سلام .من دختر 20 ساله ی هستم و تو این دنیا خیلی گناه کردم الانم خیلی پشیمونم چندبار خواستم خودکشی کنم اما نتونستم همه ی اینا به خاطر این بود که هیشکی منو نمی دید خیلی تنها شدم.الان یه احساسی دارم میخوام توبه کنم برگردم پیش خدا جونم بشم همون بنده ی معصوم اون باید چیکار کنم . البته از امشب می خوام نمازم رو بخونم تا آروم آروم بتونم به آرامش برسم. خدا جونم می دونم ازم بدت اومده ولی جز خودت کسی رو نداااااااااااااااااارم کمکم کنین .مرسی
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر گرامي ! احساس غربت و تنهايي ات را در اين دنياي پهناور درك مي كنيم. همه مشكلات شما نيز از همين احساس « هيشكي منو نمي ديد خيلي تنها شدم» سرچشمه مي گيرد. البته گوشه گيري و تنها ماندن ، و برخي عوامل ديگر سبب تشديد ناراحتي ها و مشكلات شده، و باعث شده كه كنترل اعصاب و روان خود را از دست بدهيد، و به سمت خود كشي برويد . ( همين جا، و به قول معروف داخل پرانتز اين نكته را ياد آوري كنيم كه : خود كشي اوج ديوانگي و بي عقلي است. چون كسي كه خود را مي كشد، خيال مي كند با اين كارخود را از غصه و ناراحتي نجات مي دهد، در حالي كه نمي داند كه خود را از يك غم و غصه محدود دنيا سريع تر وارد آتش عذاب الهي و غم و غصه سنگين عالم قبر و قيامت مي كند. زيرا خود كشي يكي از بزرگترين گناهان كبيره و نا سپاسي نعمت حيات است.)
نوشته اي: « مي خوام توبه كنم، با خدا ارتباط داشته باشم و نماز بخونم، كمكم كنيد»، پس به نكات و راهنمايي ها توجه و عمل كنيد. پس از مدتي عمل كردن وضع و حال خود را با ما در ميان بگذاريد.
1- اگر از اول با خدا ارتباط عاشقانه مي داشتي، هر گز احساس تنهايي ، بي كسي و غربت نمي كردي. چون ارتباط با خدا، حتي اشك ريختن و گريستن براي او، و در هجران و عشق لقاي او ، آرامش مي دهد، حيات و زندگي حقيقي مي بخشد. و به حيات و زندگي معنا و جهت مي دهد. مي داني چرا؟ چون خدا يعني همه. و بدون خدا يعني هيچي، يعني صفر . « اگر ميلياردها صفر در كنارهم قرار گيرند، باز صفر و هيچ اندر هيچند. و اگر بي نهايت صفرها بر يك، كه پايه اعداد است، مقدم شوند يعني به اين شكل 00000000000000001بازهم چنان صفرند، و هيچ هويتي ندارند، و خوانده نمي شوند. و اگر صفرها از يك [ يعني خداي واحد ] فاصله نگيرند ، و بعد از « يك » قرار گيرند، ببينيد چگونه مفهوم و معنا پيدا مي كنند1000000000000000000000000(1) با اين نگاه است كه الكسيس كارل، دعا و نيايش و ارتباط با خدا را به « پرواز روح به سوي خدا » تعبير كرده است.( 2) و داك هامار ليولد، بي نمازي و قطع ارتباط انسان با خدا را مساوي با تحيّر و سرگرداني و مرگ معنوي او قلمدا مي كند ، و مي گويد: از اين كه روزي ما باور به الوهيت و خدا را از دست بدهيم، خداوند نمي ميرد، اين ما هستيم كه به دليل قطع ارتباط با خدا و نداشتن نماز و نيايش، زندگي مان با يكنواختي عجين مي شود، و سر گشتگي مان فزوني مي يابد، مي ميريم.(3)
2- عزيز گرامي ! . خداي مهربان شما را خيلي دوست دارد. دليل سخن ما اين است كه خدا تو را از خود كشي نجات داد ، و به شما توفيق داد كه به او نزديك شوي، نماز و نيايش داشته باشي، سفره دلت را از اين به بعد پيش او پهن كني، با او درد دل، و راز و نياز كني، شما را موفق به توبه كرد. توبه يا بازگشت به سوي خدا، يعني باز گشت به زندگي، به خوشي و خوشبختي. و نماز و نيايش يعني آرام دل، و آرامش روح و روان، يعني ارتباط با همه هستي، يعني ديگر « تنها و غريب» نيستي. همه اين ها دليل بر اين است كه شما را دوست دارد. آيا نمي بيني و نمي شنوي كه چه قدر انسان نماها غرق در گناه و فسادند، خدا هيچ توجه به آنان نمي كند، و آنان را به توبه و بازگشت از مسير هوسراني و راه شيطان موفق نمي گرداند؟ پس خدا را بسيار شكر كن، با توبه حقيقي و عمل خود سپاس گزار لطف و محبت خدا باش.
