ایا خدا روح انسانها رو یکسان خلق کرد؟

اگه یکسان خلق کرد چرا انسانها یک راه رو انتخاب نکردند و بعضیها بد شدند وبعضیها خوب؟

واگه یکسان خلق نکرد, پس انهایی که راه بد رو انتخاب کردند عذابی ندارند چون از اول طوری خلق شده بودند که به این راه کشیده شدند.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
تفاوت وضعيت روحي افراد بر اثر تاثيرات ژنتيكي و نقش خصوصيات والدين و محيط تربيتي و ديگر علل و عوامل است كه اين نقش در بروز اخلاق و صفاتي خاص، حقيقتي غير قابل انكار است و بروز اين اختلافات و تفاوت ها امري ناگزير و بر اساس ساختار علّي و معلولي عالم است. لذا ويژگي هاي والدين در فرزندان تاثيرگذار مي باشد و به طبع آن خصلت هاي روحي افراد از اين حيث متفاوت خلق شده است و ممكن است شخصي تحت تاثير ژنتيك عصباني تر از ديگري خلق شود و ...
اما آنچه مهم است اين است كه همه اين ويژگي هاي ژنتيكي و اختلافات روحي، فرد را ملزم به انتخاب يك مسير خاص در زندگي نمي كند و ما به روشني موارد متعدد نقض را در اين زمينه مي يابيم كه به رغم همه علل ژنتيكي و تربيتي و ... باز عنصر اختيار فرد و كنش هاي خودخواسته نقش بسزايي در تعيين جهت حركت فرد در مسير زندگي ايفا مي كند. همه اين علل و عوامل نمي تواند نوعي جبر و عدم اختيار را براي فرد رقم بزند. انساني كه مثلاً ژنتيك والدين در كميت و يا كيفيت عصانيت وي تاثير گذار بوده است بالوجدان در خود مي يابد كه به رغم همه اين تاثيرات ، باز مجبور در عصبانيت نبوده و قدرت بر كنترل خود در مواقع حساس دارد .
البته يكي از سنّت هاي الهي اين است كه خداوند براي همه انسان ها به اقتضاي داشته ها و توانايي هاي فكري، جسمي و...، مسئوليت‌ها و تكاليف شان را تعيين مي نمايد. بنا بر توانمندي ها و ابزار و عوامل موفقيت از آن ها بازخواست خواهد كرد.
اين همان حقيقتي است كه با تعابير مختلف در قرآن به آن اشاره شده مانند"لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها..." (1) خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏كند ..." اين عدالت خداوند در مقام تشريع و تكليف است. همچنين در مقام محاسبه و بازخواست و توقعات نيز چنين عدالتي با دقت تمام رعايت مي شود "وَ نَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً(2) "ما ترازوهاى عدل را در روز قيامت برپا مى‏كنيم پس به هيچ كس كمترين ستمى نمى‏شود"
بر اين اساس به موجب قانون عمومي علت و معلول ممكن است شخصي از همان كودكي عصبانيت و ديگري بدون زحمت صبرو...را به ارث برده باشند؛ اما اولاً هيچگاه اين امر به معناي اجبار هر يك در بروز آن صفت در خارج نمي باشد نهايت آن است كه فرد اولي به عصانيت و دومي به صبر گرايش بيشتري دارد ثانياً اينكه شخصي در كودكي به موجب تاثير وراثت و... داراي صفتي نيك مانند صبرو...بوده و خصوصيات روحي او به شكلي خاص رقم خورده ، اگر چه خوب و داراي اهميت است اما به هر حال ثواب الهي صرفاً بر اساس وقوع و يا عدم وقوع آن صفت در خارج محقق نمي شود بلكه بيشترين چيزي كه ميزان ثواب الهي را تعيين مي كند، تلاش و كوششي است كه شخص در بروز اين صفت از خود نشان داده است .
لذا گر چه براي برخي از افراد، زمينه بيشتري براي بروز صفات ناپسند مانند عصبانيت و... وجود داشته و در نتيجه انسان بيشتر در خطر انحراف به چنين مسائلي قرار دارد؛ اما به حكم حديث "أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ أَحْمَزُهَا"(4) بهترين اعمال مشكل‏ترين آن‏هاست»، در مجموع هر چقدر انجام دستورات خداوند به دلائل مختلف براي انسان دشوار باشد، پاداش خداوند نيز بيشتر خواهد بود .
جداي از اينكه هر كس بر اساس خصلت هاي روحي يك ويژگي در او هست كه بر اساس آن ويژگي برخي امور برايش سهل و برخي امور برايش مشكل ميشود به عنوان مثال يكي عصبانيت در اوست و شخص صبوري نيست اما نسبت به مسائل ديگر كمتر كشش دارد مثلا ميل به مال اندوزي و طمع در او كمتر است يا ديگر ويژگي ها و از طرف ديگر ان كس كه صبور است ممكن است خصوصيت حرص به مال دنيا يا ديگر اميال در او بيشتر باشد كه در آن ناحيه بيشتر تهديد مي شود ؛‌ ولي آنچه مهم است اين است كه انسان براساس ويژگي هاي خود مورد امتحان قرار مي گيرد و هيچ انساني بر خصوصيات جبري خود امتحان نمي شود وهر جا سخن از امتحان است قطعا آنجا اختيار هم وجود دارد.
پي نوشت ها :
1. بقره (2) آيه‌276.
2. انبيا(21) آيه 47.
3. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، چ مؤسسة الوفاء، بيروت، 1404ه.ق، ج 67، ص 191.

موفق باشید.