سلام - در مورد اثبات وجود خدا شنیده ام که فقط برهان صدیقین کاملا صحیح است. و دیگر براهین (نظم ، وجود و امکان و....) اشکالاتی دارند . و یک نفر میگفت همه به غیر از برهان صدیقین، خدای در ذهن خود را اثبات میکنند و فقط صدیقین خدای واقعی را اثبات میکند. اگر موارد فوق درست است؛ ایا این مورد خللی به دین و در حقیقت اثبات وجود خدا وارد است؛ لطفا دقیقا در مورد همه ی برهان های مختلف توضیح دهید.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ميان براهين اثبات خداي متعال برهان صديقين يكي از فني ترين و مستحكم ترين و عامترين براهيني است كه از طرف فلاسفه الهي ارائه شده است و طبق ادعاي خود آنها اين برهان با استفاده از آيات قرآني و روايات ائمه دين ، طرح و تقرير شده است.
ملاصدراي شيرازي كه ارائه كننده اصلي اين برهان است در تعريف اين برهان چنين گفته است كه اين برهان از براهين ديگر محكم تر و شريفتر مي باشد.(1) لكن سخن ايشان به معني غلط بودن براهين ديگر اثبات وجود خدا نمي باشد. براهيني مانند برهان نظم و حدوث و امكان، هر كدام به تنهائي و يا با تركيب با يكديگر، قادر به اثبات وجود خدا و نيز بسياري از صفات حق تعالي مي باشند. به عنوان نمونه وقتي ما به كتاب تجريد الاعتقاد خواجه نصير الدين طوسي مراجعه مي كنيم در قسمت اثبات وجود خدا و صفات او، ايشان تنها با استفاده از برهان امكان و وجوب، از عهده اثبات اصل وجود خدا وصفات او مانند علم و قدرت و حيات و اراده و احديت و واحديت و ... برآمده است.(2)
كاملتر بودن اين برهان نسبت به براهين ديگر حالت خودكفائي آن نسبت به ديگر براهين مي باشد. به اين معنا كه در برهان صديقين ما براي رسيدن به مقصود نياز به براهين ديگر براي تكميل فرايند اثبات وجود خدا و صفات او نداريم در حاليكه در برخي ديگر از براهين ما براي رسيدن به مقصود نياز داريم كه از ديگر براهين نيز استفاده كنيم. به عنوان مثال برهان حدوث هر چند اثبات كننده وجود محدث براي عالم حادث مي باشد لكن براي رسيدن به اين مقصود ما نيازمند اين هستيم كه از برهان امكان نيز استفاده كنيم چرا كه در نظر دقيق آنچه كه باعث نيازمندي حادث به محدث و خالق مي باشد امكان حادث است نه حدوث آن. (3)
از ديگر نكاتي كه در اين رابطه مي تواند مد نظر قرار بگيرد، برد و توانمندي اين برهان نسبت به براهين ديگر است. براهين اثبات خدا مانند سلاح هائي با بردهاي مختلف مي باشند. برهان نظم و برهان حدوث و برهان امكان و وجوب و برهان صديقين هر كدام ابزاري براي اثبات وجود خدا هستند. لكن با كاركردها و توانمندي هاي مختلف و همانگونه كه بردهاي مختلف در سلاح هاي گوناگون به معني نقص بعضي نسبت به بعضي ديگر نيست، توانمندي هاي مختلف در براهين اثبات وجود خدا نيز به معني نقص بعضي نسبت به بعضي ديگر نخواهد بود. هر چند برهان صديقين برد و توانمندي بسيار بالائي دارد، ولي در برخي موارد كارائي كه برهان نظم مي تواند از خود نشان دهد از برهان صديقين نمي شود ملاحظه كرد.
بسياري از انسانها به لحاظ معرفتي داراي توانمندي هاي لازم براي استفاده از برهان صديقين ندارند لكن همان انسانها با كمترين توجه و ملاحظه اي مي توانند از برهاان نظم براي پايه ريزي نظام معرفتي خود استفاده كنند.
بنابراين هر چند برهان صديقين بالاترين و والاترين نوع برهاني است كه تا كنون ارائه شده است و براي انسانهاي خاص جذابيت و قدرت اثبات گري كاملي دارد لكن به اين دليل نمي توان از ديگر براهين چشم پوشيد و آنها را در مقابل برهان صديقين ناكارآمد و بيفايده به حساب آورد.
پي نوشت ها:
1. ر.ك : صدرالمتالهين شيرازي، الاسفارالاربعه، قم، مكتبه المصطفوي، 1368 هـ.ش، ج 6، ص 13.
2. ر.ك : خواجه نصير الدين طوسي، تجريد الاعتقاد، قم ، دفتر تبليغات اسلامي، 1407 هـ.ق، المقصد الثالث ( في اثبات الصانع تعالي و صفاته و آثاره).
3. براي مطالعه تفصيلي در اين رابطه ر.ك : سيد محمد حسين طباطبائي، بدايه الحكمه، قم، موسسه النشر الاسلامي، ص 51 ؛ عبدالله جوادي آملي، تبيين براهين اثبات خدا، قم، اسراء، 1375، چاپ دوم، ص 175.
موفق باشید.