نماز تراویح چیست؟
ایا عمر داماد امیر مومنان حضرت علی ع بوده؟؟؟
چرا پیامبر گرامی اسلام عایشه که 40سال تفاوت سنی با ایشان داشت به عقد خود در اورد؟ ایا دستور الهی بود؟

پرسش: ديني
نماز تراويح چيست؟

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
نماز تراويح نماز هاي مستحبي است كه مسلمانان سني در درهر شب از شبهاي ماه مبارك رمضان بعد از نماز عشا به جماعت مي خوانند. نماز تراويح بيست ركعت است يعني درهر شب از ماه مبارك رمضان بيست ركعت است. و مانند نماز صبح دو ركعتي خوانده مي شود يعني بعداز هر دوركعت سلام داده مي شود. و چون بعد از هر چهار ركعت استراحت مختصري مي كنند تراويح گفته شده است. در بين اهل سنت رسم است كه هر شب يك جزء قرآن را در اين نمازها تلاوت كنند تا در پايان ماه رمضان، قرآن ختم شود.(1)
از نظر شيعه به جماعت خواندن نماز مستحبي جايز نيست و آن را غير مشروع و از بدعت هاي خليفه دوم مي دانند.
پي نوشت:
1. عبد الرحمن جزيري، الفقه علي المذاهب الاربعه، ج1، ص340.
پرسش: ديني
آيا عمر داماد اميرالمومنان حضرت علي (ع) بوده؟

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
جواب اين سوال مبتني براين است كه روشن گردد، عمر بن خطاب با ام كلثوم دختر علي (ع) از دواج كرده است يانه ؟. در اين خصوص بايد گفت: شيخ مفيد، از بزرگان شيعه و از مورخان و فقها و متكلمان برجسته، اين ازدواج را نميپذيرد و معتقد است كه اين گزارش توسط زبير بن بكار(1) نقل شده كه مورد وثوق نيست. افزون بر اين، او از دشمنان علي(ع) به حساب مي آيد و در مطالبي كه به بني هاشم نسبت مي دهد، قابل اعتماد نيست. متن روايت به صورتهاي مختلف و گاهي متضاد نقل شده كه به آن اشاره مي شود:
أ) علي(ع) متولي عقد ازدواج بود.
ب) عباس، عموي علي، متولي ازدواج شد.
پ) بعد از اينكه بني هاشم مورد تهديد قرار گرفتند، اين ازدواج انجام شد.
ت) اين ازدواج از روي اختيار و بدون تهديد انجام شد.
ث) فرزندي به نام زيد، از اين وصلت به وجود آمد.
ج) زيد، زنده ماند و صاحب نسل شد.
ح) زيد و مادرش (امكلثوم) در زمان عمر كشته شدند، به گونهاي كه معلوم نشد كدام يك زودتر درگذشتند.
خ) ام كلثوم بعد از عمر، زنده بود.
د) عمر، مهريه او را چهل هزار درهم قرار داد.
ذ) عمر، مهريه را چهار هزار درهم قرار داد.
ر) عمر، مهريه را پانصد درهم معيّن كرد.
مرحوم شيخ مفيد چنين نتيجه گيري مي كند كه وجود اين همه اختلاف، موجب بطلان گزارش مي گردد.
وي مي فرمايد: اگر اين روايت صحيح باشد (و چنين ازدواجي محقق گرديده باشد) باز با مذهب شيعه منافاتي ندارد.(2)
سيد مرتضى، شاگرد برجسته شيخ مفيد معتقد است اين ازدواج از روي اختيار نبود. سپس رواياتي را كه دلالت بر اضطرار دارد، يادآور ميشود و در پايان ميفرمايد: حليت و حرمت هر كاري بستگي دارد به اينكه دليلي از دين و شريعت بر آن وجود داشته باشد و كار اميرالمؤمنين، از نظر ما حجت و دليل شرعي است.(3)
ازمطالب مرحوم سيد مرتضى استفاده مي شود كه وي وقوع اين ازدواج را پذيرفته، ولي دليل آن را اضطرار و تهديدهايي مي داند كه متوجه بني هاشم شده بود.
علامه مجلسي براين عقيده است كه انكار اين واقعه از سوي شيخ مفيد شگفتا نگيز است. مجلسي بر اين باور است كه شايد منظور شيخ مفيد اين بوده كه اين موضوع از طريق اهل سنت قابل اثبات نيست،(4) چون رواياتي كه از طريق آنان وارد شده، بسيار متفاوت و متضاد است!
