ناصبی به چه معنا و مفهومی است ؟ وبه چه کسی ناصبی گفتهمیشود؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
كلمه نصب در لغت، به معاني: -اظهار داشتن چيزي - درد - بلا و شر به كار رفته است. (1)
اما در اصطلاح « نصب» يا «ناصبي بودن » به معناي اظهار عداوت و دشمني با امير المؤمنين(ع) است. اصل آن " نصب عداوت علي(ع) است. اما در استعمال به حذف متعلق كه عداوت باشد، تلفظ مي گردد. (2) بعضي از لغويون، نواصب را به قومي معنا كردهاند كه معتقد به بغض ورزيدن به علي(ع) باشند. (3)
فقيهان شيعه در معناي ناصبي اختلاف نظر دارند. بيشتر فقيهان كسي را كه اظهار عداوت نسبت به اهل بيت(عليهم السلام) نمايد، ناصبي مينامند. البته بنابر فتواي بعضي فقيهان معاصر، اظهار عداوت و بغض نسبت به علي(ع) موجب ناصبي شدن نميشود، بلكه ناصبي كسي است كه معتقد باشد عداوت ورزيدن نسبت به علي(ع) جز دين است. (4)
مرحوم مظفر دوست داشتن اهل بيت را از ضروريات اسلام كه شيعه و سني بر آن اتفاق نظر دارند، ميداند. وي ناصبيها را دشمنان اهل بيت ميداند كه با اين كار خود جزء منكرين ضروري دين محسوب ميشوند. منكر ضروري دين، منكر رسالت به حساب ميآيد. گرچه در ظاهر اقرار به شهادتين نمايد. (5)
ناصبي نام فرقه خاصي نيست، ولي بعضي از فرقه هاي مسلمانان با علي (ع ) دشمني مي ورزيدند حتي او را لعن مي كردند. بيش تر آن ها از خوارج بودند؛ با اين كه خوارج و ناصبيها دو مقوله جدا از هم هستند، لكن چون خوارج عملا با علي(ع) دشمني ورزيدند، به آنان اهل نصب و ناصبي نيز گفته ميشود.
شايد علت دشمني آن ها با امام علي پذيرش حكميت در جنگ صفين باشد. زيرا آنان عدهاي از سپاهيان حضرت بودند كه در آغاز از معاويه و عمر و عاص فريب خورده و با پيشنهاد حكميت از طرف معاويه موافقت كردند. امام را به قبول آن وادار كردند. ولي پس از آن كه قرارداد آتش بس و آيين نامه حكميت به امضاي طرفين رسيد و عمرو عاص در حكميت نيرنگ نمود، آنان كه تازه به اشتباه خود پيبرده بودند، به جاي آنكه خود را نكوهش كنند و از امام عذر بخواهند، مرتكب اشتباه بزرگ تري شده و حكميت را اساساً مردود دانسته و آن را مخالف با حكم خدا انگاشته، ارتكاب آن را مايه شرك و كفر اعلان كردند. از اين رو از امام خواستند كه از كرده خود توبه كند و عهدنامه آتشبس را نقض كرده، جنگ با معاويه را از سرگيرد.
البته سال هاست كه نسل خوارج منقرض شده، تنها فرقه باقي مانده از خوارج، «اباضيه» است كه بيشتر آنان در كشور عمان سكونت دارند، لكن تعريف ناصبي و مرام خوارج پيشين بر آنان صادق نيست.
ناصبيها امروزه عملا در جهان اسلام وجود خارجي ندارند. با اين وجود، متأسفانه در بعد تفكر و رفتار و عمل، هنوز در جهان اسلام نوشتهها و اعمالي يافت و مشاهده ميشود كه تداعي كننده انديشه متروك و دفن شده ناصبي است؛ مانند تخريب بارگاه ائمه بقيع(عليهم السلام)، پايهگذاري سنت دوري از اماكن متبركه و بدگويي از آنها، اهانت و جسارت به ساحت مقدس ائمه اطهار و امام صادق(ع) در كتابها و مقالهها(6) كه بيش تر از جانب سلفي ها و وهابيون افراطي صادر مي شود.
پيرامون اين موضوع به كتاب زير مراجعه نماييد.
- «الموسوعة الميسرة في الاديان و المذاهب المعاصرة»، مانع بن حماد الجهني، ج 2، ص 124.
پي نوشت ها:
1. قاموس اللغْه، احمد بن محمد بن علي مقري فيومي، ج 6، ص 833.
2. شفأ الصدور في شرح زيارة العاشورا، ميرزايي ابيالفضل الطهراني، ج 2، ص 31. سال چاپ، 1409 ناشر: سيد الشهداء (ع) - قم - ايران.
3. لسان العرب، ابن منظور، ج 14، ص 157 - 155؛ لغت نامه دهخدا، ج 14، ص 22782.
4. مستمسك العروة الوثقي، السيد محسن الطباطبايي، ج 1، ص 397. سال چاپ 1404 ناشر: منشورات مكتبة آية الله العظمى المرعشي النجفي - قم - إيران.
5. عقائد الإمامية - الشيخ محمد رضا المظفر - ص 72، ناشر: انتشارات أنصاريان - قم- ايران.
6. فرهنگنامه فرقههاي اسلامي، شريف يحيي الامين، ص 271.
موفق باشید.






