سلام. ممنون از جوابی که برایم ارسال کردید. اما در مورد جوابتان:
1.اینکه گفتید، یک نفر از شهری بنویسد و هزاران شاهد را در آن شهر معرفی کند حاوی تواتر است، خب آیا به نظر شخصیتهایی مثل شرلوک هلمز یا هرکول پوآرو، یا شهرهایی مثل نارنیا، با آن همه شاهدی که در داستانها شناسانده می شوند، با تواتر ثابت می شوند؟ فرض کنیم خانم آگاتا کریستی اشاره ای به خیالی بودن داستانهایش نمی کرد، آیا معقول بود که ما به خاطر دقت جغرافیایی داستانها و اشخاص زیادی که با پوآرو برخورد کرده اند، وی را شخصیتی حقیقی بپنداریم؟ در واقع مهم است که صحت داستان ذکر شده نیز ثابت شود، که بدون تواتر تاریخی، اثبات منطقی آن دشوار می نماید.
به همین شکل هم تواریخ فقط گزارشی می دهند که از آنها تواتر در جمع قرآن، قابل فهم است، ولی خب گزارش خود این تواریخ آنقدر تواتر ندارد که بخواهیم به عنوان حقیقت بپذیریم. در واقع گزارش بی تواتری از وجود تواتر، آیا می تواند تواتر را نشان بدهد؟
2. در مورد حجیت تواتر هم البته من یک شک دارم. شاید این یک مثال نقض برای تواتر باشد: مردم ما در حدّ تواتر، اعتقاد دارند که آیت الله خمینی، در روز 12 بهمن 57 وعده مجانی شدن آب و برق را دادند و ایشان اوّلین کسی بودند که این وعده را دادند. خب این را بسیاری از کسانی که خود در سخنرانی بهشت زهرا حاضر بوده اند نیز شهادت می دهند. من این را خود اوّلین بار در دهه هفتاد شنیدم، که فاصله با حادثه بسیار کم بود. یعنی یک تواتر بر این مسئله وجود دارد: آنقدر افراد زیادی از جهتگیریهای فکری مخالف و موافق نظام، این مسسئله را بیان می کنند، که تبانی تمامی آنها بر دروغ، محال می نماید!
ولی ما از طریق منابع تاریخی معاصر، روزنامه ها و آرشیوها، به خوبی می دانیم که آقای خمینی، در روز 12 بهمن 57 آن سخنرانی را نکردند و آنچه گاهی از شبکه های ماهواره ای پخش می گردد، سخنرانی 11 اسفند 57 در مدرسه فیضیه قم است!! همچنین این مسئله برای بار اوّل در روز 8 اسفند 57 از سوی یکی از اعضای هیئت دولت مطرح شد و البته آیت الله خمینی در دو پیام و یک سخنرانی که در سه روز بعد از آن صورت گرفت، و در واقع از مجانی شدن آب و برق برای «فقیران» سخن گفته بودند و نه برای تمامی مردم!
پس آرشیوها، این تواتر را رد می کنند! پس آیا معقول است که از تواتر به یقین برسیم؟ اگر ما کمی در زمان عقبتری بودیم و اینگونه آرشیوها و روزنامجات نبودند، آیا درست بود که آن تواتر را که به امری غلط اشاره می کند، قبول نماییم؟ البته اگر ادعا شود که تواتری هم علیه آن تواتر هست، بدون شک شاهدان تواتر اوّل خیلی بیشتر از شهود تواتر مخالف هستند.
ممنون.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
به نظر مي رسد يا شما بامعناي متواتر را به خوبي آشنايي نداريد يا در جواب به خوبي تبيين نكرده ايد.
متواتر خبري را گويند كه ناقلانش افراد مطمئن، فراري از دروغ، پايبند به راستي، دقت در نقل، حافظه قوي و از لحاظ تعداد آن قدر زياد و از طيف هاي مختلف باشند كه شنونده يقين يابد كه حتما اين سخن را از گوينده شنيده اند و ممكن نيست اين همه افراد متدين و راستگو و اهل ترس از قيامت و اهل علم و فهم و حافظه و... با هم بر نقل دروغين اين مطلب متفق شده باشند.
البته متواتر بايد در همه طبقه ها تا برسد به ما، متواتر باشد يعني افراد زيادي شهادت دهند كه قرآن را از زبان پيامبر شنيده اند و افراد زيادي شهادت دهند كه شنيده اند كه افراد طبقه اول گفته اند كه قرآن را از زبان پيامبر شنيده اند و بعد افراد زيادي شهادت دهند كه اين سخن را از زبان افراد طبقه دوم شنيده اند و همين طور تا برسد به ما.
اگر در يكي از اين طبقه ها تعداد و تنوع و وثاقت ناقلان متواتر و يقين آور نباشد، ديگر آن خبر متواتر نيست.
شما مثالهايي زده ايد كه اصلا با سخن ما منافات ندارد.