آن گاه مرحوم مجلسي مي گويد: بهترين و اساسي ترين پاسخ به اين پرسش آن است كه گفته شود اين كار به جهت تقيه و اضطرار انجام شد! دور از ذهن نيست كه چنين بوده، چون خيلي از كارهاي حرام، در حال ضرورت و ناچاري، حكم آن تغيير مي كند و گاهي مبدّل به وجوب مي شود.(5)
مرحوم جعفر شهيدي مينويسد: ام كلثوم دومين دختر علي(ع) كه مادرش حضرت زهرا(س) بود، در سال هشتم هجري متولد شد و در سال هفدهم با عمر ازدواج كرد و چون عمر كشته شد، با عون فرزند جعفر و پس از مرگ او با برادرش محمد بن جعفر بن ابي طالب ازدواج كرد. ام كلثوم از عمر پسري به نام زيد آورد.(6)
سيد محسن امين بر اين باور است كه حضرت علي(ع) دو دختر به نام ام كلثوم داشته، مادر يكي از آنان حضرت فاطمه(س) و مادر دومي، زن ديگري بود. آن كه با عمر ازدواج كرد، مادرش فاطمه(س) نبود و پيش از واقعه كربلا، در مدينه درگذشت.
آن ام كلثوم كه در كربلا حضور داشت و در كوفه خطبه خواند، مادرش حضرت زهرا(س) مي باشد.(7)
آقاي سامي الغريري بر اين عقيده است كه ام كلثوم همسر عمر، دختر خليفة اوّل (ابو بكر) بود، كه قلم به دستان مزدور چنين وانمود كردند كه دختر علي(ع) است.(8)
در فروع كافي، بحث طلاق، در مورد عِدّة زني كه شوهرش از دنيا رفته، دو روايت يكي توسط معاويه ابن عمار(9) و ديگري توسط سليمان بن خالد،(10) از امام صادق(ع) نقل شده كه محتواي هر دو اين است: چون عمر درگذشت، حضرت علي(ع) نزد ام كلثوم رفت و او را به خانه خود برد.
از اين دو روايت استفاده مي شود كه ام كلثوم، دختر علي(ع) بود، اما اين كه مادرش چه كسي بود، در روايت به آن اشاره نشده است.
مرحوم مجلسي روايت اوّل را موثق و روايت دوم را صحيح مي شمارد.(11)
با اين ديدگاههاي متفاوت واينكه برخي در گذشت ام كلثوم را پيش از شهادت امام مجتبي (ع) ذكر كرده اند (12 )، اظهار نظر قطعي، در اين باره مشكل است، ولي مسلّم است اگر اين ازدواج انجام شده باشد، با ميل و رغبت انجام نگرفته، اما چه ضرورتهايي مي توانست آن را توجيه نمايد، با قاطعيت نمي توانيم اظهار نظر كنيم. اگر اين كار انجام شده باشد، مصلحت مهمي بوده كه علي (ع) اين وصلت پذيرفته، هر چند ما از آن آگاه نباشيم.
پي نوشت ها:
1. ابو عبدالله، زبير بن ابي بكر بن عبدالله بن مصعب، در زمان معتصم عباسي از سوي وي عهده دار قضاوت در مكه بود. در سال 256 درگذشت. تاريخ بغداد، ج 8، ص 467.
2. مصنفات المفيد، (المسائل السرويه)، ج 7 ص 86 ـ 90، بي نام .
3. محمدباقر مجلسي، مرآة العقول، تهران ،دارالكتب الاسلاميه 1366، چاپ اول، ج 20، ص 43.
34. همان .
5. همان، ص 45.
6. جعفر شهيدي، زندگاني حضرت فاطمه(س)، تهران، دفتر نشر فر هنگ اسلامي، ص 263 ـ 264
7. محسن امين، اعيان الشيعه،.تحقيق حسن امين، بيروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1418، چاپ پنجم، ج 2، ص 12.
8. علي بن محمد، ابن صباغ مالكي، الفصول المهمه في معرفة الأئمة، تحقيق سامي الغريري، انتشارات دارالحديث، ج 1، پاورقي، ص 647.
