با سلام
ایا شیطان واقعا یک موجود خارجی یعنی خارج از وجود ماست یا همان نفس درون مااست که ما را وسوسه می کند شیطان است ؟
اگر موجود خارجی است چگونه ما را وسوسه می کند ؟به عنوان مثال من اگر گناهی می کنم با تصمیم و اراده خودم است واحساس اینکه موجود خارجی مرا وسوسه کرده و به گناه کشانده ندارم همانگونه که اگر کار نیکی انجام می دهم با اراده و تصمیم خودم است و احساس اینکه یک موجود خارجی مرا به این کار واداشته ندارم .
در هر دو فرض اینکه نفس خود انسان او را به کار خوب یا بد می کشاند قبول دارم ولی در هر دو حالت باز هم خودم هستم که تصمیم می گیرم.
پس نقش شیطان در وسوسه و دعوت ما به گناه با توجه به توضیحاتی که در بالا دادم چگونه است؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
نفس اماره نيرويي است برخاسته از گرايش هاي حيواني درون بشر كه بايد تحت تدبير قوه عاقله قرار گرفته و خواسته هاي او تعديل شود.
در اين ميانه شيطان نقش كمك كننده به هواي نفس را دارد. اگر هواي نفس نمي داشتيم شيطان توان نداشت آن را در ما ايجاد كند. هنگامي كه در نفس خويش خواسته اي داشته باشيم و دنبالش برويم شيطان همان را تزيين و تأييد مي كند تا ما بيشتر به آن جذب شويم. نتيجه كار شيطان، دوري و غفلت از خدا، جذب شدن به دنيا و جلب توجه بيش از حد به ماديات است.
شيطان فقط يك وسوسه گر بيروني است و جهت دهنده به نفس اماره. شيطان با چند حربه به مقابله با انسان برمي خيزد از جمله:
1- تزيين كارهاي زشت در نظر انسان « فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُم»" شيطان اعمالشان را در نظرشان آراست"(1)
2- با وعده هاي دروغ « يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلاَّ غُرُوراً »" وعده شان مي دهد و به آرزو كردنشان وا مي دارد و شيطان جز فريب، وعده شان ندهد".(2)
3- ترساندن از آينده و در ادامه آن، مانع شدن براي كار خير در حاليكه خداي متعال وعده به فضل و رحمت خود مي دهد. «الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليم»"شيطان، شما را (به هنگام انفاق،) وعده فقر و تهيدستى مىدهد و به فحشا (و زشتيها) امر مىكند ولى خداوند وعده «آمرزش» و «فزونى» به شما مىدهد و خداوند، قدرتش وسيع، و (به هر چيز) داناست. (به همين دليل، به وعدههاى خود، وفا مىكند.)"(3)
شيطان از كانال هواهاي نفساني در انسان نفوذ كرده و كار و تلاش وي را تأييد مي كند يا تغيير ميدهد. كارهاي زشت را در نظر انسان تزيين و آدمي را در انجام كار ناپسند تثبيت مي كند.
شيطان در روز قيامت به كساني كه فريب او را خورده اند و در آنجا وي را لعن و نفرين مي كنند مي گويد: اين قدر مرا لعن نكنيد چرا كه من بر شما تسلطي نداشتم و تنها به شما وعده مي دادم و خلاف وعده ام عمل مي كردم و با اين كه شما اين وضع مرا مي ديديد باز هم به دنبال من مي آمديد .
«شيطان به هنگامي كه كار از كار گذشت گفت: خداوند به شما وعده حق داد و من به شما وعده دادم و خلف وعده كردم و براي من تسلطي بر شما نبود مگر آن كه شما را مي خوااندم پس شما مرا اجابت كرديد پس مرا سرزنش نكنيد و خودتان را سرزنش كنيد.» (4)
بنابراين شيطان فقط يك مشوق به بدي هاست، اين هواي نفس و در واقع خود انسان است كه راه نا صواب را انتخاب مي نمايد. شيطان هيچ گاه برانسان تسلط ندارد و خود نيز بر اين امر در روز قيامت اعتراف مي نمايد و مي گويد من فقط شما را دعوت كردم و بر شما تسلطي نداشتم. عدم تسلط بدين معناست كه وسوسه هاي او نمي تواند ما را مجبور به گناه كند. او فقط فريب مي دهد و از اين جا به بعد نفس اماره است كه با وسوسه ها و تصوراتي كه براي آدمي به وجود مي آورد او را به گناه مي كشاند. در مجموع، نفس اماره، بيشتر، ما را به بدي ها سوق مي دهد و شيطان هم از طريق آن وسوسه مي كند ولي در آخر اين خود انسان است كه با اراده خود به وسوسه شيطان و ميل نفس اماره ، كشيده مي شود يا از آنها صرفنظر كرده و به دعوت خدا و الهامات ملائكه و گرايشات نفس رحماني پاسخ مثبت مي دهد.
بنابراين اعتقاد به وجود شيطان و وسوسه هاي او به معني برداشتن مسووليت از انسان نيست و انسان مسوول تمام كارهاي خود مي باشد. وسوسه شياطين نيز چيزي نيست جز همان حديث نفس ها و افكاري كه قبل از انجام كار گناه ، انسان در درون خود مي شنود و با او نجوا مي كند كه در مقابل، افكار صحيح و تصورات خوب، الهامات ملائكه و فرشتگان است كه انسان را به راه هاي صلاح و رستگاري دعوت مي كنند.
منابع براي مطالعه بيشتر:
1- گناهان كبيره، شهيد دستغيب
2- معراج السعادة، ملا احمد نراقي
3- اخلاق در قرآن، آيت الله مصباح يزدي
پي نوشت ها:
1. نحل (16) آيه 63.
2. نساء (4) آيه 120.
3. بقره (2) آيه 268.
4. ابراهيم (14) آيه 22.
موفق باشید.






