با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا بايد گفت : مراد از احكام دين قوانيني است كه از سوي خداوند براي اداره زندگي دنيايي و اخروي انسان نازل شده است و احكامى كه براى انسان­ها دربارة وظايفشان نسبت به خدا و نسبت به همديگر و موجوداتي پيرامونشان از سوي خدا نازل شده است.
احكامي كه در اين اسلام آمده (به خصوص واجبات و محرمات ) بر اساس مصالح و مفاسد واقعي است؛ يعني چيزي كه واجب شد، مصلحت و منفعت واقعي و حقيقي براي انسان دارد و چيزي كه حرام شده، مفسده و ضرر براي انسان ها دارد. مصلحت و مفسده مستحبات و مكروهات، كمتر از واجبات و محرمات است.
گفتني است مصالح و مفاسد به گونه اي است كه اگر انسان به حقيقت آنها آگاه شود، خود حكم به واجب و حرمت آنها خواهد كرد، اما چون علم و آگاهي انسان ها محدود است، به همه مصالح و مفاسد احكام دست نمي يابد.
امام رضا مي فرمايد: « خداي متعال چيزهايي را حلال كرده كه مردم در زندگي و ادامة آن به آن چيزها نيازمند هستند و براي آنان مصلحت و فايده اي دارد اما چيزهايي را حرام كرده كه علاوه بر اين كه مورد نياز بشر نيست، موجب فساد و فنا و نيستي او مي‌باشد».(1)
بر اين اساس دانشمندان مي‌گويند احكام شرع تابع مصالح و مفاسد است، يعني هيچ چيزي بدون جهت حلال يا حرام يا واجب نمي شود. اين طور نيست كه خداوند شراب را بدون داشتن هيچ مفسده و ضرري حرام كرده باشد يا نماز صبح را بي هيچ مصلحتي واجب كرده باشد.
البته وقتي كه گفته مي‌شود در احكام، مصالح و مفاسد در نظر گرفته شده، نبايد فوراً فوايد و زيان هاي جسمي و بهداشتي و خلاصه خواص مادّي در ذهن خطور كند، ‌بلكه فوايد جسمي، روحي، فردي،‌اجتماعي و هر نوع فايدة ديگر كه فرض شود، همه در احكام الهي منظور گرديده و بر اساس آن‌ها احكام صادر شده است.
هم چنان كه در جاي خود به تفصيل آمده(2) انسان موجودي اجتماعي است و حفظ نظام اجتماعي در گرو قوانين الهي است و چون اراده خداوند به حفظ بشر تعلق پذيرفته است، حكمت الهي اقتضا دارد قوانين كه متضمن حفظ نوع انساني است در اختيار بشر قرار گيرد. از آن جا كه اين عمل به صورت مستقيم امكان ندارد، لازم است انسان‌هاي از سوي خداوند برانگيخته شوند تا پس از دريافت قانون الهي آن را به مردم ابلاغ كنند. به اين ترتيب، روشن مي‌شود كه حكمت الهي مقتضي نزول احكام ديني است.
به عبارت ديگر، عقل با نظر به حكمت خداوند، حكم مي‌كند كه ايجاد احكام ديني كاري لازم و ضروري است. همان گونه كه ملاحظه مي‌شود، قلمرو دليل بدون محدوديت شامل انسان‌هايي با حيات اجتماعي است، زيرا بر اساس نياز جامعه انساني، قوانين عادلانه جامعه بدون وحي و قوانين الهي تحقيق پيدا نمي‌كند، چون در جاي خود ثابت شده انسان براي وصول به كمال نهايي خويش نياز به منبع ديگري، غير از حس و تجربه و عقل دارد تا با بهره‌گيري از آن بتواند در هر مورد راه درست را كاملاً باز شناسد و بر اساس دين شناخت به گزينشي صحيح دست بزند. از اين رو از نظر عقل ضرورت ايجاد احكام دين و نزول شريعت ضرورت انكارناپذير دارد. (3)

پي‌نوشت‌ ها:
1. شيخ صدوق، علل الشرايع، نشر دارالاحيا التراث العربي بيروت، 1412 ق، ج2، باب 385، ص 316، شمارة 43.
2. علامه طباطبايي، شيعه در اسلام، نشر دار الكتب الاسلاميه، تهران 1348ش ، ص 82 .
3. همان، ص 80 .
موفق باشید.