجه آن مي‌شود كه بدن داراي دو روح گردد و اين غير ممكن است؛ زيرا محال است يك چيز داراي دو ذات يعني دو نفس باشد، چون هر فردي درون خود فقط يك نفس احساس مي‌كند، بنابراين تناسخ مطلقا ممتنع است. (6)
پي نوشت ها:
1. اعراف (7) آيه 172.
2. ناصر مكارم ، تفسير نمونه، نشر دار الكتب الاسلاميه، تهران 1379ش، ج 7، ص 4.
3. قدر دان قرا ملكي، كلام فلسفي، نشر وثوق، قم 1383، ص 80.
4. همان، ص 81.
5. ملا صدرا، شواهد الربوبيه، بوستان بوستان، قم، 1385 ش، ص161.
6. ملا صدرا، مبدء و معاد، نشر بوستان كتاب، قم 1384 ش، ص 238.
موفق باشید.