1)بررسی سکولاریسم وتاریخچه پیدایش ان
2)تلازم جمهوریت و اسلامیت با مردم سالاری و نفی سکولاریسم
3)وحدت ایدئولوژیک ضامن استقلال پایدار امت اسلام و نفی استکبار

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
سكولاريسم رويكرد خاصى است كه بر اثر تحولات اقتصادى فرهنگى اجتماعى مغرب زمين پس از عصر نوزايى (رنسانس) به وجود آمد. از مهم ترين نتايج اين پديده شكل گيرى نظريه اى سياسى در باب جدايى دين از سياست است. جان مايه انديشه سكولارها تاكيد بر امورى است كه منتهى به انكار شديد مرجعيت دين در امور اجتماعى و سياسى مى شود. كه تلقى خاص و ويژه اى از دين و كاركرد آن عرضه مى دارد.(1) حقيقت آن است كه شايد نتوان تاريخ دقيق سكولار را بيان نمود، زيرا در شكل گيري سكولاريسم عوامل متعدد دخالت داشته اند كه با گذشت زمان اين عوامل به وجود آمدند، مثلا برخي باور دارند سكولاريسم به معناى جديدش در مغرب زمين با ماكياول (1527 - 1469) شروع مى‏شود. وى هر چند به تبع كليسا معتقد بود كه هدف سياست، جلب رضايت خداوند است، لكن پرسش دنباله‏دار ماكياول آن است كه چگونه مشخص مى‏گردد كه انجام سياستِ به خصوصى خداوند را راضى مى‏نمايد؟ آيا ملاك همان مراجعه به كشيشان گذشته است؟
حال آنكه در اين زمان با اصلاحات دينى آن ها زير سؤال رفته بودند. از اين رو، ماكياول مطلب ديگرى را پيشنهاد مى‏نمايد و آن اين‏كه آنچه بنده خدا [بشر ]را راضى مى‏كند؛ خداوند را هم راضى مى‏كند. زيرا خشنودى بنده در خشنودى خداوند خلاصه مى‏شود.
اين، سرآغاز سكولاريسم است؛ بدين معنا كه «خدا محورى» به «انسان محورى» تبديل مى‏گردد و آنچه در انسان محك و معيار است، عقل مى‏باشد. بنابراين، ايمان به «اصالت عقل» در فردگرايى به جاى ارزش هاى كليسايى شكل مى‏گيرد. مشخصه اين دوره،
اولاً: رهايى فرد از قيود و فشارهاى كليسا است.
ثانياً شكل گرفتن كشورهاى مستقل ( State- Nation) است.
با تعميق و توسعه اين روند، سكولاريسم مساوى مى‏شود با نفى حكومت دينى و اعتقاد به بشرى بودن كامل امور سياسى. بر اساس اين مفاد، دين از شئون دنيوى انسان جداست. اداره اين شئون، اعم از سياسى و اقتصادى به انسان تعلق دارد؛ انسان بايد در سايه عقل و علم خودش، بدون استمداد از آموزه‏هاى دينى، مناسبات اقتصادى و سياسى جامعه را سامان دهد. از سوى ديگر، سكولاريسم، آرمان‏ها و غايات و ارزش‏هاى سياسى و اجتماعى بشر را كاملاً دنيوى مى‏بيند. از اين رو در راه شناخت اين اهداف و ارزش‏ها و راه وصول به آن ها، هيچ نيازى به استمداد و تمسك به دين وجود ندارد.
اگر بخواهيم ماهيت سكولاريسم را به طور فشرده و خلاصه مطرح كنيم بايد بگوييم: سكولاريسم يعنى:
1- عمل كردن بر وفق انگيزه‏هاى غيردينى؛
2- تفسير كردن جهان و حيات و انسان بر حسب مفاهيم و مقولات غيردينى؛
3- كشف استقلال مقولاتى چون علم، سياست، فلسفه، هنر، علوم، نهادهاى اجتماعى و...از دين (2). در ضمن در خصوص اين مساله و جواب گويي به سوال هاي ديگر خود به منابع زير مراجعه
فرماييد:
- حكومت دينى، احمد واعظى ،بحث سكولاريسم
- انتظارات بشر از دين، عبدالله نصرى
- سكولاريسم در اسلام و مسيحيت، حسن قدردان قراملك
-كتاب «فرهنگ واژه‏ها، عبدالرسول بيات و جمعى از نويسندگان (واژه سكولار
پي نو شت ها:
1. رك : احمد واعظى حكومت دينى،( قسمت بحث سكولاريسم ).
2. كتاب نقد، شماره (1) زمستان سال 75 13(بحث سكولار).
موفق باشید.