9. فروع كافي، تهران، تحقيق علي اكبر غفاري، دار الكتب الاسلاميه، 1388، چاپ دوم، ج 6، ص 115.
10. همان، ح 2.
11. مرآه العقول، ج 21، ص 197 و 199.
12. جعفر شهيدي،همان، ص 265.
پرسش: ديني
چرا پيامبر گرامي اسلام عايشه كه 40سال تفاوت سني با ايشان داشت به عقد خود در ،ورد؟ آيا دستور الهي بود؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در خصوص از دواج رسول خدا (ص) با عايشه بايد گفت:
اولا شرايط سني كه در فرهنگ امروزه متداول است، در آن عصر و آن زمان متداول نبود. بسا اتفاق مي افتاد دختران نو رسيده به عقد مردان كهنسال در مي آمدند. در اين گونه ازدواجها هيچ گونه خرده‌گيري و ملامتي وجود نداشت. مانند اين كه در تاريخ آمده است كه عمر از عثمان خواست كه دخترش حفصه را به عقد خود درآورد، در حالي كه عثمان حدود بيست سال از عمر بزرگتر بود، نيز به ابو بكر كه حدود ده سال از عمر بزرگتر بود، پيشنهاد ازدواج با حفصه را داد. آري اين گونه ازدواج‌ها در آن فرهنگ پذيرفته شده بود. بدينسان اختلاف سن در امر ازدواج اهميتي نداشت و بسيار اتفاق مي افتاد كه مردان با زناني ازدواج نمايند كه از نظر سني خيلي كوچكتر باشند. ازدواج مورد پرسش هم مانند بقيه ازدواج هاي رايج زمان، متعارف و طبيعي بود و عيب و نقصي تلقي نمي شد؛ به همين خاطر در هيچ تاريخي بيان نشده كه مشركان مكه و دشمنان رسول خدا (ص) كه به بهانه اي در صدد عيب جويي از آن حضرت بودند، از اين حربه به عنوان يك مسئله منفي در زندگي آن حضرت استفاده نمايند.
ثانياً: اين مطلب درست نيست كه عايشه در هنگام ازدواج كم سن و سال بود و نُه سال داشت، زيرا طبق بعضي روايات منسوب به امام صادق(ع) عايشه موقع ازدواج با پيغمبر، 13 يا 14 ساله بود. البته طبق بعضي از روايات اهل سنت عايشه موقع ازدواج 9 سال سن داشت؛ اما بيشتر احاديثي كه سن عايشه را هنگام ازدواج 9 سال گفته اند يا از طرف هشام بن عروه روايت شده است و يا از سوي راويان عراقي. اهل مدينه.
آنهايي كه هشام بن عروه بيشتر از هفتاد سال نخست زندگي خويش را در ميان شان سپري كرده بود، اين مسأله را روايت نكرده اند.
هشام بن عروه راوي حديث پس از هفتاد و يك سال زندگي در مدينه، آن شهر را به قصد عراق ترك گفته و قرائت هاي مختلف اين حديث از راويان عراقي روايت شده است.
مؤلف (تهذيب التهذيب) كه كتابي در "علم الرجال" است بر اين باور بود كه آن بخش از روايت هاي هشام بن عروه كه از طريق اهل عراق روايت شده اند قابل پذيرش نيستند.
مؤلف "تهذيب التهذيب" اضافه مي كند كه حتي "مالك بن انس" در مورد آن عده احاديث او كه از طريق راويان عراقي روايت شده اند ملاحظه داشت. (1)
امام محمد الذهبي متوفاي سال 748ه ق. در "ميزان الاعتدال"، در باره هشام مي گويد: حافظه هشام در اواخر زندگي اش ضعيف شده بود.
بخاري در كتاب تفسير خويش حديثي را از عايشه نقل نموده، كه در آن مي‌گويد: هنگام نزول آية "بل الساعه موعدهم و الساعه ادهي و امر" كه جزء سوره "القمر" به حساب مي آيد، من "جاريه" اي بودم و بازي مي‌كردم. (2) لفظ "جاريه" در زبان عرب به معني دوشيزه آمده است. كتاب هاي تفسير و حديث مي گويند: اين آيه هشت سال قبل از هجرت پيامبر به مدينه نازل شده است. اگر سن عايشه را هنگام نزول اين آيه ده ساله فرض كنيم، سن ايشان هنگام ازدواج بايد در حدود بيست باشد. بر اساس روايت احمد بن حنبل، با در گذشت خديجه بنت خويلد همسر نخستين پيامبر، زني به نام خوله نزد پيامبر آمده و به پيامبر پيشنهاد نمود تا ازدواج نمايد.