نوشته ايد:
"آيا به نظر شخصيتهايي مثل شرلوك هلمز يا هركول پوآرو، يا شهرهايي مثل نارنيا، با آن همه شاهدي كه در داستانها شناسانده مي شوند، با تواتر ثابت مي شوند؟"
اگر اينها افراد داستان باشند، كه خود اين دلالت دارد كه داستانسرايي است و بيان واقعيت به تمام معنا نيست گر چه رگه هايي از واقعيت هم در آن هست. مثلا شاهنامه با نقل متواتر ثابت است. اما ثابت بودن شاهنامه به معناي ثابت بودن رستم نيست. زيرا نويسنده شاهنامه در صدد داستانسرايي بوده است. پس اين كه از زمان فردوسي تا به حال داستان رستم به تواتر نقل شده دليل بر واقع بودن رستم نيست.
در خود داستان هاي شاهنامه هم شاهد هاي فراوان بر فردوسي هست. اما هيچ كدام در صدد اثبات وجود خارجي و واقعي فردوسي نيستند. بلكه وجود افسانه اي و خيالي او را ثابت مي كنند. بله اگر از زمان وجود رستم اخبار متواتري از افراد موثق بر حيات و پهلواني هاي او داشتيم كه از آن زمان تا به حال نسل به نسل به طور متواتر نقل شده بود، آن وقت با استناد به آن اخبار مي توانستيم وجود رستم را يقيني بدانيم. ولي وجود رستم فقط مستند به شاهنامه است كه فردوسي سروده و خودش مي گويد كه داستانسرايي كرده است.
دقت تاريخي داستان هاي خانم آگاتا كريستي هم تواتري ايجاد نمي كند. زيرا ناقل همه آن دقت ها فقط يك نفر است و مي شود خبر واحد آن هم در صورتي كه ثابت شود در صدد بيان واقع بوده نه داستانسرايي،
بله اگر همه آنچه كه او به دقت گفته را همزمان با او ديگران هم به عنوان مشاهدات يا شنيده هاي خود از مكان ها و افراد مورد ادعا نقل مي كردند و اين نقل ها توسط افراد متنوع و فراوان و مطمئن ديگر به ما مي رسيد، آن وقت مي شد خبر متواتر و يقين مي آورد.
ما مي گوييم حديث و خبر "من بين شما دو چيز گرانبها به ارث مي گذارم كه..." از پيامبر خبر متواتر است زيرا افراد متنوع و مطمئن فراواني كه اصلا احتمال توطئه همه آنها بر نقل دروغين اين خبر وجود ندارد، مي گويند اين سخن را از پيامبر شنيده اند و شنوندگان اين خبر از اين نقل كننده ها هم بسيار فراوان و متنوع هستند و همينطور طبقه به طبقه تا برسد به طبقه زمان ما.
حالا آيا معقول است كه ما بگوييم اين همه افراد متنوع و متعدد در هر زمان كه بسياري از آنها اصلا همديگر را كه هم عصر بوده اند، نديده اند و با هم همفكر نبوده اند و ... ،بر بستن اين دروغ بدون واسطه يا با واسطه بر پيامبر همكاري كرده اند؟
اگر چنين خبري براي ما يقين نياورد، ديگر چگونه مي توان بر چيزي كه در گذشته بوده، يقين پيدا كرد؟
هيچ كس شك ندارد كه فردي به نام هلاكو خان در سال ... به بغداد حمله كرده و حكومت خلفاي بني عباس را از بين برده است. زيرا در آن زمان افراد مطمئن فراواني اين واقعه را شاهد بوده و براي نسل بعد از خود نقل كرده اند و افراد فراواني از نسل بعد براي نسل بعدي و همين طور تا اين خبر به ما رسيده است.
نقل متواتر تاريخي چنين نقلي است كه افراد در هر زمان در صدد بيان واقعه اي بوده اند كه بي واسطه يا با واسطه ديده يا شنيده و لمس كرده اند نه اين كه در صدد نقل داستان و خلق داستان و ... باشند.
در مورد سخن منسوب به امام اگر همين الآن براي ما تواتر تاريخي اش ثابت شود، آن را بدون شك مي پذيريم به اين صورت كه ده ها نفر فرد مطمئن و خداباور كه از دروغ و نسبت دادن بيجا احتراز دارند، بگويند بي واسطه يا با واسطه افراد مطمئن و خداباور و فراري از دروغ، اين سخن را از امام شنيده اند و تعداد و تنوع واسطه ها و ناقلين خبر از امام در مجموع يقين آور و اطمينان زا باشد، ما آن را مي پذيريم. اما وقتي ناقلين افراد لاابالي اي هستند كه سخن امام را كه ناظر به فقرا بوده به همه افراد تعميم مي دهند و سخني كه روز 8 اسفند صادر شده را به عمد يا به اشتباه صادر شده در 22 بهمن معرفي مي كنند، ديگر اين واسطه ها اگر بي نهايت هم باشند، نقلشان متواتر و يقين آور نخواهد بود.
موفق باشید.