3- در حديث قدسي آمده است، كه خداوند به حضرت داود(ع) فرمود: اگر گناهكاران،آنان كه با گناه كردن به من پشت كردند، مي دانستند كه چه قدر دوست شان دارم، و چه اندازه مشتاق بازگشت و توبه و ترك معصيت آنان هستم، از شدت شوق و شادماني جان مي سپردند! بعد مي فرمايد: اي داود وقتي من بندگان گناه كار را اين قدر دوست دارم، بدانيد كه بندگاني را كه هيچ گناه نمي كنند و يا اگر گناه كرده اند، توبه مي كنند، و به سوي من مي آيند، چه قدر دوست شان دارم. (1) پس بعد از توبه حقيقي و بازگشت به خدا بدان كه خدا توبه ات را مي پذيرد ، و دوستت خواهد داشت، چنان كه در آيه 222 سوره بقره نيز مي فرمايد: ان الله يحب التوابين . يعني خداوند توبه كنندگان را همواره دوست مي دارد. و اين است نداي دوستي خدا به بنده هاي گنه كارش كه شاعر به زبان شعر سروده است.
غرق گنه نا اميد مشو ز دربار ما كه عفو كردن بود، در همه دم كار ما
بنده شرمنده تو، خالق بخشنده من بيا بهشتت دهم، مرو تو در نار ما
پس ديگر ناراحتي و غم و غصه ها را از خودت دور كن. و به توصيه هاي زير عمل كن، كه آرامش و خوشبختي شما در آن است.
يك- هيچ وقت تنها نمان، تنها مطالعه نكن، و تنها نخواب.
دو- هر روز ورزش كن، به ويژه ورزش هاي دسته جمعي با دوستانت.
سه- صبح وقتي از خواب بيدار مي شوي، و هر وقت روز كه احساس خستگي كردي، چند بار نفس عميق بكش.
چهار – تفريح و مسافرت، مهماني رفتن، و شركت در مجالس جشن با رعايت حجاب كامل، و در نظر گرفتن رضايت خدا و احكام الهي به شما آرامش مي بخشد.
پنج- نمازهايت را اول وقت بخوان، هيچ وقت دروغ نگو، عصباني نشو، بد اخلاقي نكن، بد دهن مباش، غيبت و تهمت و توهين نكن، با مردم، اقوام و خويشان، به ويژه خانواده و پدر و مادرت مهربان باش.
ششم . سختگير مباش، هر چه زودتر ازدواج كن. براي آمدن خواستگار و درست شدن امر ازدواج هر شب سوره يس را بخوان. موفق و خوشبخت باشي.
پي نوشت ها :
1. راه تربيت، حسين احساني فر، ص 154، فصلنامه جامعة المصطفي العالميه، سال ششم، شماره پانزدهم، تابستان 1390.
2. همان، ص 153.
3. همان، ص 155، به نقل از« من، كودك، من » اثر جان براد شاو، ترجمه ي داود محب علي، چاپ اول، 1373 ش، انتشارات علمي، تهران، ص 467.
موفق باشید.