پيامبر پرسيد: چه كسي را براي اين امر درذهن دارد؟ خوله گفت: مي تواني با دختري شوهر نكرده و يا زني كه قبلاً شوهر كرده است ازدواج نمائي. وقتي كه پيامبر منظور او از "دختر شوهر نكرده" و "زني كه قبلاً‌ شوهر كرده است" جويا شد، خوله در پاسخ بخش نخست اين پرسش، نام عايشه را بر زبان آورد.
نزول وحي در سال 610 ميلادي تحقق پذيرفت.
دعوت پيامبر اسلام در سال 613 علني شد.
نامزدي پيامبر و عايشه در سال 620 ميلادي صورت گرفت.
هجرت پيامبر به سوي مدينه در سال 622 ميلادي انجام يافت.
انتقال عايشه به خانه پيامبر در سال 623 و 624 ميلادي صورت گرفت.
طبري مي گويد كه ابوبكر داراي چهار فرزند بود كه همة آنها در دوره جاهليت به دنيا آمده بودند. (3) اگر اين سخن طبري درست باشد كه عايشه قبل از بعثت پيامبر به دنيا آمده باشد، پس او به هيچ صورتي نمي تواند كه هنگام ازدواج نه ساله باشد.
بر اساس روايت هاي معتبر تاريخي، "اسماء" خواهر بزرگ عايشه ده سال از او بزرگتر بوده است. (4) كتاب هاي بسيار معتبر تاريخ گزارش مي دهند كه اسماء در سال هفتاد و سوم هجري در صد سالگي بدرود حيات گفت. (5)
اگر اسماء در سال هفتاد و سوم هجري صد ساله بود، پس عمر او هنگام هجرت بايد بيست و هفت و يا بيست و هشت باشد.
بر اساس اين روايت تاريخي اگر عمر اسما در اثناي هجرت بيست و هفت و يا بيست و هشت باشد، عايشه در آن زمان بايد هفده ساله و يا هجده ساله باشد. اگر عايشه در سال اول و يا دوم هجري ازدواج نموده باشد، بايد عمر ايشان در اثناي ازدواج هجده و يا بيست باشد.
ابن هشام از اولين نگارندگان سيرت پيامبر معتقد است كه عايشه از نخستين پيروان محمد (ص) و از كساني كه در سال هاي نخست اسلام، ايمان آورده بودند. (6)
براي پذيرش ديني بايد كودكي حداقل بتواند راه برود و حرف بزند.
پس اگر عايشه در سال اول بعثت پيامبر سه ساله و يا پنج ساله بوده، پس هنگام ازدواج بايد حد اقل شانزده و يا هجده ساله باشد. ابن هشام مي گويد كه عايشه بعد از هجده نفر ايمان آورده است.(7)
بر مبناي سخن ابن هشام، سن عايشه هنگام ازدواج بايد در حدود شانزده تا بيست سال باشد.
خلاصه مي توان گفت: عايشه هنگام از دواج با رسول خدا(ص) آماده ازدواج بوده و بيشتر از آنچه كه معروف است، يعني- نه سال- سن داشته است.
پي نوشت ها:
1. تهذيب التهذيب، ابن حجر، بيروت، لبنان، دارالفكرللطباعه والنشر والتوزيع، 1404ه-1984م، ج11، ص 48.
2. فتح الباري، شرح صحيح بخاري، قاهره، مصر، المكبه السلفيه، 1407، ج8، ص486.
3. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج چهارم، ص 50، دارالفكر، بيروت، لبنان، 1979.
4. الامام الذهبي، سير اعلام النبلاء، ج2، ص 289، موسسه الرساله، بيروت، لبنان، 1992" و "ابن كثير، البدايه والنهايه، ج8، ص 371، دارالفكر العربي، مصر 1933".
5. البدايه و النهايه، ابن كثير ج8، ص372.
6. ابن هشام، السيره النبويه، مكتبه الرياض الحديثه، الرياض، المملكه العربيه السعوديه، ج 1، ص 234.
7. همان، ص 271.

موفق باشید.