یعنی چرا بعد پیامبر به امام معصوم نیاز داریم که مورد تایید خدا وپیامبر باشد

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خداوند حكيم غرض از بعثت وارسال پيامبران الهي را هدايت مردم به سوي سعادت و كمال قرارداده است. در صورتي اين هدف تامين مي شود كه افزون به وجود برنامه ودستورالهي, مجري و مفسر خطا ناپذير هم داشته باشد والا بعد از رحلت پيامبر ان الهي دين الهي بدست مردم مي افتاد و در مرور زمان دچار كمبودي و كاستي يا افزايش و انحراف خواهد مردم بعد از انحرافات ايجاد شده قادر نيست كه راه حق و راستين سعادت را از راه دروغ وانحرافي باز شناسد.
بنابراين همانگونه كه براي ابلاغ وبيان وحي نياز به پيامبر است, براي تبيين وتفسير خطاناپذيري از اصول و فروع دين به انسان عالم به علم نيازمند است و الا موجب مي شود كه هدف از بعثت پيامبران الهي تامين نشود.
در واقع آيين پاك و شريعت ناب پيامبر براى زمان محدودى نيامده، بلكه تا روز قيامت ضامن سعادت و رستگارى پيروان و رهروان خود است. لذا حفظ اين آيين واجب است. از سوى ديگر، پاسدارى از شريعت در صورتى امكان پذير است كه حافظ و نگهبان و پاسدار آن، شرايط لازم و كافى براى حفظ آن را داشته باشد; يعنى كسى كه مسئوليت حفظ شريعت را به عهده دارد، بايد بتواند شريعت را بدون كم ترين تغيير و تحريف حفظ نمايد و براى مكلفان بيان كند.
در نتيجه بايد گفت:
1. شريعتى كه پيامبر آورده است بر عموم مكلفان تا روز قيامت واجب است; پس پيوسته به حافظى نياز دارد كه بدون هرگونه تغيير و تحريفى آن را براى مكلفان بازگويد; زيرا در غير اين صورت، تكليف به ما لا يطاق لازم خواهد آمد.
2. آن ناقل و حافظ بايد معصوم باشد; زيرا در غير اين صورت احتمال تغيير و تحريف در شريعت وجود دارد; لذا براى مصون ماندن آن از تغيير و تحريف، چاره اى جز اين نيست كه حافظ آن مصون از هر خطا و گناه و اشتباه باشد و او كسى جز معصوم نيست.(1)
البته براي ضرورت عصمت در امام دلائل ديگري وجود دارد كه براي رعايت اختصار از ذكر آنها خود داري مي كنيم. و از آنجا كه عصمت امري دروني است شناخت فرد معصوم جزء از راه غيب امكان پذير نيست و كسي مي تواند معصوم را شناخته و معرفي كند كه خود آگاه به باطن افراد باشد لذا خداوند فرد را شناخته و براي ابلاغ به پيامبر معرفي مي كند.
پي نوشت ها :
1. بحرانى، ابن ميثم، قواعد المرام، چ كتابخانه آيت الله مرعشي نجفي، چ 2، ص 178.
موفق باشید.