چرا به امام زمان و هدایتش داریم و فواید غیبت کبری
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خداوندي كه نوع بشر را براي پيمودن راه كمال و سعادت آفريده است همان گونه كه بايد براي هدايت او پيامبراني را كه متكي بر نيروي وحي و داراي مقام عصمت باشند مبعوث كند، لازم است براي تداوم اين راه، بعد از رحلت پيامبران، جانشينان معصومي قرار دهد تا جامعۀ انساني را در رسيدن به سر منزل مقصود كمك كند و به يقين بدون آن، اين هدف ناتمام خواهد ماند؛ زيرا اولاً: عقول انساني به تنهايي براي تشخيص تمام عوامل و اسباب پيشرفت و كمال، قطعاً كافي نيست و گاهي حتي يك دهم آن را نيز تشخيص نمي دهند.
ثانياً: آئين انبيا بعد از رحلت آنان، ممكن است دستخوش انواع تحريفات قرار گيرد. براي جلوگيري از تحريف لازم است پاسداراني معصوم و الاهي باشند تا از آن پاسداري كنند. درست است كه خداوند در بارۀ قرآن مجيد فرمود: «ما قرآن را فرستاديم و خود حافظ و نگهبان آن هستيم».(1) و لكن اين حفظ دين بايد از طريق علل و اسباب آن باشد كه اين اسباب همانا امامان معصوم عليهم السلام هستند.
اين همان چيزي است كه در بيان نوراني حضرت امام صادق عليه السلام آمده است كه فرمود: «در ميان ما اهلبيت در هر نسلي افراد عادلي هستند كه تحريف غلوكنندگان را از اسلام نفي مي كنند، و دست بدعت گذاران و دين سازان و اهل باطل را كوتاه مي كنند و تأويل هاي نادرست جاهلان را كنار مي گذارند»(2)
نيز امام علي عليه السلام فرمود: «هرگز روي زمين خالي نمي شود از كسي كه به حجت الهي قيام كند، خواه ظاهر و آشكار باشد و يا ترسان و پنهان تا دلايل الاهي و نشانه هاي او باطل نگردد”.(3)
فوائد و ضرورت هائي كه براي وجود ائمه عليهم السلام ذكر شد شامل فائده وجود امام زمان عليه السلام نيز مي شود. سوالي كه در اين جا ممكن است طرح شود اين است كه اگر هدف از وجود امام ، حضور او در ميان مردم است تا مردم از او تبعيت كنند و با رهبري او به كمالات انساني برسد ، علت غيبت امام زمان چيست ؟
در پاسخ به اين سوال بايد گفت : كه حكمتهاي بسياري مي توان براي غيبت امام زمان عليه السلام ذكر كرد هر چند علت اصلي آن براي ما مخفي باشد و تنها خداي متعال از سرّ آن آگاه است لكن براي نمونه مي توان به اين موارد اشاره كرد :
خداوند به وسيله ي غيبت امام دوازدهم عليه السلام جانش را از شر دشمنان حفظ نموده است. اگر غيبت امام مهدي عليه السلام نبود، «معتمد» عباسي كه به خون آن حضرت تشنه بود، امام مهدي عليه السلام را نيز، مانند پدران بزرگوار آن حضرت، شهيد مي كرد و زمين از حجت خداوندي خالي مي شد در اين باره روايات فراواني از امامان معصوم عليهم السلام به ما رسيده است; از جمله امام پنجم عليه السلام فرمود:
انّ للقائم غيبة قبل أن يقوم، قال: قلت: و لم؟ قال: يخاف; براي قائم ما امام مهدي عليه السلام قبل از آن كه به پاخيزد غيبتي است
راوي پرسيد: براي چه؟ حضرت فرمود: به جهت اين كه ترس از كشته شدن او وجود دارد(4)
سوال ديگر اين است كه آيا با غيبت او انسانها از همه فوائد وجود امام بي بهره نشده اند؟
پاسخ اين است كه امام قلب عالم وجود و رهبر و مربى نوع انسان است، از اين جهت، حضور و غيبت او تفاوتى ندارد. امام همواره افراد شايسته را هدايت مىكند، اگر چه نتوانند امام را ببينند، به ويژه اين كه در اخبار وارد شده است كه آن حضرت در ميان مردم و در مجالس مؤمنان رفت و آمد دارد، اگر چه مردم او را نشناسند.(5)بنابر اين، پاسدارى امام از دين و دستگيرى از مردم شايسته در زمان غيبت به خوبى انجام مىگيرد. در حقيقت، امام همانند خورشيد پنهان پشت ابر است كه از نور و حرارتش، موجودات، بهره مىبرند؛ گر چه نادانان و كور چشمان، آن را نبينند.
امام صادق عليهالسلام در پاسخ كسى كه پرسيده بود: «چگونه مردم از امام غايب استفاده مىكنند؟» فرمودند: «به همانگونه كه از خورشيد، وقتى كه ابر آن را مىپوشاند.»(6)
گفتار يكى از مستشرقان در اين باره شنيدنى است:
به عقيده من مذهب تشيع، تنها مذهبى است كه رابطه هدايت الهى را ميان خدا و خلق براى هميشه نگه داشته و به طور مستمر، پيوستگى ولايت را زنده و پا برجا مىدارد. مذهب يهود، نبوت را كه رابطهاى است واقعى ميان خدا و عالم انسانى، در حضرت كليم ختم كرده و پس از آن به نبوت حضرت مسيح و حضرت محمد صلي الله عليه و آله اذعان نكرده است، در نتيجه، رابطه مزبور را قطع مىكند. نصارى نيز در حضرت مسيح متوقف شدهاند و اهل سنت از مسلمين هم در حضرت محمد صلي الله عليه و آله ايستادهاند و با ختم نبوت در ايشان، ديگر رابطهاى ميان خالق و مخلوق برقرار نمىدانند.تنها مذهب تشيع است كه معتقد است نبوت با حضرت محمد صلي الله عليه و آله ختم مىشود، ولى ولايت كه همان رابطه هدايت تكميلى است بعد از آن حضرت و براى هميشه زنده مىماند.آرى، تنها در مذهب تشيع است كه اين حقيقت ميان عالم انسانى و الوهى براى هميشه باقى و پا برجاست.(7).
براي اطلاع بيش تر مي توان به كتاب هاي الغيبة شيخ طوسي و الغيبة نعماني و كمال الدين و تمام النعمة شيخ صدوق رجوع كرد.
پي نوشت :
1. حجر(15)، آيه 9
2. كليني، اصول كافي، تهران ، دارالكتب الاسلاميه، 1365هـ.ش، ج ۱، ص ۳۲، باب صفة العلم، ح 2.
3. نهج البلاغه، كلمات قصار – كلمه ۱۴۷.
4. علامه مجلسي، بحارالانوار ، بيروت ، موسسه الوفاء، 1404 هـ.ق، ج 52، ص 98.
5. كليني، كافى، پيشين، ج 1، ص 337.
6. آيت الله صافي گلپايگاني ، منتخب الاثر، قم ، مركز نشر آثار آيت الله صافي، بيتا، ص 271.
7. سالنامه مكتب تشيع، سال دوم، ص 20 - 21.
موفق باشید.






